امام حسين(ع): اگر دين نداريد، آزاد مرد باشيد
      
کد خبر: ۶۲۲۷۹
تاریخ انتشار: ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۳:۳۲

سرمربی تیم فوتبال استقلال پس از تساوی تیمش برابر ذوب‌آهن گفت: بعد از بازی در رختکن با بازیکنان حرف زدم.

به گزارش ایسنا، علیرضا منصوریان در نشست خبری پس از تساوی تیمش برابر ذوب‌آهن اظهار کرد: ممنونم که منتظر ماندید. در داخل رختکن با بازیکنان صحبت کردیم و به همین دلیل دیر آمدم.

وی افزود: ابتدا بابت اتفاقات برنامه ۹۰ عذرخواهی می‌کنم. صبحش برنامه را دوباره دیدم. از مردم فوتبال‌دوست ایران، از پیشکسوتان فوتبال ایران مثل علی پروین و علی جباری و کلا از ورزش بابت پریشب (دوشنبه) عذرخواهی می‌کنم. آن اتفاقات نقطه تاریکی بود و دو، سه پیغام بد داشت. به قداست مربی‌گری در آن برنامه توهین شد. از فردوسی‌پور خرده نمی‌گیرم. مسیر برنامه او خوب بود. او خودش هم گفت اسرار خانواده نباید فاش شود. از همه عزیزان، پیشکسوتان، مدیران سابق استقلال و هواداران بابت آن برنامه عذرخواهی می‌کنم.

سرمربی استقلال اضافه کرد: پارسال در هجده ماه پیش یک کنفرانس خبری داشتم و کارم را در استقلال شروع کردم. هوادارنمان به من کمک کردند و کم‌کم داشتیم با حواشی روبه‌رو شدیم. در ورودم به هوادارم قول دادم که داربی را می‌بریم. بعدا فکر کردم دیدم چهار پنج سال است که داربی را نبرده‌ایم. گفتم تیم را اول، دوم می‌کنم و خدا را شکر می‌کنم که به هر دو حرف رسیدیم. عقبه من برای شما معلوم است. با نفت روزهای خوبی داشتم. شرایطم را پلکانی رشد کردم. توانستم به نقطه ایده‌آل برسم. سال قبلش می‌شد به استقلال بیایم ولی به دلایلی یک سال بعد به استقلال آمدم.

او افزود: روزهای اول ۵۰۰۰ تماشاگر به کمپ می آمدند. خیلی فضا خوب و ایده آل بود. هوادارای که امروز گفت رها کن و حیا کن، اصلا از او ناراحت نیستم. من با نسلی دیگر که مال دهه ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ بودند در استادیوم بزرگ شدم و در استقلال با آنها کار کردم. افتخار می‌کنم که شاگرد مکتب استقلال هستم. من همه جا می‌چرخیدم. با گل مظلومی ورود به استادیومم را جشن گرفتم. من سریع بعد از این بازی با فریبا و عبداللهی صحبت کردم. الان من باید به شان خودم و خانواده خودم و استقلال توجه کنم. می‌دانم که این هواداران روزهای خوبی با من گذراندند. اولین بار در بازی با پدیده اتفاقی افتاد که تجربه‌اش را نداشتم. سال‌های آخر فوتبالم خیلی ناراحتم که هفته دومی که حجازی به استقلال آمد مصدوم شدم. همه مربیانم از دهداری و پورحیدری تا مظلومی در رشد من موثر بودند. امروز باید به شان خود و هواداران احترام بگذارم.

وی اضافه کرد: امروز به بازیکنانم گفتم قداست هم را نشکنید. به هم احترام بگذارید. امروز به جرات می‌گویم که می‌توانستم بعد از بازی با پدیده بروم. اصلا نمی‌خواهم درباره اتفاقات برنامه ۹۰ صحبت کنم. نمی‌خواهم بگویم فلانی پشتم حرف زد. من را به آخر خط رساندند. یک وقت‌هایی شما به آخر خط می‌رسید ولی مرا به آخر خط رساندند.

منصوریان ادامه داد: به بازیکنانم گفتم که هوادار دیگر صبر مرا نمی‌کند. پارسال با ماشین سازی قبل از داربی در تهران بازی داشتم. با این ادبیات حیا کن و رها کن آشنا نبودم. به خرمگاه آن موقع گفتم چگونه از جلوی هواداران رد شوم؟ امروز هم می‌خواستم از جلوی هواداران رد شوم ولی فریبا چشمانش پر از اشک بود و به من گفت که از آنجا رد نشوم. من را به آخر خط رساندند. یک عده نمی‌توانند ببینند یک تیم جوان ایرانی موفق است. بعد از بازی با پدیده تنهاترین آدم تاریخ باشگاه استقلال بودم. هفته سختی بود. امروز بازی سختی داشتیم. بعد از بازی با پدیده هم آماده رفتن بودم ولی مربیانم گفتند بمان و بجنگ. امروز وقتی بازی شروع شد با انرژی خوبی آمدم ولی احساس کردم سکوها ملتهب است. گل هم که زدیم هواداران ما دو، سه گروه شده بود.

او ادامه داد: خدا را خوش نمی‌آید که هوادار ما اذیت شود. امروز متوجه شدم که یک آفساید می‌تواند سرنوشت یک مربی را عوض کند. چند وقت پیش ساکت به فریبا گفته بود که به منصوریان بگو فوتبال ادامه دارد و امروز هم فریبا به من گفت که فوتبال ادامه دارد. سه بازیکن مرا برخلاف قوانین دنیا محروم کردند. می‌شد جلوی اتفاقات را گرفت. ما ۸، ۹ مصدوم هم داشتیم. آرزو به دل ماندیم که در یک زمین خوب تمرین کنیم و وقتی به توپ ضربه می‌زنیم مسیر توپ عوض نشود. آقای ساکت و تاج فوتبال ادامه دارد. من تا ۱۰ دقیقه پیش نمی‌دانستم که ساکت این حرف را به فریبا زده است. حرف من این است که فوتبال باید دست فوتبالی‌ها باشد. امروز آخر خط من با استقلال است.

سرمربی استقلال ادامه داد: هواداران پارسال صبر کردند و تیم من درست شد. می‌شد نیمه اول را با گل‌های دوم و سوم پشت سر بگذاریم. به بازیکنانم خسته نباشید می‌گویم. بازیکنان استقلال خیلی تلاش کردند تا مرا حفظ کنند. من برای استقلال فلسفه مربی‌گری‌ام را شروع کردم. وقتی به استقلال می‌آیید باید آماده خیلی از حرف‌ها باشید. خوشحالم از وقتی که به استقلال آمدم نگذاشتم باشگاه علیه پیشکسوتی بیانیه بدهد. به بازیکنانم گفتم که امروز روز آخر من در استقلال است. باید به فضای خانوادگی تیممان احترام می‌گذاشتم. من از همسر آقای فریبا خواستم که او کنار من باشد. او به همراه آقای عبداللهی بزرگ من هستند و روزی آرزو داشتم که روی لب آنها خنده را ببینم. نمی‌خواهم هوادارمان اذیت شود. هوادار صبر ما را نمی‌کند. امروز روز آخرم در استقلال بود و از بازیکنانم خداحافظی کردم. اگر در فضای مربی‌گری باشم، از خداوند می‌خواهم که بستری فراهم نکند که روی نیمکتی بنشینم که مقابل استقلال باشد.

منصوریان ادامه داد: در نفت که بودم وقتی استقلال را بردم نمی‌دانستم خوشحال باشم یا نه. اگر مقابل استقلال باشم امکان ندارد مقابل هواداران استقلال کنار زمین باشم. از فدراسیون فوتبال و آقای ساکت هیچ‌وقت نمی‌گذرم. به آقای فریبا هم گفتم که دیر گفتید این مساله را.

او درپاسخ به این سوال که چه کسانی اذیتش کردند، گفت: نمی‌گویم چه کسانی اذیتم کردند. یک وقت‌هایی باید مثل حضرت علی (ع) سکوت کنید. اسم ساکت و فدراسیون را آوردم چون یکسری چیزها را به چشم دیدم. در آبادان با بازیکنانمان چه کردند؟ بعد از آن هم گل ما را نگرفتند و امروز هم گل آفساید خوردیم اگر بخواهم اسم بیاورم باید ۱۰ -۱۵ نفر را اسم بیاورم. برنامه ۹۰ درس‌های زیادی به من داد. خود فردوسی‌پور هم گفت اسرار را نگویید. نمی‌خواهم ماجرای ۹۰ تکرار شود. درست است که قول دادم اسم‌ها را بگویم. ماهی دو تا اسم می‌آمد جلوی چشمم و بعد از مدتی دیدم چه لیست بلندی شد. وقتی به استقلال می‌آیید یک هیولای درون را می‌بینید. آنهایی که در استقلال هستند این هیولا را ایجاد می‌کنند. برای صندلی داغ مدیریت استقلال همیشه هیولای درون وجود دارد، پرسپولیس سال ۹۴ از این هیولا فرار کرد. همه به این نتیجه رسیدند منافع باشگاه از همه چیز مهم‌تر است و شما صدایی از پیشکسوتان نمی‌بینید. به دوستانم گفتم که نگرانم استقلال وارد فضایی شود که پرسپولیس ۵، ۶ سال داخلش بود. پرسپولیس از این فضا گذشت.

سرمربی استقلال در پاسخ به این سوال که حضور افرادی که به تیمش لطمه زدند در استقلال چگونه بود، گفت: یک مثال می‌زنم تا مساله روشن شود. شما فکر کنید من را الان بردارند و بدون هیچ اطلاع و سوادی بگذارند مثلا وزیر یکی از وزارت‌خانه‌ها. اول این که من ذوق زده می‌شوم و تصمیمات عجیب هم می‌گیرم. اصلا نگاه نمی‌کنم که عقب‌تر چه کسانی کار کردند و چه وجاهتی داشته‌اند. روزهای اول تصمیماتی می‌گیرم و در ادامه بر آن تصمیمات اصرار می‌کنم. برای آوردن خیلی از دوستان کارشناسی نشده بود. من از هواداران می‌خواهم که شان آقای افتخاری را حفظ کنند. به او که سید اولاد پیغمبر است توهین نکنند چون ۲۰ سال سابقه دارد. ما در فوتبال به کسانی نیاز داریم که فوتبال را بفهمند.

وی در پاسخ به این سوال که چرا استقلال روحیه بردن نداشت و آیا منکر مشکل فنی استقلال می‌شود، گفت: با تمام احترامی که برای شما قائلم به شما به چشم یک هوادار احساسی شده نگاه می‌کنم. ما نیمه اول بر بازی مسلط بودیم. تیم ما استرس زیادی داشت. پارسال ولی این استرس را نداشت. بازی‌های زیادی را پارسال با سه گل به پایان می‌رسیدیم. اگر امروز برده بودیم می‌گفتید از بحران خارج شده‌ایم. به بازی با پدیده نگاه کنید. پنج فرصت عالی را از دست دادیم. در بازی با گل گهر هم بازیکنان من نگران بودند. خلق موقعیت هم نیاز به فضای بالانس دارد. من هم از این وضعیتی که به وجود آمد ناراحتم. ما امروز هم فرصت‌های خیلی خوبی داشتیم. شما باید از سکوها اعتماد به نفس بگیرید. این از روی سکوها به بازیکنان ما نمی‌آمد. ما ۲۰ دقیقه فقط داشتیم گریه نورافکن را می‌دیدم و منتظر بودیم این گریه تمام شود تا به نشست بیاییم. شما برای نتیجه گرفتن به ۲۰ آیتم نیاز دارید و اولین آیتم اعتماد به نفس از روی سکوها است و سپس آماده سازی تیم.

منصوریان ادامه داد: بعدا که برنامه ۹۰ را دیدم و خنده عضو هیات مدیره را دیدم، به این نتیجه رسیدم که باید همان موقع از برنامه بیرون می‌آمدیم.

وی در پاسخ به این سوال که نظرش راجع به اظهارات قلعه نویی و این که به نظرش چه کسی باید به استقلال بیاید و در نهایت درباره مهدی رحمتی توضیحی بدهد، گفت: من ۴۰ و اندی سال سن دارم و ۵۰ نفر به من گفته‌اند که ما تو را به استقلال آوردیم. بعضی‌ها هم که اصلا مربی من نبودند و می‌گویند ما تو را آوردیم. اول کسی که در این میان نقش داشت آقای عبداللهی بود. آن زمان‌ها جلوی استقلال خوب بازی می‌کردم تا مربیان مرا ببینند. نفر دوم آقای فریبا بود. قلعه‌نویی هم در آمدنم به استقلال کمکم کرد. آن زمان که موبایل نبود. من یادم هست که در خانه بودم. آن زمان در محله ما خیلی‌ها می‌توانستند ادای دیگران را در بیاورند. یادم است قلعه نویی زنگ زد خانه ما و دوستم تلفن را برداشت و گفت که یک نفر حالش خوب نیست و می‌گوید عبداللهی و فریبا گفته‌اند بیا استقلال. گفتم قطع کن رفقای خودم هستند. خودم گوشی را گرفتم و با قلعه نویی صحبت کردم. او گفت عبداللهی و فریبا تو را می‌خواهند ولی پول نداریم به تو بدهیم. گفتم عیب ندارد، من دارم می‌آیم. نفر چهارم هم کاظم اولیایی بود. من بهمن ۷۳ به استقلال آمدم. جز این ۴ نفر کس دیگری نبود. حجت شاه نباتی هم یادم هست با من آمد. چون رویم نمی‌شد با عبدالله تنها صحبت کنم. اما درباره جایگزین خودم اصلا چیزی نمی‌گویم.

او افزود: درباره مهدی رحمتی، من هیچ‌وقت دروغ نمی‌گویم. امروز به بازیکنانم هم گفتم همه چیز درست بود ولی قداست من شکسته نشد بلکه در ۹۰ قداست مربی‌گری شکسته شد. به بزرگترهای تیمم گفتم که با هم زاویه پیدا نکنید و پشت هم باشید. تنها گله‌ام از رحمتی اتفاق ۹۰ بود. توقعم از او این بود که رحمتی وقتی دید مدیر و سرمربی‌اش به ۹۰ آمده‌اند، به فردوسی پور می‌گفت سرمربی آنجا است و خداحافظ ولی وقتی شرایط را دید و خواست صحبت کند، قداست من شکست. جایگاه من لطمه خورد و شفاف‌تر نمی‌توانم در این باره صحبت کنم و حقیقتا از او گلایه دارم.

وی در پاسخ به این سوال که آیا روزی دوباره به استقلال برمی‌گردد، گفت: اگر بگویم بله یا نه درست نیست. الان خسته و فوق‌العاده تنها هستم. برای ماندن در استقلال باید بستر این موضوع آماده باشد. مگر این که بتوانم روند رو به رشد را خارج از استقلال پیدا کنم. باید به رشدی برسم که روی سکو بدانند مربی جوان ایرانی هم می‌تواند پیشرفت کند. باید این بستر فراهم باشد. من دستیار افشین قطبی بودم. شب بعد از بازی با کره خیلی گریه کرد. نمی‌توانستم خیلی خوب او را درک کنم. چون دستیار بودم و سیبل نبودم. به نسل بعد خودم و دوستان بعد خودم که هدفشان سرمربی‌گری استقلال است می‌گویم که خیلی بستر سختی است. باید ۱۰ ساعت وقت بگذارید ولی دستیاری بستر سبکی است. استقلال را خیلی دوست دارم. دو تیم را خیلی دوست دارم، اول استقلال، دوم استقلال، سوم استقلال، چهارم رئال مادرید و میلان. پرسپولیس هم حریف قابل احترامی است. من آن‌قدر که از حوزه خودم آسیب خوردم از حوزه پرسپولیس نخوردم. بعد از مصاحبه پروین رویم نمی‌شود به پروین زنگ بزنم. از برخی کارهایی که برخی به عنوان کار جلف می‌کنند و به هوادار حریف نشان می‌دهند بدم می‌آید و هیچوقت انجام ندادم چون با آن مخالفم و خودم سال‌ها روی سکوها بودم و می‌دانم چه حسی است.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
وبگردی