امام حسين(ع): اگر دين نداريد، آزاد مرد باشيد
      
کد خبر: ۶۴۸۹۶
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۰۶:۳۷
با وجود اینکه آمار خودکشی در ایران هنوز نسبت به خیلی از کشور های جهان پایین تر است و فعلا نمی توان این آفت را در قامت بحران دانست، اما همین میزان از خودکشی به خصوص در میان جوانان می تواند زنگ خطری جدی برای جامعه ما باشد.
نواندیش،در این گزارش ابتدا نگاهی به آمار و علل جهانی خودکشی پرداخته و سپس این معضل را در جامعه ایران بررسی می کنیم.

 به گزارش نواندیش، خودکشی در همه جای جهان و بین افراد تمام گروه های سنی، از 15 تا 70 سال رخ می دهد. سازمان بهداشت جهانی (WHO) می گوید که تقریبا یک میلیون نفر سالانه خودکشی می کنند.

 در این بین روش های خودکشی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است: به عنوان مثال در ایالات متحده آمریکا، جایی که سلاح گرم آزاد است، 60 درصد افرادی که اقدام به خودکشی می کنند ترجیح می دهند تا به خود شلیک نمایند؛ در هند و سایر کشورهای آسیایی، و همچنین آفریقای جنوبی، جذب سم، به ویژه نوشیدن آفت کش ها، محبوب ترین سبک خودکشی است. 

به گفته سازمان بهداشت جهانی، در سال 2012  1.5٪ از مرگ و میر در سراسر جهان به علت خودکشی بوده  و این امر سومین علت مرگ در جهان است.  این آمار تنها مرگ و میرهایی است که به عنوان خودکشی تایید شده است چون بنابر گفته WHO  تنها 60 کشور عضو در این باره اطلاعات دقیقی ارائه می دهند، در بسیاری از کشورها به دلیل باور های دینی و اجتماعی خودکشی گناهی بزرگ تلقی می شود.بنابر این در این قبیل از کشورها در بسیاری موارد اقدام به خودکشی مخفیانه صورت گرفته و حتی توسط خانواده فرد کشته شده نیز مخفی می شود

 به همین ترتیب در برخی کشورها  خودکشی همچنان به عنوان یک عمل جنایی محسوب می شود: به عنوان مثال، در مجارستان در صورت اقدام به خودکشی، یک حکم زندان پنج ساله برای فردی که از خودکشی جان سالم به در ببرد در نظر گرفته می شود یا ژاپن  که در آن خودکشی غیرقانونی است.

در کره شمالی،  بستگان فردی که خودکشی می کنند، مجازات می شوند؛  سنگاپور، جایی که خودکشی غیرقانونی باقی می ماند و اقدام به خودکشی می تواند منجر به زندانی شود؛ یا روسیه، که در آن نرخ خودکشی نوجوانان سه برابر میانگین جهان است و کسانی که تلاش می کنند خودکشی کنند به یک بیمارستان روانی منتقل می شوند. همه این ها می تواند دلایلی برای مخفی کردن تلاش های خودکشی و پنهان کردن خودکشی به عنوان علت مرگ و همچنین جلوگیری از آگاهی افکار عمومی در مورد افکار خودکشی باشد،اما آنچه مسلم است این است که خودکشی در سراسر جهان کم کم در حال تبدیل شدن به مشکلی جدی است.

 با توجه به آنچه گفته شد روشن است که خودکشی یک مسئله مهم اجتماعی است. ارقام در هر دو زمینه اقدام به خودکشی و خودکشی قطعی؛ باید به صورت آزادانه مورد بحث قرار گیرند. به گفته سازمان بهداشت جهانی طی 45 سال گذشته،میزان خودکشی 60 درصد افزایش یافته است و  پیش بینی شده که تا سال 2020 میزان مرگ و میر دو برابر شود.

نرخ های خودکشی و نسبت جنسیت ها از کشور به کشور و منطقه به منطقه متفاوت است، اما در اکثر موارد مردان بیشتر از زنان در معرض خطر هستند. طبق برآوردها 75 درصد از خودکشی های جهانی در کشورهای کم درآمد و متوسط رخ داده و 30 درصد از کل موارد خودکشی تنها مربوط به دو کشور چین و هند است.

در این بین کشورهای اروپای شرقی مانند لیتوانی و فدراسیون روسیه ، بیشترین تعداد خودکشی  و کشورهای پرو، مکزیک، برزیل و کلمبیا در آمریکای مرکزی و جنوبی کمترین موارد خودکشی را ثبت کرده اند. در این بین میزان خودکشی در سراسر جهان به طور سنتی میان مردان بالاتر است و اکنون در یک سوم از کشورها جوانان 15-29 ساله در معرض بیشترین خطر قرار دارند. 

در سراسر جوامع غربی مردان حدود سه برابر بیشتر از رنان به وسیله خودکشی  می میرند. تنها در بریتانیا مردان 80 درصد از موارد خودکشی را شامل می شوند (به طور متوسط ​​13 مرد در روز خود را به قتل می رسانند)، این افراد بیشتر در گروه سنی 40-44 ساله هستند. 

از سویی طبق آمار WHO در کشورهای "دارای درآمد پایین و متوسط" نسبت مردان به زن بسیار کمتر از کشورهای توسعه یافته است. این در شرایطی است که به طرز شگفت انگیزی، در ایالات متحده آمریکا، که در آن به گفته مرکز کنترل و پیشگیری بیماری، زنان بیشتر از این تلاش می کنند که از خودکشی نسبت به مردان بمیرند. شکاف جنسیتی آماری در جوامع غربی ممکن است ناشی از روش های خودکشی متفاوت مردان و زنان باشد. 

اما به راستی علل چیست که خودکشی در حال تبدیل شدن به یک بحران است؟

دلایلی که مردم دست به خودکشی می زنند بسیار متفاوت است. اغلب از مسائل بهداشت روانی  به عنوان علت اصلی نام برده می شود. به گفته محققان دانشگاه گلاسکو، در 90 درصد از موارد خودکشی افراد از برخی از انواع بیماری روانی رنج می برند.  شاید به وضوح افسردگی به عنوان یک علت ذکر شده است، اما این بدان معنا نیست که همه کسانی که از افسردگی رنج می برند، در معرض خطر خودکشی هستند.

سازمان جهانی بهداشت مشخص می کند که در حالی که میزان خودکشی از کشور به کشور بسیار متفاوت است، تفاوت ها اغلب تحت تأثیر محیط های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و اقتصادی که در آن مردم زندگی می کنند قرار می گیرد و گاهی افراد بر حسب این تفاوت ها می خواهند به زندگی خود پایان دهند ... فشارهای زندگی و ناراحتی احساسی گاهی اوقات به خودکشی منجر می شود و این موضوع بین همه یکسان است.

عرف عمومی نشان می دهد که "احساسات ما راجع به خودمان نگاه ما را می سازد. اگر این «احساس به خود» مثبت باشد و فرد احساس کند به زندگی مرتبط است و دارای هدف و اعتقادات مثبت است بعید خواهد بود که تحت هیچ شرایطی دست به این عمل بزند در سوی مقابل اگر  تصویر شخص از خودش منفی باشد ، هیچ هدفی نداشته و مدام دم از شکست بزند به طوری که زندگی برایش بی معنا باشد خطر اقدام خودکشی در او بالا خواهد بود.

همه انسان ها ممکن است در مقطعی از زندگی احساس غم و اندوه را تجربه کرده و حتی در شرایط سخت اقتصادی قرار بگیرند بنابر این به هیچ عنوان نمی توان علی رغم باور عمومی تنها فقر و مشکلات را علت اصلی خودکشی دانست، دلیل بر این ادعا نیز آمار بالای خودکشی در بسیاری از کشورهای جهان اول و مرفح است.

امروز در قرن 21 ام با پیشرفت علم و فناوری مفهوم زندگی تا حد زیادی تغییر کرده است و متاسفانه باورهای اعتقادی افراد تا حد زیادی تضعیف شده است به همین خاطر بسیاری از افراد در برابر مشکلات آسیب پذیر تر از گذشته هستند.

خودکشی در ایران

 در کشور ما نیز متاسفانه طی سال های اخیر آمارهای مربوط به خودکشی به طرز چشمگیری افزایش یافته است، تقریبا هفته ای نیست که در رسانه ها خبری مربوط به خودکشی با روش های بعضا عجیب و غریب توجه ها را به خود جلب نکند.

تنها طی چند روز اخیر خبر خودکشی دو دختر نوجوان از بالای پل و انتشار فیلم عجیب آن ها کافی بود که توجه ها را به سوی این معضل جدید جامعه جلب کند، اما به راستی چرا این آفت بزرگ تا این اندازه در جامعه ما آن هم به این شکل در حال گسترش است؟ و آخرین آمارها از این پدیده در کشور ما چگونه است؟

همانطور که پیشتر به آن اشاره شد آمار دقیقی از میزان خودکشی‌ها در کشور منتشر نشده است و تنها آمار رسمی اعلام‌شده مربوط به چهار ماهه اول سال 1392 است. اما نمودار نرخ اقدام به خودکشی در سه دهه گذشته در ایران نشان می‌دهد که نرخ اقدام به خودکشی از دهه 60 تا دهه 70 رشد چشمگیر و بی‌سابقه‌ای داشته است. این نرخ از دهه 70 تا اوایل دهه 80 روند صعودی را پیموده ولی از اواسط دهه 80 به بعد، در یک سیر نزولی کاهش یافته تا بالاخره در دهه 90 به نرخ ثابتی می‌رسد.

بر اساس آمارهای ارائه‌شده در سال 1391 نسبت خودکشی منجر به فوت در مردان ۷ به ۱۰۰ هزار نفر بوده که در مجموع ۲ هزار و ۷۰۰ مرد خودکشی منجر به مرگ داشته‌اند که این میزان در میان زنان ۳.۶ به ۱۰۰ هزار نفر یعنی هزار و ۳۶۹ نفر بوده است.

 اما برای بررسی وضعیت سال‌های اخیر تنها منبع قابل استناد آمارهای گزارش سازمان بهداشت جهانی است. بر اساس این گزارش تعداد خودکشی‌ منجر به مرگ در ایران در سال‌ ۹۴، ۴۰۲۰ مورد بوده است و سنین ۱۵ تا ۲۵ سال بیشترین آمار خودکشی منجر به فوت را در کشور به خود اختصاص داده‌اند. همچنین این گزارش رتبه ایران را در زمینه خودکشی ۱۰۸ اعلام کرده است. مطابق گزارش سازمان بهداشت جهانی تعداد خودکشی‌های منجر به مرگ در ایران طی سال‌های ۹۲ و ۹۳، ۴ هزار و ۶۹ نفر و در سال‌ ۹۴، ۴ هزار و ۲۰ بوده است. 

در آخرین روزهای سال 95 انوشیروان محسنی‌بندپی، رییس سازمان بهزیستی کشور در نشست خبری خود عنوان کرد: در سال 95، چهار هزار و 220 نفر شامل 2 هزار و 880 زن و یک‌هزار و 440 مرد را با مداخلات به‌هنگام اورژانس اجتماعی (با شماره تماس 123) از خودکشی رهایی دادیم.

سید حسن موسوی‌چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور در نشست «خودکشی و افکار عمومی جامعه ایرانی» گفت: مشخصه‌های جامعه ما در این زمینه امیدوارکننده نیست. در کشور ما رضایت اجتماعی، نشاط و اعتماد پایین است و غمگینی و اختلال روانی زیاد در یک جامعه نشان می‌دهد که آن جامعه با نشاط نیست. در چنین شرایطی طبیعی است که عوارض اجتماعی داشته باشیم و خودکشی یکی از این عوارض است.

به هر روی اگرچه آمار خودکشی در ایران هنوز نسبت به خیلی از کشور های جهان پایین تر است و تا تبدیل شدن به بحران فاصله دارد، اما همین میزان از خودکشی به خصوص در میان جوانان می تواند زنگ خطری جدی برای کشور ما باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
وبگردی