کد خبر: ۵۱۲۸۱
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۸:۵۲
درپي سقوط مرموزدختر جوان دانشجو ازطبقه هفتم يک مجتمع مسکوني، تحقيقات جنايي از نامزد سابقش آغاز شد. جسد دختر جوان ساعت ها پس از سقوط، در قسمتي از مجتمعي که پسر جوان ساکنش بود کشف شد.
درپي سقوط مرموزدختر جوان دانشجو ازطبقه هفتم يک مجتمع مسکوني، تحقيقات جنايي از نامزد سابقش آغاز شد. جسد دختر جوان ساعت ها پس از سقوط، در قسمتي از مجتمعي که پسر جوان ساکنش بود کشف شد.
    به گزارش «ايران»، ساعت ١٠ صبح سه شنبه ٧ دي، بازپرس کشيک جنايي پايتخت درپي تماس ماموران پليس، از کشف جسد دختر جواني درشهرک اکباتان-غرب تهران- باخبرشد. سپس تيم جنايي به سرپرستي بازپرس «منافي آذر» راهي محل حادثه شدند.شواهد نيز نشان مي داد دختر ٢٣ ساله از طبقه هفتم مجتمع سقوط کرده وبه طرز دلخراشي کشته شده است.
    پس ازکشف جسد و بررسي هاي مقدماتي، دو فرضيه قتل و خودکشي مطرح شد. در ادامه بررسي ها وقتي مشخص شد اين اتفاق درمجتمع محل زندگي نامزد سابق نرگس رخ داده است بلافاصله، کوروش بازداشت شد و ديروز براي تحقيقات تخصصي به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد.
    پسرجوان گفت:«10 ماه قبل از طريق شبکه هاي مجازي با نرگس آشنا شدم، اوايل هيچ مشکلي نداشتيم اما بعد از مدتي مواردي از او ديدم که نظرم را نسبت به خودش عوض کرد. نرگس به من قول داد که خودش را درست کند اما من ديگر تمايلي به او نداشتم ولي نرگس علاقه شديدي به من نشان مي داد. علاقه يک طرفه اي که به هم زدن آن براي نرگس از نظر روحي مشکل به وجود مي آورد. با اين حال به درخواست او ارتباط دوستي ما ادامه داشت تا اينکه بهانه گيري هاي نرگس وبرچسب زدن هايش مبني برارتباط من با دختران ديگر آغاز شد. اين ماجرا ادامه داشت تا اينکه ٥ روز قبل که با يکي از دوستانم بيرون بودم نرگس به من تلفن زد و اعصابم را به هم ريخت. من هم تصميم گرفتم کاري کنم که براي هميشه از زندگي ام برود. براي همين به پارتي رفتم و عکس هاي آن را در صفحه اينستاگرامم گذاشتم. سه روز قبل از اين حادثه نيز نرگس مرا با دختري در شهرک غرب ديده بود. او چندين باربه خودروام هم آسيب هايي زد و درنهايت با دختري که همراهم بود صحبت کرد. آن دخترهم به دروغ گفته بود که من با دخترهاي زيادي رابطه دارم و همين مساله نرگس را بيشتر به هم ريخته بود. در تمام اين مدت با خانواده اش در ارتباط بودم و به مادرش گفتم که حالش از نظر روحي خوب نيست. به همين دليل مادرش از من خواست تا نرگس را به خانه مان ببرم و به او قرص خواب آور بدهم تا او برسد و نرگس را به دکتر ببرد. ساعت حدود ٤ بعد از ظهر دوشنبه بعد از کلي جست و جو، بالاخره نرگس را پيدا کردم و به خانه مان آوردم. اما نتوانستم او را زياد نگه دارم و نيم ساعت بعد او رفت. ساعت حدود ٧ شب بود که با دوستم در راه پله ها داشتم سيگار مي کشيدم که او را در مجتمع ديدم. بعد از آن نرگس آخرين پيامکش را به من داد که درآن نوشته بود: «باز ميري مهموني، خوش بگذره.»
    باتوجه به اظهارات پسر جوان، بازپرس جنايي دستور داد تا تکميل تحقيقات جنايي، او تهران را ترک نکند.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
وبگردی