کد خبر: ۶۳۴۲۰
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۹
نفوذ منطقه ای ایران و تاثیر آن بر برجام
در هر دو جناح چپ و راست در واشنگتن بر سر یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد و آن موضوع جلوگیری از نفوذ ایران است. دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان هر دو معتقدند که باید علیه اقدامات ایران در سوریه، عراق و یمن کاری کرد.

نواندیش: اندیشکده دیفند دموکراسی اخیرا در گزارشی به بررسی نفوذ ایران و روسیه در خاورمیانه پرداخته و از آن به عنوان خطری بزرگ برای آمریکا یاد کرده است. همچنین در این تحلیل از اتفاق نظر میان تمام گروه های آمریکایی برای مقابله با نفوذ ایران یاد شده، موضوعی که می تواند در نهایت باعث لغو برجام نیز بشود. 

به گزارش نواندیش، در هر دو جناح چپ و راست در واشنگتن بر سر یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد و آن موضوع ایران است. دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان هر دو معتقدند که باید علیه اقدامات ایران در سوریه، عراق و یمن کاری کرد.

در حال حاضر جمهوری اسلامی کنترل جنگ زمینی در سوریه را در اختیار گرفته است و شبه نظامیان شیعه وظیفه مبارزه با نیرو‌های سنی را بر عهده دارند. در عراق جمهوری اسلامی از طریق حمایت از گروه‌های شبه نظامی شیعه و سیاستمداران وابسته به آن حضوری پر رنگ دارد. اگر گروه های شیعه بتوانند در جنوب شبه جزیره عربستان حاکم شوند در آن صورت تهران به زودی به سراغ بحرین با اکثریت شیعه سرکوب شده و همچنین ساکنان شرقی عربستان می‌رود.

در این میان البته بین جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها هنوز درباره شیوه عقب راندن ایران اتفاق نظر وجود ندارد، در حزب دموکرات همچنان درباره توافق هسته‌ای اتفاق نظر وجود دارد و برای دموکرات‌ها این توافق مقدس است و در حال حاضر هر گونه شدت عمل ترامپ در برابر ایران می‌تواند برجام را به خطر بیاندازد و این مورد پسند دموکرات‌ها نیست.

با این حال دو هدف حفظ برجام و فشار بر ایران نمی‌تواند همسو باشد زیرا اصلی ترین راه برای عقب راندن جمهوری اسلامی در منطقه علاوه بر افزایش نیرو‌ها، راه وضع تحریم‌های جدید است و این اقدام می‌تواند برجام را به خطر بیاندازد.

طبق برجام مقرر شد تمامی تحریم‌های هسته‌ای لغو شود و اکنون وضع تحریم‌های جدید به هر حال می‌تواند برجام را با خطر مواجه کند. در حال حاضر نیز به نظر می‌رسد تنها راه اعمال فشار واشنگتن بر تهران اعمال تحریم‌های جدید است.

کنگره و کاخ سفید همزمان اینکه می‌خواهند با جمهوری اسلامی مقابله کنند، بعضا اقداماتی انجام می‌دهند که باعث گسترش نفوذ تهران می‌شود و این یکی از تناقضات بزرگ سیاست خارجی آمریکا به حساب می‌آید. اگر ما تصور کنیم که آمریکا به زودی نیرو‌های بیشتری را در سوریه و عراق مستقر می‌کند و بعد در موصل هم به دنبال تثبیت جایگاه خود برای مقابله با ایران باشد، در این صورت پس از شکست داعش در عراق و سوریه درگیری بین ایران و آمریکا اجتناب ناپذیر خواهد بود.

در شرایطی که شبه نظامیان وابسته به ایران به دنبال ضربه زدن به نیرو‌های آمریکایی مستقر در سوریه و عراق هستند دیگر بعید است که کاخ سفید و کنگره طبق برجام امتیازات اقتصادی جدیدی به ایران بدهند.

از سوی دیگر در صورت استفاده دوباره بشار اسد از سلاح‌های شیمیایی دیگر دونالد ترامپ این موضع را تحمل نخواهد کرد و هیچ بعید نیست که علیه حاکمیت اسد دست به اقدامی جدی بزند.در صورتی که آمریکا حاکمیت اسد را تهدید کند باید منتظر پاسخ نیرو‌های شیعه وابسته به ایران علیه خود باشد و این کار تنش را تشدید می‌کند.

سخنان اخیر ترامپ نشان دهنده پایان حمایت مخفی آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا از ارتش آزاد سوریه است، گروهی که بیشتر از داعش با رژیم اسد مشکل دارد و به نظر می‌رسد از این به بعد آمریکا بیشتر از نیرو‌های کرد سوری برای مبارزه با داعش و آزادسازی رقه حمایت به عمل بیاورد.

در حال حاضر ترامپ نمی‌تواند زمان را به عقب برگرداند و در شرایط فعلی هم هماهنگی با اسد و متحدانش برای شکست دادن گروه‌های جهادی سنی امری بسیار چالش برانگیز خواهد بود. 

طبق برآورد‌ها هنوز حدود 10 درصد از مناطق روستایی به طور کامل در اختیار شورشیان سنی است و مسکو و تهران به دنبال همکاری بیشتر با اسد برای شکست این گروه‌ها در مناطق روستایی و حاشیه‌ای هستند.

به زودی ترامپ متوجه خواهد شد که آتش بس در جنوب سوریه هیچ فایده‌ای ندارد وقتی رژیم اسد در حال از بین بردن دیرالزور و حرکت به سمت مناطق شرقی سوریه است، حرکتی که می‌تواندکار مخالفان را تمام کند.

مسکو و تهران هر دو از این حرکت رژیم اسد به سمت شرق سوریه که می‌تواند مسیر جدیدی به سمت لبنان باز کند و آمریکا را تحت فشار قرار دهد حمایت می‌کنند.

اسد، ایران و روسیه پس از پیروزی سال گذشته خود در حلب اکنون به دنبال پیشروی به سمت شرق سوریه هستند و می‌خواهند موقعیت خود را در خاورمیانه تقویت کنند. بنابر این آمریکا با خود می‌گوید آیا اکنون واقعا وقت عقب راندن ایران و اسد است؟

حتی اگر ما تصور کنیم که در سیاست خارجی جدید آمریکا، دولت تلاش ‌کند که از طریق توافق هسته‌ای در مقابل اقدامات منطقه‌ای ایران بیاستد و یا رژیم جمهوری اسلامی اقدام به راه اندازی دوباره سانتریفیوژ‌ها کند، آمریکا دست به حمله نظامی بزند باز هم ما در شرایط فعلی باید با یک حقیقت زشت درباره ایران مقابله کنیم.

حقیقت این است که بعد از اینکه اوباما در سال 1390 اقدام به خارج کردن نیرو‌های آمریکایی از بین‌النهرین کرد، ایران و روسیه تبدیل به قدرت‌های مسلط خاورمیانه شده‌اند و مقابله با این نفوذ جز با یک تلاش جدی از سوی آمریکا برطرف نخواهد شد.

اکنون به نظر می‌رسد روس‌ها خاورمیانه از جنوب ترکیه تا مصر و از افغانستان تا دریای مدیترانه را تحت نظر دارند و این مناطق در تحلیل‌های سیاست خارجی آنان نقش مهمی ایفا می‌کند.

 اتحاد پوتین با یک کشور شیعه مثل ایران نیز ناشی از اعتماد به نفس داخلی او است، پوتین در محاسبات خود در این باره بسیار هوشمندانه عمل کرده زیرا می‌داند که قدرت  ایران در برابر اعراب سنی حداقل در شما خاورمیانه چندان زیاد نیست.

به نظر می‌رسد استراتژی جدید ترامپ در خاورمیانه همان چیزی باشد که هیلاری نیز در صورت به قدرت رسیدن آن را به کار می‌بست، در این استراتژی آمریکا به دنبال متحد کردن اعراب سنی مثل سعودی‌ها، اردنی‌ها و مصری‌ها علیه ایران خواهد بود.

از سوی دیگر استراتژی کاخ سفید و پنتاگون برای جلوگیری از درگیر شدن جدی آمریکا در خاورمیانه این است که آن‌ها سعی می‌کنند تا از طریق شبه نظامیان کرد سوری با شورشیان سنی بجنگند.

 البته به این استراتژی آمریکایی‌ها در خاورمیانه نقد‌هایی وارد است، از جمله اینکه کرد‌ها در مجموع توانایی محدودی دارند و حمایت بیش از اندازه از آن‌ها می‌تواند باعث تشدید تنش‌های قومی در سوریه و عراق شود. 

از سوی دیگر در جنگ میدانی، آمریکا نمی‌تواند بر روی متحدان سنی خود حساب چندانی باز کند به عنوان مثال عبدالفتاح السیسی، رییس‌جمهور مصر و از متحدان نزدیک آمریکا در منطقه ترجیح می‌دهد اسد بماند و از این رو خود را درگیر جنگ سوریه نمی‌کند.

امروز تنها ایران است که تمامی منابع خود را بسیج کرده و هزاران نفر سرباز برای جنگ به دور از خانه یعنی سوریه ارسال نموده است و مسکو نیز در این مسیر تهران را حمایت می کند.


روسیه و ایران سعی می‌کنند تا قدرت سخت افزاری و همچنین قدرت نرم آرمان گرایی آمریکا در خاورمیانه را از بین ببرند و آمریکا به دنبال این است که بین روسیه و ایران به احاظ استراتژیک جدایی بیاندازد.

آنچه مشخص است ذکر این موضوع است که به نظر می‌رسد بدون حضور نظامی جدی آمریکا در سوریه و عراق این کشور قادر به مقابله با نفوذ ایران نخواهد بود، در حال حاضر واشنگتن قصد دارد از طریق ایجاد مناطق امن در سوریه به تجهیز نیرو‌های تحت امر خود بپردازد.

اگر ما سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا را تصدیق کنیم بدون شک ترامپ می‌تواند جلوی ایران را بگیرد، اکنون حضور نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس باعث شده که ایران قادر به کنترل کامل خاورمیانه و کشور‌های عربی نباشد.

اگز چه دولت ترامپ هنوز نمی‌داند باید در مقابل ایران چه کند، اما به نظر می‌رسد ترامپ کاملا از این طرفیت آگاه است، او از توافق هسته‌ای با ایران متنفر است و شدیدا در راستای دور شدن از آن حرکت می‌کند.  

اگر کاخ سفید اجازه وضع تحریم‌های جدید کنگره علیه ایران را بدهد ما آرام آرام به سمت لغو توافق پیش خواهیم رفت، در آن صورت ترامپ امروز مشتقانه پیروزی ایران در سوریه و عراق را تماشا می‌کند، اما احتمالا در آینده برای اقدام نظامی علیه ایران آماده خواهد شد.

به هر حال هر سناریو‌ای که امروز غیر ممکن به نظر می‌رسد ممکن است که فردا به وقوع بپیوندد.

 




نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
وبگردی