- آغاز مرحله دوم از دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا/ المیادین: احتمال تمدید گفتوگوها تا فردا وجود دارد/ صحبت از احتمال دستیابی به توافق «عدم تعرض» مطرح شده
- ادعای نیویورکتایمز در مورد پیشنهاد ایران در مذاکرات
- زمان اعلام تصمیم ترامپ پیرامون مذاکرات ژنو
- عمان: ایران و آمریکا با رویکردی کمسابقه پذیرای ایدهها و راهحلهای جدید و خلاقانه در مذاکرات هستند
- اظهارات بقایی در حاشیه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو
- دانشگاه آزاد مجازی شد
- روایت وزارت خارجه عمان از دیدار «عراقچی» با «بدر ابوسعیدی» در ژنو
- درخواست دختر رضا پهلوی از مردم ایران: برای سیا جاسوسی کنید!
- گزینه ترامپ برای توافق با ایران اعلام شد
- دیروز در دانشگاههای بهشتی، هنر، خوارزمی، معماری و هنر پارس چه گذشت؟
واکنش علی ربیعی به خبر شلاق خوردن یک کارگر
سخنگوی دولت با اشاره به انتشار خبری درباره شلاقخوردن یک کارگر، گفت: من دلیل شلاق خوردن این کارگر را نمیدانم اما شلاق بر تن هر انسان و کارگری نگرانم کرده و آزارم میدهد.
به گزارش نواندیش، علی ربیعی در حساب توئیتر خود نوشت:
«در بدخوابی نیمه شب در اندیشه فرجامِ برجام و جامعه، به عادت بد همیشگی سری به فضای مجازی زدم. با تعجب، خبری تاسفانگیز در مورد شلاق خوردن یک کارگر دیدم. نمیدانم اتهام او چیست، اما من تاکنون در طول عمرم از هیچ کارگر و زحمتکشی شکایتی نکردهام.
در طول دوران وزارتم، صرفا برای یک شکایت دستور پیگیری دادم آنهم در مورد آخرین رییس سازمان تامین اجتماعی در دولت دهم بود.
به یاد دارم آقای عباس عبدی اوایل فروردین ۹۸، به نقل از وکیل خوشنام کشور آقای صالح نیکبخت که وکیل این کارگر بود از من خواست برای رفع شبهه،نامهای تنظیم کنم. من با ایشان صحبت کردم که هر متن موثری که لازم میداند تنظیم کرده تا امضا کنم. اتفاقا در خط چهارم قبل از "شکایت ندارم" خودم واژه "نداشته" را هم اضافه کردم. چون اساسا نه تنها اعتقادی به شکایت ندارم بلکه به گواه همگان، وزارت کار و دفتر من همیشه محلی برای تظلم خواهی کارگران بوده.
من حتی حاضر نشدم عامل فوت فرزندم که به جرم قتل غیرعمد عازم زندان بود یک روز به زندان برود و رضایت دادم.
من دلیل شلاق خوردن این کارگر را نمیدانم اما شلاق بر تن هر انسان و کارگری نگرانم کرده و آزارم میدهد.
آقای نیکبخت وکیل این کارگر، شاهد صادقی برای کل این ماجراست متاسفم از فضای غیرمنصفانه کنونی که عدهای بدون هیچ اطلاعی، قضاوت میکنند و مینویسند و...»
