کد خبر: ۷۱۵۲۹
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۰۷:۱۵
فرهنگ باستانی ما با قدمت چندین هزار ساله خودش دارای جشن ها و مراسم بی نظیری است. برخی از این مراسم مانند جشن مهرگان امروز تقریبا از یاد رفته اما بعضی دیگر هنوز پابرجاست. یکی از این جشن های باقی مانده مراسم چهارشنبه سوری است که متاسفانه سال ها است با روشی غلط از اصول خودش خارج شده و از این مراسم تنها دردسرهایش که هیچ تناسبی با اصل آن ندارد باقی مانده است.
نواندیش- رضا امیری: فرهنگ باستانی ما با قدمت چندین هزار ساله خودش دارای جشن ها و مراسم بی نظیری است.  برخی از این مراسم مانند جشن مهرگان امروز تقریبا از یاد رفته اما بعضی دیگر هنوز پابرجاست. یکی از این جشن های باقی مانده مراسم چهارشنبه سوری است که متاسفانه سال ها است با روشی غلط از اصل خودش خارج شده و از این مراسم تنها سوختگی و سر و صدا و دردسرهایش که هیچ تناسبی با آن ندارد باقی مانده است.

یکی از موضوعاتی که ما به شدت در آن خبره هستیم تبدیل فرصت ها به چالش و امنیتی کردن آن ها است. در مورد چهارشنبه سوری نیز نظرات بسیار است، نظراتی که حتی می توان آن ها را از عوامل تغییر شکل این جشن دانست. در تمامی این سال ها ما به جای اینکه سعی در احیای درست این مراسم و آگاه سازی مردم درباره آن داشته باشیم و  از شکل نادرستش خارج کنیم سعی در تقابل با آن داشتیم و خودمان کار را به اینجا کشاندیم که امروز آماده باش برای شب چهارشنبه سوری بنشینیم. 

شاید می شد از ابتدا با همراهی مردم و فراهم کردن زمینه های شادی آن ها و به رسمیت شناختن آن در فضایی سالم و درست مقابل انحراف های امروز را گرفت، اما این اتفاق نیافتاد. با این حال شاید هنوز هم دیر نباشد. در جامعی ای که طبق برآورد ها مردم ما جزو غمگین ترین ها به حساب می آیند  چرا نباید از چنین فرصت هایی برای تزریق شور و شعف بین مردم و کم کردن فاصله نسل ها با حاکمیت استفاده کنیم؟

به اذعان بسیاری از کارشناسان از جمله شخص وزیر کشور شکاف بین نسلی در کشور ما روز به روز در حال افزایش است و باید این تهدید را جدی بگیریم. حل این موضوع نیز چندان پیچیده نیست مثلا همین تلاش برای تزریق نشاط به جامعه و برآورده ساختن انتظارات قانونی مردم می توانند راهکارهایی ساده ولی در عین حال موثر باشند.

چرا وقتی می شود با تعیین مکان هایی برای مردم جهت برگزاری مراسم و حتی برگزاری نورافشانی توسط شهرداری ها مردم را جهت خواسته های خود همراه سازیم مدام سعی در انکار و ایجاد تقابل داریم؟تمامی دنیا آرزوی داشتن چنین ظرفیت های عظیمی را دارند، اما ما به جای قدر دانستن آن ها مدام از رسانه های رسمی صحبت هایی را مطرح می کنیم که در جوانان حس تقابل ایجاد می کند.

اگر مردم و در راس آنان جوانان حس کنند در چارچوب قانون مخالفتی با برگزاری مراسم ها و شادی آن ها وجود ندارد بدون شک آن ها نیز دست به چنین رفتارهای هنجار شکنانه ای نزده و از یک مراسم تاریخی جنگی در حد جنگ دوم جهانی نمی سازند. 

واقعا یک بار بنشینیم و در سطوح بالا بررسی کنیم که چرا باید کار به جایی برسد که یک رسانه معاند و وطن فروش تصور کند که می تواند از این مراسم سواستفاده کرده و آز آن در جهت رسیدن به اهداف شوم خودش استفاده کند؟ واقعا اگر ما در رسانه های رسمی خود را با مردم همراه می کردیم آیا امروز دشمنان نظام و کشور این چنین در مقام سواستفاده از یک مراسم ساده بر می آمدند؟

البته در اینکه مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و مورد تایید مراجع معظم هم نیست، موضوعی کاملا درست و لازم الاجرا است اما راه آگاه ساختن مردم در این باره تقابل کردن با آن ها نیست، تاریخ ثابت کرده در مورد هر موضوعی که سعی شده با آن تقابل شود نتیجه عکس داشته و مردم سعی داشتند آن را پررنگ تر از قبل نشان دهند، واقعا با همراهی و برگزاری نورافشانی های زیبا می توان آن را از شکل نادرست و خرافی خارج کرد و رنگ بوی درست داد.

اکنون ریشه ای کوتاه در مورد این مراسم بیان کرده و رسوم جالب قدیمی را مطرح می سازیم به این امید که امشب چهارشنبه آخر سال شاد و ایمنی را در کانون خانواده تجربه کرده و به استقبال سال نو بروید.

جالب ترین و مرسوم ترین مراسم این شب برپاکردن آتش با بته و خار در سر گذرها، بر سر بامها و یا در حیاط خانه ها می باشد. وقتی آتش سوخته و تمام شد، اگر در خانه مراسم انجام شده باشد، خاکسترها را جاروب نموده و جمع می کنند و می دهند یک نفر از خانه بیرون ببرد. در این موقع همه اهل خانه جمع شده، می پرسند: "کجا می روی؟"، می گوید: "کوچه". میپرسند: "چی چی می بری؟" می گوید: "درد و بلای اهل خانه". این شخص با خاکسترها بیرون می رود و در را بروی او می بندند. پس از آنکه خاکسترها را بیرون ریخت بر می گردد و در می زند. اهل خانه با هم می پرسند: "کی هستی؟"، می گوید: "منم". می پرسند: "از کجا آمده ای؟"، می گوید: "از عروسی". می پرسند: "چی چی آوردی؟" می گوید: "تندرستی".

مقارن غروب قبل از تشریفات جهیدن از روی آتش و گاهی هم بعد از آن باید کوزه ای شکسته شود. این رسم به این شکل انجام می شد که در یک کوزه کمی زغال (نشان سیاه بختی) و اندکی نمک (نشان شوری چشم) و یک سکه کم ارزش می گذاشتند و بعد از کمی رقص و دست به دست گرداندن این کوزه، نفر آخر آن را سر بام می برد و از آن بالا به پایین می انداخت. کوزه ای که شکسته می شد باید کهنه ترین کوزه ها باشد زیرا آن کوزه حامل غمهاست. خلاصه چون می شکست اهل خانه یک صدا می پرسیدند: "چه بود شکستی؟"، می گفت: "قضا - بلا". می گویند: "توی آن چه بود؟"، جواب می دهد: "توی آن غم و غصه".

دیگر سنت این زمان فال گوش است. بعد از جستن از روی آتش و شکستن کوزه قضا و بلا، فال گوش ایستادن شروع می شود. بعضی عقیده دارند که اگر شب چهار شنبه سوری فال بگیرند فالشان درست در می آید. از این رو به ویژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگیرند، سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبیند در تاریکی و یا دالان خانه رو به قبله می ایستادند و به گفت و گوی عابرین گوش می دادند. اگر عابرین سخنانی امید بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سود دار، خبر خوشی که شنیده اند و یا مژده ای که داده اند، بیان می کردند، به فال نیک گرفته می شد و نوید آن بود که سالی نیکو و پر از شادی و سرور در پیش است و اگر بر عکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی و خبر های ناگوار گفت و گو می شد نشان این بود که سال نو سال نیکویی برای فال گیرنده است. رهگذران هم چون می دانند شب چهارشنبه سوری است سر چهار راهها مواظب هستند حرفهای امید بخش بزنند. دربعضی اوقات نیز زنان کاسه ای را بر می داشتند و به خانه این و آن می رفتند و با پول یا فلز یا شئ به کاسه می زدند که صدای تصادم شئ و کاسه شنیده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بیاید دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می دید حرفی رد و بدل نمی شد. اگر صاحبخانه می رفت و برایشان شیرینی و آجیل می آورد نشان خیر و برکت بود و اگر نه بر عکس.

این عقیده نیز وجود دارد که ارواح گذشتگان افراد، در این روز دوستان و یاران خود را نظاره می کنند. بسیاری از مردم خصوصاً بچه های خود را در لباسی مخفی می کنند و در حالیکه با قاشق به ظرفی می زنند به در خانه ها می روند و مردم برای رفع بلا چیزی به آنها مژدگانی می دهند، به این سنت " قاشق زنی" می گویند . مردم برای اینکه آرزوهایشان به حقیقت بپیوندند به آنها انواع غذاها می دهند، بعضی از این هدایای مردم عبارتند است: سوپ، آجیل، میوه، پسته، مغز بادام، فندق، انجیر و کشمش.

بعضی ها برای اینکه گره از کار فرو بسته آنها گشوده شود، گوشه دستمال یا چهار قد یا چادر یا پیراهن خود را گره می زدند و می رفتند سر گذر در یک جای خلوت در تاریکی می ایستادند اولین کسی که از آنجا عبور می کرد خواه زن باشد خواه مرد یا بچه گره را جلو او می بردند بی آنکه حرفی دیگر بزنند می گفتند: "گره از کارم باز کن"، به کسی که این پیشنهاد شده واجب بود که گره را باز کند و برود. این گره گشایی به وسیله قفل هم ممکن است. در آن صورت باید گفت "کار بسته ام را باز کن ".

در پایان نیز، پس از خوردن آجیل اهل خانه دور هم می نشینند و فال می گیرند. فال با حافظ یکی از فال های شب چهار شنبه سوری است ولی بهتر آن است که با "بولونی" فال گرفته شود. در همه خانه ها از این شیشه ها یا کوزه های دهان گشاد که بولونی نامیده می شود هست. زن ها و دختر ها و بچه ها جمع می شوند، یک بولونی وسط می گذارند همه کسانی که در فال گرفتن شرکت کرده اند یک چیزی در آن می اندازند. یکی شانه سرش را، یکی انگشترش را، یکی گوشواره اش را، یکی دست بند و غیره. آن وقت به عده فال گیرها کاغذ چهار گوش درست می کنند و در بولونی می اندازند. یکی از دو بچه کوچک، که در دو طرف میز می نشانند، اشیایی را که توی کوزه است و دیگری یکی از آن کاغذ ها را بیرون می آورد. چیزی که در کاغذ نوشته شده فال خوشبختی صاحب آن نشانی است.

حال این رسوم نمادین را با آنچه امروز برگزار می شود مقایسه کنید!





نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
وبگردی