|
|
|
آرشیو                      سردار جوانی:ادامه کار مشایی به مصلحت نیست برخی کشتارها در تهران مشکوک است                    استاندارتهران: حضور در اين22بهمن مانند نماز واجب است                    موسوی لاری: جرياني كه مديريت مراسم 22 بهمن را در دست دارد مسائل جناحي را كنار بگذارد                    دادگاه محسن ميردامادي چهارشنبه برگزار مي‌شود                    نريمان: 22بهمن نشان‌دهنده يكپارچگي و وحدت كلمه است                    "تاماش آيان" خلاف قوانين عمل كرده است ؛ابهام در مورد علت وزنه نزدن علي حسيني در كره جنوبي                    صدا و سيما مخاطبان را دانش آموز ابتدايي مي پندارد                    بيانيه حزب همبستگي به مناسبت 22بهمن                    قنبري: ماداميكه انقلاب از پشتوانه مردم برخوردار است، گزندي نخواهد ديد                    توصيه هاي آيت الله جوادي آملي درباره 22 بهمن                    ميرحسين موسوي؛ اجازه بدهيد مردم همه حرف ها را بشنوند                    مردم فقط سخن راست مي طلبند                    اخبار ویژه اعتماد 3 شنبه                    احمدی نژاد: از امضای لوح تقدیر کتاب متعلق به نویسنده منتقد دولت خودداری کرد                    بليكس: هيچ چيز حمله نظامي به ايران را توجيه نمي‌كند                    اخبار ویژه جمهوری اسلامی 3شنبه                    نرخ خودروهاي داخلي در بازار                    لاريجاني: برنامه بي عدد و رقم قابل نظارت نيست                    بازداشت چند خبرنگار                    مسيرهاى راهپيمايى ۲۲ بهمن در تهران اعلام شد
سه‌شنبه - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸

کاردانی به کارشناسی_کارشناسی ارشد
پرستاری مامایی
به همراه کلیه منابع کارشناسی ارشد
http://esina.ir
ارسال خبر به دوستان نسخه مناسب چاپ
پنج‌شنبه - ۳۰ خرداد ۱۳۸۷

همسر شهید رجایی : رجايي اگر امروز هم بود رفتاري مثل گذشته نداشت

حسین سخنور: سوم تير و هشتم شهريور، مناسبت هايي است تا به رجايي و سوالات و ابهامات مربوط به او پرداخته شود، اما با دو تفاوت. سابقه پرداختن به رجايي در سوم تير، قدمتي کمتر از سه سال دارد و بر پايه ادعاهايي است که برخي مدعيان در خصوص شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي و قرابت و شباهت هاي شخصيتي و رفتاري احمدي نژاد و رجايي مطرح مي کنند. ديگر آنکه همراهان و نزديکان سابق رجايي در هشتم شهريور به رجايي «که بود» مي پردازند و در سوم تير به رجايي «که نبود». از اين رو همسر شهيد رجايي هم در اين مناسبت و در گفت وگوي زير، به تفاوت هاي رجايي و احمدي نژاد اشاره دارد و معتقد است تفاوت ها، در عين شباهت ها، با توجه به عناصر زمان و مکان مشخص مي شود. شايد همين شرايط زمان و مکان بود که وسواس عاتقه صديقي را در صحبت و پذيرش وقت گفت وگو بيشتر مي ساخت و مي گفت؛ «صحبت کردن ديگر تاثير چنداني ندارد.» با اين حال او به پرسش هاي ما پاسخ داد و در هر جوابي سعي مي کرد رجايي را بيش از پيش معرفي کند تا ابهامات متعدد در اين خصوص را برطرف سازد و بدين وسيله بتواند تفکر رجايي را از حصار برخي گروه ها و افکار نجات دهد. اين نيز شايد تنها دليلي بود که همسر شهيد رجايي، ما را با صبر و حوصله پذيرفت، کسي که مدتي است بسياري از مسوولان را هم نمي پذيرد. علاوه بر مناسبت مذکور، بهانه ديگر اين گفت وگو، انتشار اولين مانيفست مکتوب دولت نهم، تحت عنوان «نامه دولت اسلامي» بود که يکي از مقالات مندرج در آن نيز با عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي»، به شباهت هاي دو دولت مي پردازد. همسر شهيد رجايي هم در اين گفت وگو با اعتماد  به ريشه هاي فکري دولت نهم و شهيد رجايي، همگرايي ها و واگرايي ها اشاره دارد.

---

- شما در برخي از مصاحبه هاي اخيرتان اشاره داشتيد برخي از گروه ها و تفکرات از همان ابتداي انقلاب جمهوريت نظام را نشانه گرفتند و با تاکيد بر حکومت اسلامي، سعي در ناديده گرفتن آرا و نظرات مردم داشتند. امروز نيز برخي از همراهان و ياران نخستين انقلاب اين خطر را حس مي کنند و هشدار مي دهند که همان جريان ها در لباس و مقام ديگري، مشغول تکميل پروژه پيشين خود هستند.

بله، از ابتداي پيروزي انقلاب گروه هاي مختلفي بودند که همواره بر حکومت اسلامي تاکيد مي کردند و چندان اهميتي براي جمهوريت نظام و آراي مردم قائل نبودند. به همين دليل بود که امام خميني (ره) در انتخابات، بر«ميزان راي مردم است» تاکيد مي کردند. بارزترين اين گروه ها که همواره حکومت اسلامي را مطرح مي کردند، انجمن حجتيه و بخشي از گروه هاي اصولگراي فعلي بودند. اين تفکرات از ابتدا تاکنون به طور جدي پيگيري مي شد و مي شود که تفکرات و انديشه هاي امام خميني(ره) نيز از مهم ترين موانع شان محسوب مي شود. اگر خاطرتان باشد، بعد از رحلت امام، روزنامه بيان به مديرمسوولي آقاي محتشمي پور منتشر مي شد و مهم ترين و بيشترين کاري که مي کرد در مقابل اظهارات متفاوت مسوولان، نظرات امام را منتشر مي کرد که در نهايت منجر به تعطيلي روزنامه شد. اين القائات مکرر از طريق تبليغات مطرح شد. تمام اين اقدامات زمينه سازي بود تا جمهوريت نظام تهديد و محدود شود. اين تفکر از هر وسيله يي استفاده کرد. حتي با برگزاري مسابقات سراسري، از طرف اين تفکر، جهت القاي حکومت اسلامي به جاي جمهوري اسلامي، اقدام کردند و همچنين تصوير جمهوريت را از اسکناس هاي هزار توماني و 500 توماني که نشانگر شعار راهپيمايان در سال 1357 بود و در يکي از گزينه هاي سوال 16 مسابقه مذکور طرح شده بود، حذف کردند.

- اتفاقاً اولين سند مکتوب مجموعه نظريات و مانيفست دولت نهم با نام فصلنامه تخصصي «نامه دولت اسلامي» منتشر شده است.

دولت اسلامي نيز تعبيري همچون حکومت اسلامي است که ماهيت جمهوريت نظام در آن ناديده گرفته شده است.

- در بخش هايي از اين فصلنامه سعي شده است شباهت هاي دولت نهم و دولت شهيد رجايي تصوير شود. در يک مقاله تحت عنوان «سياست خارجي اعلامي و اعمالي دولت شهيد رجايي» اين موضوع برجسته تر مي شود. در واقع چه شباهت هايي بين سياست خارجي دولت نهم و دولت شهيد رجايي وجود دارد؟

منظور شما از شباهت چيست؟ منظورتان ظواهر سياست هاي هر دو دولت است يا ايده ها، نگرش ها و افکار پشت هر کدام از سياست هاي مدنظرتان.

-با يک مثال منظورم را روشن مي سازم. ظاهراً يکي از سران فرانسه (رئيس جمهور وقت آن کشور) به مناسبت سال نو، نامه يي به شهيد رجايي به عنوان رئيس جمهور ايران مي نويسد و ايشان در مقابل پاسخي بسيار تند و صريح دادند که حتي بنيانگذار انقلاب نيز به مرحوم رجايي تذکر دادند و گفتند فرق است بين اظهارات رسمي شما و موضع گيري هاي من.

شهيد رجايي انتقادپذير بود. اگر امام نصيحتي داشتند به راحتي آن را مي پذيرفتند. شهيد رجايي بي عيب و نقص نبود بلکه به درجه يي از کمال انساني رسيده بود که روحيه انتقادپذيري را در خود بيش از پيش تقويت مي کرد. شهيد رجايي پيش از هر کس اول خود را متهم مي کرد و گمان نمي کرد فقط خود راه صحيح را مي پيمايد، او بسيار از خدا مي ترسيد و هر لحظه خود را در معرض امتحان مي ديد و در اين امتحان هيچ گاه به اعمال نيک خود در گذشته متکي نبود. با ذکر خاطره يي اين ويژگي اخلاقي شهيد رجايي را توصيف مي کنم. يک بار آخر شب ديدم شهيد رجايي با انبوهي از پرونده ها که به خانه آورده بود، نشسته است و در حال راز و نياز با خداوند است. از ايشان پرسيدم با اين سوابق که من از شما سراغ دارم، ديگر از چه مي ترسيد؟ او نگاهي به من کرد و چيزي نگفت و بعد از چند لحظه مکث دوباره دستش را به آسمان بلند کرد و گفت؛ «پناه مي برم به خدا». شهيد رجايي، بعد از پيروزي انقلاب، بي هيچ ادعايي، بدون نام و نشان، با توجه به تخصص آموزشي و فرهنگي که داشت، وارد عرصه خدمت به آموزش و پرورش شد و آنجا را مناسب ترين محمل براي اجرا و اعمال تفکرات خود مي دانست. رياست جمهوري ايشان نيز بر اساس شرايط انقلاب و خواست و اقبال مردم شکل گرفت. او در هر پست و مقامي هرچه گفت به پشتوانه خدا و مردم بود. شهيد رجايي فارغ از شعار و ادعا، در خدمتي بي وقفه و بي سر و صدا مشغول کار شد، تا آنجا بي سر و صدا بود که مورد سوءاستفاده ضدانقلاب قرار گرفت و حضرت امام را وادار کرد به آنها بگويد کارهايي را که براي مردم انجام داديد بازگو کنيد. با اين همه، درصد ناچيزي از کارهاي انجام شده را بازگو کردند و اين در حالي بود که شهيد رجايي مدعي اينکه اشتباه نمي کند و خطا نمي رود، نبود لذا از انتقادها استقبال مي کرد و اهل سفسطه و توجيه نبود و شديداً معتقد به نظرات تخصصي مخالفان و موافقان بود و در عمل حتي در تصميم گيري ها از آن استفاده مي کرد.

-اما به نظر شباهت ها بيش از اينهاست. غير از سياست خارجي دولت نهم (که موضوع يکي از مقالات فصلنامه مذکور است) مواردي همچون ساده زيستي، تفکرات مديريتي و اقتصادي يا ادبيات ضدامريکايي و... موجب شده است قرابتي در ذهن عموم، بين جريان فعلي و شهيد رجايي به وجود آيد. البته سهم تبليغات هم به جاي خود.

بله، کارهاي متفاوتي ممکن است در اين دوره صورت گيرد که با اقدامات شهيد رجايي يکسان باشد اما شايد يکي عين صداقت باشد و ديگري نه، يکي بدون توجه به عنصر زمان و مکان باشد و ديگري متوجه اين اصل باشد. مردم نيز متوجه اين تفاوت ها مي شوند. در برخي موارد اين تفاوت نيز بسيار بارز است. در کلام شهيد رجايي هيچ گاه به اين شکل صحبت از امام زمان و هاله نور نبود. شهيد رجايي واقعيت ها را براساس ايمان و عمل صالح دنبال مي کرد اما امروز گاه براساس وهم و خيال امور تعقيب مي شوند. شهيد رجايي در سازمان ملل از واقعيات شکنجه ها و ظلم و ستم استعمار مي گفت اما امروز از هاله نور مي گويند و اينکه در کل سخنراني يک نفر هم پلک نزد. خب اين خيالات کجا، آن رفتار شهيد رجايي کجا؟ شهيد رجايي يک دفعه هم چنين صحبت هايي نداشت. شهيد رجايي با تمام وجود به جمهوري اسلامي پايبند بود و تحت هيچ شرايطي جمهوريت نظام را ناديده نمي گرفت اما امروز فقط حرف از حکومت اسلامي است. لذا همان طور که برخي از شباهت هاي ظاهري بين شهيد رجايي و جريان فعلي وجود دارد تفاوت هاي ماهوي نيز در اين مقايسه بايد جدي گرفته شود تا برخي از سوءتفاهمات برطرف شود. در مورد شباهت ها نيز مواردي که مطرح کردم ضروري است. آنقدر عنصر زمان و مکان مهم است که حضرت امام خميني اجتهاد مصطلح را به طور مطلق رد و تاکيد کردند زمان و مکان دو عنصر مهم و تعيين کننده در اجتهادند.

- يعني معتقديد ادبيات شهيد رجايي بايد به روز شود؟

هر ادبيات يک ريشه فکري خاص دارد، که با به روز شدنش هم تغييري در اصل آن حاصل نمي شود.

-را در اينجا شايد ريشه فکري خيلي مهم نباشد. در مناسبات ديپلماتيک تاثير بيروني آن افکار مهم است.

بله، اما بايد اين ملاحظات را نيز در نظر گرفت. بالاخره هر ادبياتي متاثر از يک نگرش خاص است، که تاثير بيروني هم دارد.

- آيا امکان دارد نگرش ها و ريشه ها متفاوت باشد اما ادبيات يکسان باشد؟

بله. اسم اين را هم مصلحت مي گذارند. شهيد رجايي که امروز نيست هرچند من با شناختي که از ايشان دارم صحبت مي کنم ولي اگر بگويم شهيد رجايي امروز بود چه مي گفت يا چگونه ادبيات او به روز مي شود، بحث ديگري است. هر نوع پيش بيني در اين باره اين سوال را در ذهن مخاطب به وجود مي آورد که من با کدام علم چنين پيش بيني را مطرح مي کنم. اما مي توان مطمئن بود که رجايي اگر بود، مقتضيات زمان و مکان را در نظر مي گرفت. مثلاً دو نفر شمشير مي کشند يا دو نفر نماز مي گزارند، يکي براي مصلحت خود و گروه خود، يا شمشير مي زند براي نجات اسلام و رضاي خدا .

فرق بسيار است بين کساني که خود را مومن و معتقد معرفي مي کنند با مومني که در اثر تقوا و عمل صالح به حقايقي دست يافته است و خداوند او را عزيز و گرامي داشته و باز هم فرق است بين کساني که آرزوي توسعه و رشد انساني در همه ابعاد براي کشور و مسلمانان دارند تا کساني که مي خواهند يک کشور اسلامي پيشرفته در منطقه خاورميانه به جهانيان ارائه دهند. در اين صورت مي توان گفت در دل تفکر گروه اول همه پيشرفت ها، همراه با انسان متعالي صورت گرفته است ولي در تفکر گروه دوم به صورت ناقص پيشرفت هايي حاصل شده است.

-عنصر زمان و مکان در سياست هم نقش دارد؟

بله، در همه امور اين عنصر نقش دارد. اساساً اگر اين نقش کم رنگ شود، مشکلاتي که امروز گريبانگير ما است متولد مي شود. يک مثال خيلي ساده در اين رابطه تاثير اين اصل را مشخص مي سازد؛ در فضاي اول انقلاب که مسائل معنوي بيش از پيش پررنگ شده بود، شهيد رجايي نماز جماعت در ادارات را باب کردند اما به مرور زمان اين سنت حسنه با تغييراتي که به وجود آمد مشکل ساز شد و مردم و ارباب رجوع متضرر مي شدند. در آن زمان مهندس موسوي خدمت امام رسيد و اين موضوع را مطرح کردند. خب متناسب با شرايط زمان و حفظ منافع اکثر مردم اين مستحب حذف شد ولي در اثر برخي سوءاستفاده ها و بعضي کج فکري ها، برداشت هاي غلطي صورت گرفت و مي گفتند که رجايي نماز جماعت را آورد و ميرحسين موسوي آن را برداشت. اما در واقع هم شهيد رجايي و هم آقاي موسوي صادقانه و مخلصانه عمل کرده بودند، هرچند ظاهر کارشان از هم متفاوت بود. اين نشان مي داد هر دو با توجه به مقتضيات زمان عمل مي کردند.

- اگر عنصر زمان و مکان را لحاظ کنيم به نظر شما چه مقدار از آرا و تصميمات شهيد رجايي امروز صحيح و منطقي خواهد بود؟

شايد بخش مهمي از آن تصميمات امروز غيرعملي باشد. متاسفانه عده يي نيز امروز بدون در نظر داشتن شرايط زماني از ظاهر نظريات شهيد رجايي صرفاً تقليد مي کنند. مشکل اصلي ما هم همين نوع تقليد است. گمان مي کنند اگر همان کارهايي را که شهيد رجايي کرد عيناً انجام دهند موفق خواهند شد. اين گروه توجه ندارند که اگر شهيد رجايي مثلاً در سازمان ملل بخشي از شکنجه هاي خود را بر اساس ضرورتي که پيش آمده بود، نشان داد، متناسب با فضاي متفاوت حاصل از انقلاب ايران بود. ادبيات شهيد رجايي نيز با توجه به شرايط انقلاب معني دار بود. حال سوال شما اين است شهيد رجايي اگر امروز هم بود باز رفتاري مثل گذشته داشت؟ من معتقدم خير، زيرا ايشان بسيار واقع گرا بودند و اساساً رفتارهاي ايشان در ابتداي انقلاب براساس واقع گرايي شان بود اما واقعيات امروز متفاوت از واقعيات ديروز است. مردم در آن زمان کاملاً به مسوولان خود اعتماد داشتند، آيا الان نيز چنين است؟ شهيد رجايي به پشتوانه قوي ارزش هاي الهي که بر اساس آن انقلاب صورت گرفته بود، آن ادبيات مخصوص به خود را اتخاذ مي کرد اما مسوولان امروزي با کدام پشتوانه چنين سخن مي گويند. آيا مسوولان رفتاري از خود بروز داده اند تا بتوانند مثل شهيد رجايي سخن بگويند، آيا آنها واقعاً در امتداد راه شهيد رجايي بودند که امروز هم سعي دارند مثل او عمل کنند؟ اين در حالي بود که رجايي در سن 48 سالگي نيازي نداشت خود را شبيه کسي کند، بلکه خود کسي شده بود. لذا فارغ از مقتضيات زماني، چون هيچ چيز مسوولان فعلي شبيه رجايي نيست ادبيات و رفتار ظاهري آنها هم نمي تواند شبيه ايشان باشد و اگر باشد به نتيجه عکس منجر خواهد شد.

-اما دولت نهم هم معتقد است موج سوم انقلاب را به وجود آورده است و به پشتوانه همين موج مي تواند از ادبيات و گفتمان مشابه ادبيات شهيد رجايي بهره ببرد.

موج تصنعي و سطحي نمي تواند پشتوانه يي ايجاد کند. محبوبيت و عزت نيز از آن خداست و او است که يکي را در جامعه يي عزيز و بزرگ مي دارد. لذا نمي توان به کمک تبليغ و حرف پشتوانه و محبوبيت پايدار ايجاد کرد، بايد واقعيات با شعارها جور باشد که نيست. نمي توان صحبت از موج سوم انقلاب کرد و مردم در عمل هيچ نشانه يي از اين موج در جامعه و سياست کشور نبينند. تفاوت اول انقلاب و موجي که امروز از آن صحبت مي شود در نوع حمايت مردم از آن است. فرق است بين آنکه مردم در ابتداي انقلاب از واقعيات و ارزش هاي انقلاب به صورت خودجوش پيروي مي کردند اما امروز مي گوييم ما سياست ها را خود به وجود مي آوريم و بعد مردم از آن پيروي کنند. به همين دليل همراهي مردم با اين سياست ها کمتر است و حاضر نيستند به راحتي اين موج تصنعي را همراهي کنند. جريان فعلي متاسفانه انقلاب و اسلام را تا حدي شناخته است و گمان مي کند کل اسلام همين است و به همين دليل فقط خودشان مي توانند اسلام را زنده نگه دارند و به منزل آخر انقلاب برسانند، اينها همه وهم و خيال است. اين گروه در واقع چون نتوانسته اند به قله برسند قله را پايين کشيدند و مي گويند قله همين جا است که ما ايستاده ايم. اينها دين را خيلي کوچک شمرده اند.

-شما بخش هايي از تفاوت هاي شهيد رجايي با دولت نهم را به نيات آنها ارجاع داديد. اما در عرصه سياسي بيشتر مي توان راجع به نتيجه نيات و انگيزه هاي دروني سياستمداران صحبت کرد و آنچه در عمل اتفاق مي افتد را مورد ارزيابي قرار داد. بر اين اساس چگونه مي توان ثابت کرد نيات دروني شهيد رجايي متفاوت از جريان فعلي است.

بله من هم معتقدم نمي توان نيت خواني کرد اما در عين حال بر اين باورم که تاثير نيات در رفتارها نيز بروز مي کند. نتايج اتفاقات نيز بي ربط به نيات و انگيزه هاي دروني نيست. در واقع همين تفاوت در نيت ها است که باعث مي شود دو نتيجه متفاوت از يک عمل مشترک به وجود آيد. اگر آثار کار مسوولان امروزي متفاوت است، گرفتار ضعف تشخيص هستند. حال چرا تشخيص انسان ضعيف مي شود و متوجه نمي شود کدام سياست قبلي امروز قابل اجرا نيست؟ اين نيز ناشي از ضعف ايمان است. قرآن نيز با صراحت مي گويد اگر کسي ايمان و تقوا نداشته باشد، فرقان نيز از او گرفته مي شود. (ان تتقوالله يجعل لکم فرقاناً) از ديد قرآن، اگر تقوا نباشد، حجاب مي آيد و حجاب نيز نمي گذارد واقعيات و حقايق روشن شود. در اين صورت پيروي از ظن و گمان مي کند و اين باعث مي شود تضاد در رفتار و گفتار، و حتي گفتار و گفتار، ايجاد شود. وليکن عمل صالح نتيجه مطلوب و دلخواه دارد و در مقابل، ريا و دروغ پردازي منجر به ناکارآمدي و شکست خواهد شد.

-نسل سوم بيشتر شاهد ظواهر مشترک شهيد رجايي و دولت نهم است. آيا به اين نسل حق مي دهيد دولت نهم را امتداد خط فکري شهيد رجايي و ريشه مشکلات فعلي را در نوع تفکرات شهيد رجايي بداند و کاستي ها را به پاي او نيز بگذارد؟

خير. حق نمي دهم چون انسان ها مستقل خلق شده اند. اگر اين حرف شما را بپذيريم در واقع انسان ها را کوچک شمرده ايم، انسان ها مستقل و مسوول آفريده شدند و هر کدام بايد با تحقيق و درايت کافي قضاوت کنند. بر اساس وهم و گمان نبايد حرکت کرد، هر حرفي را که اين نسل مي شنود نبايد به راحتي باور يا رد کند. نسل سوم بايد آگاهانه داوري کند و با سعي و تلاش در پي کسب حقيقت باشد. اگر به جوانان حق دهيم که اشتباهات مسوولان فعلي را به پاي شهيد رجايي بگذارند، آنان را کوچک شمرده ايم يعني براي شناخت و فهم آنان ارزشي قائل نشده ايم و همه چيز را به عملکرد مسوولان وابسته کرده ايم. اگر آنها خوب عمل کنند شهيد رجايي خوب مي شود و اگر بد عمل کنند او نيز بد مي شود پس چه جايي مي ماند براي شناخت مستقل نسل سوم از گذشتگان، از جمله شهيد رجايي. البته فراموش نکنيم اينجا جرم کساني که راه ها را پيچيده تر مي سازند و تشخيص را براي مردم دشوارتر مي کنند بسيار بيشتر از مردم عادي است. امام علي(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه نيز به اين نکته اشاره مي کنند و در تشريح بروز فتنه ها مي فرمايند هنگامي که حق و باطل به هم مي آميزند، مردم به دنبال حق اند اما از باطل سر درمي آورند. اگر نبود آميختن حق به باطل، نه مردم گمراه مي شدند، نه دشمنان خرده مي گرفتند.


نظر کاربران در مورد این خبر :
ایمان زنده بودی
نام :
 
سلام. این مصاحبه هم مظلومیت شهید رجایی را اثبات می کند و هم مظلومیت احمدی نژاد را....این صحبت ها در تاریخ می ماند و مورد قضاوت قرار خوهد گرفت
نظر :
 

پژمان
نام :
 
شهیدان عزیز ما بعضی در زمانن خود مظلومیتشان چشمگیرتر بود بعضی هم مانند شهید رجایی بعد از زمان خود اینگونه ترور شخصیت شده مظلوم واقع می شوند.
از خصوصیات بارز شهید رجایی تواضع و ادب و وقار ایشان بود که از خدا ترسیشان سرچشمه می گرفت اگر صدا و سیما چند سخنرانی و شکل مراودات ایشان را ارائه می داد این موضوع به راحتی قابل فهم بود.هیچگونه منیت و خودخواهی یا تهمت و اسائه ادب حتی نسبت به رقبای سیاسی خود روا نمی داشت.

جایی شنیدم در جلسه ای که سران نظام حضور داشتند بنی صدر که فردی خودخواه و خودمحور بود نسبت به شهید رجایی جسارتی کرد ایشان هیچ عکس العملی نشان نداد ولی آقای هاشمی عزیز عصبانی شد برخاست و گفت بلند شوید برویم و خطاب به بنی صدرگفت وای بر ملتی که تو رئیس جمهورش باشی.

اما با توجه به عنصر زمان و مکان که برگرفته از نوع ادراکات مردم هر زمان از حقایق است.در اوائل انقلاب هنوز کمترین شناختی از انقلاب در خارج از کشور نبود و در قبال رفتار دیگر سیاستمداران می بایست به عنوان یک کشور با سیاست مستقل در برابر انکار هویت سیاسیمان محکم می ایستادیم و همین گونه در جنگ تحمیلی ،تا در یک پروسه طولانی و نفس گیر در جهان جایگاه خود را اثبات کردیم و این در نهایت به نقطه ای رسید که نوعی تفاهم اعلام نشده در قبول پایان جنگ از طرف ما و عدم اقدام به جنگی دیگر از طرف استکباربر علیه کشوری مصمم مانند ایران را رقم زد.و درنهایت اشتباه صدام در حمله به کویت و اعلام شکست سیاسی غرب در پشتیبانی از صدام با اعتراف به آغاز گر بودن او درجنگ علیه ایران که 8سال شبانه روز ایران را جنگ طلب و آغاز گر آن تبلیغ می کردند . و ناخواسته تصویری شگرف ازمقاومت و صبر و انسانیت از نظام ما دراذهان مردم و سیاسیون جهان ایجاد کردند.

اما اکنون ملل دیگرچشم به این دوخته اند که کشوری با آن سابقه و مقاومت و مظلومیت و عدم توسل به روشهای غیرانسانی در زمان جنگ وبعد از آن دراز کردن دست دوستی به طرف کشورهای اسلامی وعفو آنها، بدون انتقام گیری از پشتبانیهای آنها از صدام در جنگ 8ساله، چه پیامی دارد و در مجامع برخلاف گذشته گوشها آماده شنیدن است که ایران اسلامی چگونه روابطش را تنظیم می کند و اخلاق سیاسیش چه حکم می کند اینجا است که درک این موضوع توسط اشخاصی همچون آقای خاتمی باعث رقم خوردن موقعیتی برای ایشان در جهت به تصویر کشیدن ابعاد ناگفته اسلام رحمت و ناب می شود.و استفاده ازگفتمان اوائل انقلاب بعد از 30 سال مانند رجز خوانی در میادین خالی و ریاکاری برای کسب قدرت است و میادین مبارزه و رقابت جایی دیگراست.توصیه می کنم چنین اشخاصی به محل بدر و حنین بروند و با اسب و شمشیر هل من مبارز بطلبند و استکبار نیز چنین رویکردی را مطلوب میداند و از تفسیر اسلام ناب محمدی وپاسخگویی به مشکلات روز هراس دارد.
نظر :
 

محمود
نام :
 
رجائی انسان بی ریا بود که کلامش و گفتارش و کردارش عین مسلمانی بود او معلمی بود که برای همه آنان ولو زمان کوتاهی به اندازه یک ساعت با او همراه بودند بخوبی درک کردند در سال 1359 چند ساعتی را توفیق داشتیم که مهماندار این مرد خدا در اردوگاه باغرود نیشابور که در آن زمان اردوگاه مهاجرین جنگی بود باشیم آن مرد خدا آمد فقط با یک محافظ با یک هلی کوپتر ونه هلی کوپتر نظامی بلکه متعلق به شرکت گاز هیچ مفام استانی او را همراهی نمی کردند مستقبلینش کارکنان اردوگاه که بچه های کمیته امداد بودند و تنی چند از پرسنل سپاه و فرمانده سپاه نیشابور رفتارش بدون هیچ انعکاسی از ریا و در بررسی مشکلات هیچ آثاری از اینکه حلال مشکلات است و یا همه چیز را فقط او می داند نبود هیچ رنگی از ریا و ریاکاری و بلند اندیشی نسبت به جمع دیده نمیشد او بی رنگ بیرنگ بود همانند چمشمه های زلال زلال مثال چهره اش را فقط در صورت انسانهای دیدم م که عاشقانه وبی هیچ منتی و منیتی عاشقانه شهادت را در آغوش گرفتند رجائی هنگام قدم برداشتن زیبا و موذون دار قدم بر می داشت قدمهایش هر گز از سر غرور بر روی زمین خدا نبود او حتی لحظه که یکی از مهاجرین حرف نامربوط و غیر ارادی را در جمع با صدای بلند گفت و ما سخت شرمگین از آن حرف شدیم به مانند معلمی که شاگردش در حال تهی کردن قالب می باشد چنان ماهرانه جو. را نه بنفع خودش که بنحو گوینده و اصلاح حرف او برآمد که هر گز سکوت چند لحظه اول و سپس سخنان آن شهید در پاسخ و لبخندش و رفع کدورت و خوشحالی جمع از درایت اندیشی آن مرد خدا فراموش نمی شود او همه کسانی را که همراهش بودند مورد نظر قرار می داد نگاهش پر از امید بود او به انسان شادی خاصی را می داد آنروزها هیجده سال بیش نداشتم همچنان که دوشادوشش حرکت می کردم هر گز بعنوان یک جوان خام با من وهمه بچه های که همراهش بودیم برخورد نکرد او آنروزهم از تکلیف معلمیش دست بر نداشت اگر چه هیچ میز و تخته سیاهی برای مشق دادن در آنجا نبود آنروز همه جوانان آنجا بودند موج امیدی را در ایران آباد در کلام و رفتار شهید رجائی دیدند و امروز هیچکس نمی تواند خود و یا خطش را با رجائی همساز تلقی کند مگر انسانهای که بیش از ذو دهه برای این کشور با دل و جان در عرصه پیکار با هر ذشمنی و هر کاستی جنگیدند و عاشقانه برای ایرانی آباد دلسوزاندند و شاید بسیاری در کنج خلوت خود سر درگریبان به امید فردی روشن نشتند بر او و خطش گواهی بدهند. روحش شاد راهش مستدام باد
نظر :
 

قزل عاشقی
نام :
 
تعداد کل افراد اسکورت و محافظ و راننده شهید رجایی 4 نفر به سرپرستی سروان شفیعی بودند و خود رو تر دد نیز یک دستگاه جیپ استیشن بود که هر چند وقت رنگ آن را عوض میکردند نه ماشین را در ضمن ماشین مذکور ضد گلوله نبود فقط شیشه های آنرا تقویت کرده بودند . راستی یادم رفت بگم کتانی فرزند ایشان آقا کمال نیز نوکش داره و قدری خودکاری بود این مختصری از وضعیت ایشان بود یادش گرامی باد
نظر :
 

فرهاد
نام :
 
مرحوم رجايي و آقاي احمدي‌نژاد هم از لحاظ نوع تفكر و نوع نگرش، و هم از لحاظ ميزان سواد مشابه‌اند. هر دو از لحاظ اقتصادي سالم و از لحاظ مهارت‌هاي سياسي در يك كلاس قرار مي‌گيرند. به هر حال ساختار نظام جمهوري اسلامي به صورتي تعريف شده كه امكان دستيابي شخصيت‌هاي سياسي با ظرفيت‌هاي متفاوت از آنچه تاكنون بوده، وجود ندارد.
نظر :
 

مختاري
نام :
 
در زمان شهيد رجايي با وجود قيمت ناچيز نفت و وجود جنگ تحميلي وضعيت اقتصادي مملكت ومردم مناسب بود ولي در زمان احمدي نژاد با وجود فروش نفت بشكه اي به بيش از128 دلار ودرآمد 220ميليارد دلار اكثريت ملت زير خطفقر بسرز ميبرند واين درحالي است كه جنگي هم نداريم0
نظر :
 

زماني
نام :
 
آن موقع كه احمدي نژاد با شعار راه شهيد رجايي وارد صحنه انتخابات شد همسر شهيد اظهار داشتند راه شهيد رجايي كجا واحمدينژاد كجا را احمدي نژاد باطل است متاسفانه خيلي از ساده انديشان باور نميكردند وقول شعارهاي ايشان را خوردند اكنون پس از سه سال وبا وجود درآمدهاي نجومي نفت ونبودن جنگ وزلزله گراني وتورم كمر ملت راشكسته تازه به فرمايش همسر شهيد رجايي پي برده اند كه آري راه احمدي نژاد باطل وراه شهيد رجايي حق بود0
نظر :
 

فرزند شهيد
نام :
 
تفاوت احمدي نژاد با شهيد رجايي تفاوت فرش و عرش است
نظر :
 

یاعلی
نام :
 
با توجه به مطلب بالا شباهتی بین رجائی و دولت نهم وجود ندارد.
نظر :
 

محمد اسلامپور
نام :
 
انکار شباهتهای رفتاری دولت نهم با دولت شهید رجایی ، نهایت بی انصافی در حق تاریخ انقلاب اسلامی و ارزشهای مورد حمایت شهید رجایی است
نظر :
 

آخرین اخبار
 
Hosting by webramz