:::Noandish.com::: "مالیات" حلقه مهم اما گمشده اقتصاد ایران
کد خبر: ۱۰۰۲۸۰
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۱۳
متاسفانه وزن سنگین درآمدهای نفتی در اقتصاد کشور، اهمیت مالیات را به عنوان دومین منبع درآمدی دولت به حاشیه رانده و این موضوع مربوط به دیروز و امروز هم نیست بلکه در زمان رژیم گذشته هم به همین شکل بود. این درحالی است که بدون داشتن یک نظام مالیاتی دقیق و بروز نمی توان به تحقق اهداف برنامه های توسعه امیدوار بود.
نواندیش: متاسفانه وزن سنگین درآمدهای نفتی در اقتصاد کشور، اهمیت مالیات را به عنوان دومین منبع درآمدی دولت به حاشیه رانده و این موضوع مربوط به دیروز و امروز هم نیست بلکه در زمان رژیم گذشته هم به همین شکل بود. این درحالی است که بدون داشتن یک نظام مالیاتی دقیق و بروز نمی توان به تحقق اهداف برنامه های توسعه امیدوار بود.
 
به گزارش نواندیش، به طور کلی یکی از آفت های بزرگ اقتصادهای رانتیری مثل کشور ما همین عدم توجه به مالیات است، در حالی که مالیات مناسب‌ترین و پایدارترین نوع درآمد برای دولت بوده و ابزاری است کارآمد جهت اجرای سیاست‌های اقتصادی و حتی هدایت اقتصاد در مسیر اهداف کلان. بنابر این از دیدگاه آنها وجود یک نظام مالیاتی کارآمد برای تداوم فعالیت‌های دولت از ضرورت‌هایی است که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را نادیده گرفت.
 
 
همین روز گذشته رئیس دستگاه مالیاتی کشور در مصاحبه ای رادیویی گفت: آمار دریافتی مربوط به سال گذشته از سیستم بانکی نشان می دهد ۳۰۰ هزار نفر بیش از یک میلیارد تومان درآمدِ مشمول مالیات دارند که ۵۲ درصد این میلیاردرها به هیچ وجه پرونده مالیاتی ندارند.
 

امیدعلی پارسا در این مصاحبه تاکید کرد: آنچه که به عنوان درآمد مالیاتی از مجموع درآمدهای اقتصاد ایران اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی در اختیار دولت و نظام قرارمی گیرد عدد بسیار ناچیزی است. بدون شک با این میزان وصول مالیات دولت قادربه اداره کشور به شکل مطلوب و ارائه خدمات مناسب به آحاد مردم نخواهد بود.

 

این که 52 درصد از این افراد حتی پرونده مالیاتی هم نداشته باشند یعنی یک فاجعه حالا جدا از آمار افرادی که با انواع اقسام روش ها علی رغم داشتن پرونده قانون را دور می زنند. 

 

اما به طور کلی جایگاه مالیات به عنوان حلقه ای بسیار مهم در اقتصاد ایران کجاست؟

 

ایرنا چندی پیش پژوهشی در این زمینه منتشر کرد که مرور آن خالی از فایده نیست. طبق دیدگاه کارشناسان امور مالیاتی، به طور کل در نظام مالیاتی کشور، دو نوع درآمد مالیاتی، شامل مالیات‌های مستقیم و مالیات‌های غیر مستقیم وجود دارد. مالیات‌های مستقیم شامل مالیات بر دارایی و مالیات بر درآمد است. طبق قانون مربوط به مالیات‌های مستقیم که در سال ۱۳۶۶ تصویب شد، مالیات بر دارایی شامل پنج مورد مالیات سالانه ملک‌ها، مالیات مستغلات مسکونی خالی مانده، مالیات بر زمین‌های بایر، مالیات مربوط بر ارث و مالیات حق تمبر می‌شود. در سال ۱۳۸۰ اصلاحاتی در این قانون صورت گرفت که بر اساس آن مالیات‌های سالیانه ملک‌ها، مستغلات مسکونی خالی مانده و زمین‌های بایر، حذف شده و فقط مالیات‌های مربوط به ارث و حق تمبر معتبر است.


همچنین، مالیات بر درآمد مواردی مانند مالیات بر درآمد شرکت‌ها، مشاغل، کشاورزی، حقوق، املاک، درآمدهای اتفاقی و مالیات بر جمع درآمدهای ناشی از منابع گوناگون را در بر می‌گیرد. لازم به ذکر است که درآمدهای به دست آمده از کشاورزی از مالیات معاف هستند.


مالیات‌های غیر مستقیم به عنوان دومین دسته از مالیات‌ها، شامل مالیات بر واردات و مالیات بر مصرف و فروش است. مالیات بر واردات شامل حقوق گمرکی، سود بازرگانی، حق ثبت و سفارش کالا است و مالیات بر مصرف نیز شامل مالیات بر کالاهایی مانند سیگار، مشروبات غیر الکلی، اتومبیل، حق اشتراک تلفن و غیره است.

 

مالیات و چالش‌های پیش رو


مالیات ستانی در کشور ما با چالش‌ها و مشکلاتی همراه است. برخی از این مشکلات در ساختار خود نظام مالیاتی نهفته است. یعنی، به اشکال در قوانین موجود، نوع و تعریف مالیات‌ها، برآورد میزان مالیات و غیره مربوط است.


برخی از مشکلات نیز فرهنگی و اجتماعی است. در این مورد صاحبنظران معتقدند که به طور کل، در جامعه ما ضعف فرهنگ مالیاتی باعث اجتناب و فرار مالیاتی به شیوه‌های گوناگون می‌شود. عوامل زیادی هستند که می‌توانند در این ضعف فرهنگی دخیل باشند. از جمله می‌توان به نوع رابطه دولت و جامعه اشاره کرد. دولت در ایران به خاطر درآمدهای نفتی تقریباً مستقل از جامعه است. درواقع، از زمان پیدایش نفت و ملی شدن این صنعت، به مرور وابستگی دولت به مردم و طبقات اجتماعی جای خود را به وابستگی مردم به دولت داد. این امر، از یک طرف باعث شد که دولت ایجاد یک نظام مالیاتی دقیق و منظم را خیلی جدی نگیرد و از طرف دیگر مردم نیز به همین میزان مالیات را امری مزاحم و غیر ضروری می‌دانستند.


تاریخ اقتصاد نفتی کشور نشان می‌دهد که به دلایل یاد شده فرهنگ مالیاتی کشور به مرور ویژگی‌های خاصی پیدا کرده است. طبق دیگاه کارشناسان، مؤدیان مالیاتی از اهمیت و نقش مالیات‌ها در اقتصاد آگاهی کافی نداشته و از حقوق خویش در چارچوب قوانین مالیاتی بی اطلاع هستند.


همچنین، قوانین مالیاتی از شفافیت لازم برخوردار نیست و در مواردی اعمال آنها اثرات منفی، به ویژه در عملکرد و فعالیت شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی برجای می‌گذارد. بخش از ضعف فرهنگ مالیاتی کشور نیز به پایین بودن میزان اعتماد نهادی در جامعه مربوط می‌شود. از آنجایی که در سازوکاری شفاف، محل هزینه کرد درآمدهای مالیاتی به طور کامل برای مردم مشخص نیست اعتماد اجتماعی نسبت به نظام مالیاتی کشور تضعیف شده است. بنابر این، دولت و مجلس می‌توانند طی یک سری اقدامات هماهنگ دست به اصلاح نظام مالیاتی کشور زده و با جلب اعتماد مؤدیان مالیاتی فرهنگ مالیاتی را در جامعه ترمیم و تقویت کنند.


برای مثال مجلس می‌تواند قوانین را طی بررسی‌های کارشناسانه در کمیسیون‌های مربوطه اصلاح کند. دولت نیز می‌تواند با استفاده از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی نظام مالیاتی کشور را سریع، دقیق و چابک گرداند. اگر بنا است اقتصاد کشور از حالت دولتی خارج شده و به یک اقتصاد خصوصی تبدیل شود و همچنین نابرابری کاهش یابد اصلاح نظام مالیاتی و همچنین فرهنگ مالیاتی در جامعه از ضرورت‌های غیر قابل انکار است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: