- مقام ارشد قضایی درگذشت / حسینعلی نیری کیست؟
- آرش رئیسی نژاد، استاد اخراجی دانشگاه تهران، استاد هاروارد شد! (تصویر)
- سورپرایز ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ برای عراقچی!
- نشست کم سابقه کابینه مکرون و نگرانی فزاینده از حمله به تاسیسات هستهای ایران
- پادشاه بحرین در تماس با پزشکیان: مشتاق دیدار حضوریام
- پیشنهاد لاریجانی به ترامپ
- عذرخواهی تلویزیون بهخاطر پخش یک صحنه مستهجن
- محمد جولانی در کنار همسرش لطیفه دروبی در کاخ ریاست جمهوری (عکس)
- تصمیم سه کشور عربی در صورت حمله آمریکا به ایران
- دروغ سیزده یا دروغ اول آوریل چگونه مرسوم شد؟!
هاشمى رفسنجانى به نیروهای انقلاب رکب زد!
اگرچه سپهر سیاسی برای اصلاحطلبان ابری است و حداقل در کوتاهمدت چشمانداز روشنی برای بازگشتشان به قدرت دیده نمیشود، اما مشخص است اصولگرایان یا حداقل همه آنها، چنین دریافتی از ماجرا ندارند؛ آنها نگران بازگشت اصلاحات به قدرت هستند؛ درست مانند سال 76 که تصور نداشتند چپهای اسلامی بازگردند یا سال 92 که تصور نمیکردند یک اعتدالگرا با حمایت اصلاحطلبان روی کار بیاید. این نگرانی را در آستانه مجلس یازدهم هم داشتند و اتفاقا یکی از دلایلی که باعث شد لحظه آخر با وجود شکاف زیاد و اختلافهای بسیار، در تهران به یک لیست واحد برسند، همین نگرانی از برد مجدد اصلاحطلبان- اعتدالیون بود. برخی از آنها بهوضوح نگرانی خود را از برد مجدد اصلاحطلبان ابراز کرده بودند.
حالا هم مجتبی شاکری، فعال سیاسی اصولگرا، دبیرکل جمعیت جانبازان انقلاب اسلامی و عضو سابق شورای شهر تهران، به ایلنا گفته است: «من فکر میکنم اگر نیروهای انقلاب هوشیار نباشند، ممکن است اتفاقی مانند آنچه در دوم خرداد رخ داد، رقم بخورد و هاشمی تکرار شود. ممکن است از این حرف من تعجب کنید که چگونه ممکن است هاشمی تکرار شود و هاشمی تکرار شود یعنی چه؟ آقای هاشمی در انتخابات سال ۷۶ به نیروهای انقلاب رکب زد. ایشان در ابتدا علاقه داشت محدودیت زمانی ریاستجمهوری را تغییر دهد که موفق نشد؛ علت این عدم موفقیت هم بخشی مغایرت با قانون اساسی بود و بخش دیگر هم اینکه جامعه دیگر ایشان را مانند گذشته مدافع محرومان نمیدید. در چنین شرایط حساس زمانی، آقای هاشمی بهعنوان یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز، خود را به این مجموعه نزدیک کرد، اما درعینحال دست یاران خود در کارگزاران را برای انتخابات و ایفاکردن نقش اپوزیسیون باز گذاشت. در نتیجه این طراحی پیچیده، آقای ناطق به آقای هاشمی نزدیک شد؛ درحالیکه میبایست با توجه به همان نکتهای که در ابتدا گفتم (مردم به منتقد رئیسجمهور مستقر رأی میدهند)، بهعنوان منتقد عملکرد آقای هاشمی خود را مطرح میکرد، اما فریب خورد و خود را با واژه نوچه آقای هاشمی به مردم مطرح کرد و این ذهنیت ایجاد شد که اگر او بیاید، دولت هاشمی ادامه خواهد یافت.
همین نوچه هاشمی بودن منجر به این شد که بارکش تمام انتقادهایی که به هاشمی وارد بود، شود و تمام ظرفیت رأیآوریاش برای تغییر وضعیت موجود و جابهجایی قدرت بر باد برود. از طرف دیگر، طراحی پنهان آقای هاشمی موجب شد آقای خاتمی که مورد حمایت کارگزاران بهعنوان نزدیکان و یاران آقای هاشمی بود، بتواند خود را مطرح کند و پیروز شود. بر همین اساس، آقای خاتمی بخش درخور توجهی از پیروزی خود را به کارگزاران مدیون است؛ چراکه در آن زمان سازمان مجاهدین انقلاب قدرت چندانی در صحنه سیاسی نداشت و حزب مشارکت هم اصلا تأسیس نشده بود. وقتی خاتمی به صحنه آمد و با حمایت کارگزاران یک وجهه اپوزیسیون و جدید به خود گرفت و ادبیات او هم یک ادبیات تحولخواهانه بود؛ در نتیجه خاتمی به مظهر تحول و ناطق به نماد تداوم وضع موجود و پیروی از هاشمی بدل شد و در نهایت این جریان انقلابی بود که شکست خورد.
من احساس میکنم اگر این بار هوشیاری و دقت به خرج ندهیم، ممکن است بازهم این اتفاق تکرار شود و تکرار این مسئله را به شیوه هاشمی آنچنان که اتفاق افتاد، خطری برای نیروهای انقلاب میدانم که اکنون بهرغم اینکه در آستانه پیروزی هستند و همه چیز در دست آنهاست، دوباره یک رکب اینچنینی موجب شود که انتخابات را به رقیب واگذار کنند. البته اکنون جریان اصلاحات فردی در قدوقواره آقای هاشمی که بتواند چنین نقشی را برای این جریان ایفا کند، ندارد، اما بازهم معتقدم که جبهه نیروهای انقلاب باید با هوشمندی و حساسیت صدچندان عمل کنند».