:::Noandish.com::: شجریان بودن، شجریان شدن، شجریان ماندن؛ بدرود خُنیاگر بزرگ
کد خبر: ۱۱۵۳۵۵
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۹ - ۲۲:۰۱
«من محمد‌ رضا شجریان فرزند ایران. صدای من جزئی از فرهنگ کهن ایران است که می‌خواهد به مردم جهان یادآور شود فرهنگ ما انسانی است وپیام آن صلح و صفا و عشق است و پیامی جز دوستی و زندگی نداریم. اگر هم گله‌ای داریم برای رفع نارسایی‌هاست.»

عصر ایران؛ مهرداد خدیر «من محمد‌ رضا شجریان فرزند ایران. صدای من جزئی از فرهنگ کهن ایران است که می‌خواهد به مردم جهان یادآور شود فرهنگ ما انسانی است وپیام آن صلح و صفا و عشق است و پیامی جز دوستی و زندگی نداریم. اگر هم گله‌ای داریم برای رفع نارسایی‌هاست.»



خسرو آواز ایران چشم از جهان بست و سرانجام تسلیم همان بیماری شد که سال ها با او همخانه بود ولی کمتر کسی از آن آگاه بود تا نوروز 1395 خورشیدی که خود در پیام نوروزی خبر داد و پس از آن دیگر صدای آواز تازه ای از او شنیده نشد.



هر چند آخرین کنسرت عمومی او در ایران سال 87 برگزار شد و  دیگر به او اجازه ندادند یا مجال نیافت چرا که به توصیف جمعیت معترض به «خس و خاشاک» واکنش نشان داده و خود را یکی از آنان خوانده بود.



محمد رضا شجریان هم از این دنیا رفت چنان که فردوسی و حافظ و مولانا و سعدی که با آنان سخت دمخور بود رفته‌اند اما در بطن و متن فرهنگ و هنر ایران مانده‌اند.

 

هوشنگ ابتهاج (سایه) گفته بود اگر حافظ زنده بود و صدای شجریان را بر روی غزل‌های خود می‌شنید برمی‌خاست و او را غرق بوسه می‌کرد و حالا می‌توان گفت که حافظ این فرصت را یافته و اکنون خسرو آواز ایران را غرق بوسه می‌کند.



دربارۀ جنبه‌های تخصصی موسیقایی او صاحبان فن و هنرمندان نوشته‌اند و گفته‌اند و باز هم خواهند نوشت و از این نظر تازه شجریان شروع شده است.


او  اما به یک‌ باره ظاهر نشد. پدر او هم صدایی خوش داشت و اگر تعبیر «ژن خوب» به ابتذال کشیده نشده بود مصداق درست و مثبتی از این وراثت بود. چنان که به فرزندان هنرمند او – مژگان و همایون- هم منتقل شده است.


12 ساله بود که در رادیو مشهد به تلاوت قرآن پرداخت و تا پیش از 1346 که به تهران کوچید هم چنان به صورت افتخاری در رادیو مشهد قرآن می خواند و در سال 56 رتبۀ نخست مسابقات تلاوت قرآن را به دست آورد.



همین پیشینه به یاری او آمد تا بتواند پرچم موسیقی دستگاهی یا سنتی ایران را در سال های پس از انقلاب برافرازد چرا که نظام سیاسی تازه تلقی دیگری از موسیقی داشت و شجریان بود که سوء تفاهم ها را زدود و اگر او نبود چه بسا این شعله دست کم در شکل رسمی و علنی آن فرومی‌مُرد.


شجریان، شجریان بود چون در خانواده‌ای هنری بالید و برکشید اما شجریان شد چون در آغاز پدر از او خواسته بود با نام دیگری فعالیت کند و از این رو نخست با نام خود شناخته نمی شد و بعدتر همه دانستند که سیاوش بیدگانی همان محمد رضا شجریان است.


با این همه آنچه شجریان را شجریان کرد نه شجریان بودن او بود و نه شجریان شدن اش. بلکه شجریان ماندن خسرو آواز ایران است. «نه» گفتن ها و سر خم نکردن‌ها و نوع زیست شخصی و اجتماعی.


در زندگی خصوصی دوری از الکل و افیون که زندگی پاره‌ای از هنرمندان را تباه کرده و اهتمام ویژه در تربیت فرزندان هنرمند و چنان که اکنون همایون از محبوب‌ترین هاست و در زیست اجتماعی با واکنش به آنچه در پیرامون رخ می‌دهد و به کنج عافیت نخزیدن.


سال 78 به لطف یکی از دوستان مجال شرکت در یکی از کارگاه‌های شجریان در تالار رودکی دست داد و از نزدیک دیدم چگونه در انتخاب، سخت می‌گیرد و هنگامی که جوانی در واکنش به پاسخ منفی او گریست و گله کرد و گفت: از صدها کیلومتر دورتر آمده‌ام تا شما را ببینم و در این آزمون شرکت کنم او پاسخ داد: من اینجا نمی‌خواهم تنها یک آوازخوان را برگزینم. پای پرچم موسیقی در میان است تا به کسی یا کسانی بسپاریم. پای تاریخ هنر و ادبیات این سرزمین در میان است و برای این که او را تسکین دهد خاطرۀ خود را هم بازگفت که در میانۀ دهۀ 40 به تهران آمد و پیرنیا هم بر او سخت می‌گرفته است. به بیان دیگر او برای خود خویش‌کاری ویژه‌ای قایل بود.


از این روست که می توان گفت محمد رضا شجریان را تنها با موسیقی و آواز نباید شناخت یا شناساند. حتی با هنر و خود می‌گفت: «صدای من بازتاب وقایع تاریخ معاصر ایران است. استاد اصلی من زندگی و شرایطی است که بر من گذشته. چرا که من از هر پدیده ای درس گرفتم. من هر چه دارم از آموخته‌هایم است.»


نقش شجریان در فرهنگ و هنر و شناساندن ادبیات کلاسیک و شعر پارسی چنان ممتاز است که هر چه دربارۀ او گفته شود اغراق نیست.

خراسان مهد زبان و ادبیات پارسی است و عجب نیست که از ادبیات کلاسیک و خاصه غزل توشه‌ها گرفت و با حافظ مأنوس بود. آشنایی با هوشنگ ابتهاج در دهۀ 50 دریچه‌های تازه‌ای از شعر را نیز به روی او گشود و از این روست که گفته می‌شود شجریان را با ادبیات هم می‌توان شناخت.


او با رخدادهای زمانه همسو بود و از این رو در سال 58 خواند: «تفنگت را بده تا رَه بجویم» و 30 سال بعد شعر مشیری را که «تفنگت را زمین بگذار» و مقایسۀ همین دو تاریخ معاصر ایران را بازمی تاباند.


از شجریان نمی‌توان گفت و بی مهری صدا وسیما به او را بازنگفت. مدیران این سازمان البته شاید توجیه کنند که خود خواسته بود صدای او دیگر پخش نشود اما اولا «ربنا»ی جاودانه را مستثنا کرده بود و ثانیا در اعتراض به پاره ای رفتارها چنین خواستی داشت.


تنها حضور رسمی او در رادیو و تلویزیون پس از خروج از آن در سال 1358 را در نوروز 1373 شاهد بودیم. علی لاریجانی رییس وقت سازمان صدا و سیما در خاطرات خود نوشته که در ورودیِ جام جم با شجریان رو به رو شد و از خودرو پیاده شد و همان شب بسیاری از ایرانیان به احترام شجریان برخاستند.


شجریان، خاموش شد اما صدای او خاموش نخواهد شد. پیکر او در توس و در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده خواهد شد تا بدانیم این سنت هزار ساله است. هر چند که خود بر «اصالت» و نه «سنت» تأکید داشت و می‌گفت: بیشتر به اصالت هنر وفادار است تا سنت و به این اعتبار می توان او را هنرمندی مدرن و در عین حال اصیل توصیف کرد.


شجریان، 50 سال هنرمندانه زندگی کرد و قدر خود را می‌دانست و فرای 90 برنامۀ گل‌ها و بیش از 60 اثر منتشر شده و ده ها اثر منتشر نشده به خاطر آن‌که گوهر وجود خود را پاس داشت به نماد هنر ملی بدل شد و به محبوبیتی چنین سترگ دست یافت.


از صدا و سیمایی که استقلال شخصیت و غرور مجری و برنامه ساز محبوب ورزشی خود را نیز برنمی‌تابد و او را کنار می‌گذارد شگفت نیست که چهرۀ برجستۀ آواز را هم نپسندد اما جای طرح این پرسش هست که چگونه می‌توان به خود لقب رسانۀ ملی داد و نماد هنر ملی را برنتافت؟ چگونه می‌توان از فرهنگ ایرانی – اسلامی دم زد و به نماد هنری آن مجال و میدان نداد؟ چقدر بی‌ذوقی می‌خواهد و تا چه اندازه بیگانگی با زیبایی شناسی؟


آری، شجریان، بودنی بود که شد و ماند و می ماند و اگرچه رفته است و می گوییم «بدرود خنیاگر بزرگ» اما او حیات تازه‌ای را در فرهنگ و هنر ایران آغاز کرده است. چونان برجستگان دیگر خراسان و ایران. از دیروز تا امروز. از مولانا و فردوسی و حافظ تا شجریان.


دکتر شفیعی کدکنی سال 1390 و به مناسبت 70 سالگی شجریان شعری سروده بود که در مجلۀ بخارا چاپ شد و این گونه آغاز می‌شود:


بخوان که از صدای تو سپیده سر برآورد
وطن ز نو جوان شود، دَمی دگر برآورد


بخوان که از صدای تو در آسمان باغ ما
هزار قُمری جوان دوباره پَر برآورد


شاید گمان شود این توصیفات، تشبیه و اغراق شاعرانه است اما یکی از استادان ممتاز زبان و ادبیات انگلیسی و از دوستان او در خاطره‌ای گفته است به چشم خود دیده که شجریان آواز می‌خوانده و پرنده‌ای از بالای درخت پایین آمده است.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:

جهانگيرى: امروز بزرگترین سرمایه مغز و دانش جوانان است/تعداد و فروش شرکت‌های دانش‌بنیان رشد قابل توجهی داشته است

جانشینان کنعانی و سید جلال در ترکیب پرسپولیس مشخص شدند!

مغز چطور هنگام خواب دیدن بدن را فلج می‌کند؟

سهامداران سردرگم از شرایط این روزهای "بورس"، آیا همچنان جای امیدواری هست؟!

حمله مسلحانه به مدیرعامل منطقه آزاد قشم!

جوان ترين و مسن ترين كانديداهاى احتمالى انتخابات رياست جمهورى ١٤٠٠

سیلی مربی پرسپولیس به کنعانی زادگان!(عکس)

بازداشت یک مداح در کهگیلویه و بویراحمد

آخرین وضعیت کرونا در تهران/ احتمال شکل گیری پیک چهارم بیماری!

واكنش به گزارش كرونايى: از امام جمعه و مردم قم دلجویی کنید!

بررسی صحنه جنجالی داوری دیدار پرسپولیس - فولاد

معاون معدنی وزیر صمت استعفا داد

ظریف: به دنبال تنش و جنگ نیستیم/ یکی دو روز باقیمانده از دولت ترامپ هم تمام خواهد شد

فکری: هواداران آتو ندهند، استقلال امسال موفق می‌شود!

وام ازدواج ۲۰۰ میلیونی می شود؟!

اخراج به خاطر عکس گرفتن با پیکر مارادونا (تصوير)

ازدواج شهرزاد شريعت زاده و جان سينا

جذاب ترین عکس ها از گوشه و کنار جهان را در دریچه روز تماشا کنید

جديدترين تصوير از مهدى كروبى

مراسم خاکسپاری آیت الله خویی با حضور آیت الله سیستانی (عكس)

ماهی 2.5 تنی در سواحل استرالیا (عكس)

مصادره عدد 4 توسط پرسپوليسى ها بدون فاصله گذارى اجتماعى ! (عكس)

عکسی از درون ضریح پیامبر اسلام (ص)

تیپ استوایی مجری ممنوع التصویر درکنار فرهاد اصلانی (عکس)

اسکورت عجیب بهنوش بختیاری در روزهای کرونایی! (فيلم)

آخرين حضور رحمانى وزير معزول صمت در دولت يازدهم (عكس)

جهان در متفاوت ترین 100 روزی که پشت سر گذاشت

تصويرى از 'سيدحسين حسينى و همسرش' در قرنطينه

تصوير جديد از كريم انصارى فرد و همسر يونانى اش

هرويه ميليچ بازيكن استقلال و همسرش (عكس)

تازه ترین تصویر کریم انصاری فرد در کنار 'همسر یونانی اش'

عکس‌ های مهدى طارمی با سحر قريشى چگونه لو رفت؟

ايوانكا ترامپ محجبه شد!

مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

پژمان جمشيدى و ريحانه پارسا در جشنواره فجر (عكس)

تصوير جديد از مهدى قائدى و همسرش (عكس)

مهدى قائدى مهاجم استقلال و همسرش (عكس)

سلفى همسر سرمربى استقلال با ارگ شيراز

'همسر سرمربى استقلال' در تهران مدل شد (عكس)

حضور بهنوش طباطبایی با ظاهری جدید در جشن عکاسان

پريناز ايزديار در اكران سرخپوست (عكس)

داليلا همسر استراماچونی سرمربی استقلال در تهران (عكس)

تصويرى جديد از بهاره كيان افشار

همسر سرمربی استقلال به ايران نيامده، قليانى شد! (عكس)