:::Noandish.com::: پاسخ عراقچی به اتهام‌زنی کیهان: صبرم به سر رسیده بود/ چرا نمی‌پرسید دلیل گریه شرمن چه بود؟
کد خبر: ۱۳۰۶۵۰
تاریخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۴۰۰ - ۱۲:۳۸
سیدعباس عراقچی با انتشار جوابیه ای به ادعاهای روزنامه کیهان درباره مذاکرات هسته ای پاسخ داد.
 
 
 متن جوابیه عراقچی به شرح زیر است:
 
 
جناب آقای شریعتمداری 
مدیر مسئول محترم روزنامه کیهان
با سلام، 
 
در شماره روز چهارشنبه ٣١ شهریور روزنامه کیهان مطلبی تحت عنوان "مسلط به فنون مذاکره بودند و آن خسارت محض را بار آوردند؟!" به چاپ رسیده است که تسلط به رموز و فنون مذاکره از سوی اینجانب را با ذکر نام به تمسخر گرفته و دلیل آن را چنین آورده است :
"وندی شرمن، مذاکره‌کننده آمریکایی در کتاب خاطراتش آورده که در بخشی از مذاکره کشورش خواسته‌ای داشته که نمی‌توانسته آن را به طرف ایرانی بقبولاند و همین کار را مشکل کرده بود. تا اینکه وندی شرمن با نشان دادن عکس نوه اش که تازه به دنیا آمده بود و ریختن چند قطره اشک باعث می‌شود عراقچی خواسته طرف مقابل را قبول کند."
 
 
این داستان چند سالی است که توسط افراد مختلف و رسانه ای گوناگون مرتبا تکرار می شود. اینجانب برای جلوگیری از ایجاد حواشی برای مسئولیت و ماموریتی که در وزارت امور خارجه به عهده داشتم همواره سکوت را ترجیح می دادم، اما اکنون که فراغ بالی دارم، چند نکته را توضیح می دهم:
 
 
١- اینجانب هیچ گاه در مورد تخصص کاری خود در وزارت امور خارجه ادعایی نداشته ام،  اما اگر قرار است در این مورد قضاوتی صورت گیرد شایسته است که مستند آن ادعاهای یک دیپلمات کهنه کار آمریکایی، که قرار است به هر قول و فعل آنها بی اعتماد باشیم، نباشد. 
 
 
٢- جای تعجب دارد که ادعای یک دیپلمات آمریکایی مورد پذیرش واقع می شود و از آن به عنوان مستمسکی برای تمسخر دیپلمات جمهوری اسلامی، یا حداقل یک برادر دینی، استفاده می شود. مگر اصل بر این نیست که آمریکایی‌ها حیله گر و غیرقابل اعتماد هستند؟ چطور شده است که نوشته های آنان مرجع قضاوت در مورد سربازان خط مقدم شما شده است؟ چطور شده است که در شب های مقدس ماه مبارک رمضان فردی که لباس روحانیت دارد در سیمای جمهوری اسلامی کتاب شرمن را سر دست بلند می کند و به جمله جمله آن استناد می کنند تا ثابت کند عراقچی به آمریکایی ها اعتماد کرده است؟!! 
 
 
٣- اگر به خانم شرمن اعتماد دارید حداقل ادعای او را از کتاب خاطراتش درست و کامل نقل کنید: "عراقچی پیش از آن‌که به چارچوب قطعنامه بپردازد، گفت که نکته دیگری هست که می‌خواهد بر سر آن بحث کند. او نکته‌ای را که پیشتر بر سر آن توافق شده بود به چالش کشید. این یکی از ویژگی‌های ثابت شیوه مذاکره ایرانی‌ها بود. همین که به نظر می‌رسید اجماع واقع شده، آنها ناگهان چیزی را پیش می‌کشیدند و باز اوضاع را به هم می‌ریختند. منطق‌شان این بود که ما چیزی را که شما می‌خواستید دادیم، حالا یکی از چیزهایی را که ما می‌خواستیم و شما برداشته بودید، به ما بدهید.  اما در آن لحظه من صبرم به سر رسیده بود. درست در لحظه‌ای که در آستانه توافق قرار داشتیم، خطر این وجود داشت که همه چیز از دست برود. با توجه به آنچه خارج از این جلسه ممکن بود رخ دهد و تمام زحماتی که ما کشیده بودیم، این حرکت او برای من دیوانه‌کننده بود.  من جواب دادم: عباس،‌ کافی است. شما همیشه بیشتر می‌خواهید. ما اینجا هستیم، در حالی که از مهلت مقرر عبور کرده‌ایم و کنگره به‌زودی به تعطیلات می‌رود.  من می‌شنیدم که دارم داد می‌زنم. در آن موقع ناراحتی من از تمایل ایرانی‌ها به بازی‌های تاکتیکی داشت زیاد می‌شد و برخلاف اراده‌ام، اشک در چشمانم در حال جمع شدن بود. این اولین‌باری نبود که چنین چیزی برای من پیش می‌آمد، اما این قطعا نامناسب‌ترین زمان بود. من نفهمیدم که چه زمانی در درونم احساساتم به هم ریخت و در وضعیت گریه و خشم قرار گرفتم. در هر صورت، کار دیگری از من برنمی‌آمد، جز آن‌که اشک‌هایم را نادیده بگیرم و ادامه دهم. من به ایرانی‌ها کلافگی‌ام را توضیح دادم و این‌که چگونه تاکتیک‌های آنها برنامه‌های زندگی‌ام را به‌هم ریخته است و گفتم: من دیگر نمی‌دانم چه کنم، اما مهم‌تر از همه،‌ شما دارید تمام زحماتمان را به خطر می‌اندازید.  پس از سکوت طولانی‌مدت، عراقچی نکته‌ای را که به آن اعتراض کرده بود پس گرفت. اشک‌های من به او نشان داد که دیگر چیزی برای دادن به آنها وجود ندارد و ما پس از آن توانستیم بر سر لحن قطعنامه سازمان ملل به توافق برسیم."
 
 
۴- اما ماجرای دقیق تر و صحیح تر در جلد پنجم کتاب راز سر به مهر آمده است: "حدود بیستم تیر 1394ش، بود. ۲۵ روز بود که در هتل کوبورگ زندانی بودیم. دوسال ونیم مذاکرات فشرده به لحظات نفس‌گیر پایانی رسیده بود، میزان خواب شبانه به حدود یک ساعت محدود گشته بود. صدها میلیون انسان در دنیا نظاره‌گر بودند و هشتاد میلیون ایرانی دل نگران و چشم انتظار... . موضوع مذاکره اکنون دیگر قطعنامه شورای امنیت بود. یکی از مهم‌ترین اسناد تاریخ ایران داشت رقم می‌خورد. در مذاکرات قطعنامۀ ۲۲۳۱ آمریکا pen holder بود، ابتدا با ما مذاکره می کرد و بعد نزد بقیه مذاکره‌کنندگان می رفت و با آنها مذاکره می کرد و تأییدیه آنها را می گرفت.
 
 
این یکی از اتفاقات نادر در تاریخ شورای امنیت بود که برای نوشتن قطعنامه با کشوری که خود موضوع قطعنامه است (ایران) مذاکره کنند. بند به بند، سطر به سطر، و کلمه به کلمه با ما مذاکره و توافق می شد و این کار آسانی نبود. تقریبا هر عبارتی، اگر نگوییم هر کلمه‌ای، موضوع یک دعوا بود. اعصاب ها متشنج بود و صداها مرتباً بالا و پایین می‌رفت. ... حفظ آرامش در آن لحظات سخت‌ترین کار دنیا است. آنچه از قطعنامه جدید می‌خواستیم را گرفته بودیم: خروج از فصل هفت شورای امنیت، پذیرش غنی‌سازی توسط ایران، فروپاشی رژیم تحریم بین‌المللی علیه ایران، لغو شش قطعنامه گذشته و به خصوص قطعنامه خطرناک۱۹۲۹، غیرالزامی شدن محدودیت‌های موشکی، لغو تحریم های تسلیحاتی پس از پنج سال و ... پاراگراف‌های اصلی توافق شده بود و بنیان قطعنامه جدید طبق خواسته‌های ما بسته شده بود. چند موضوع جزئی نگارشی مانده بود که در مورد آنها مذاکره می کردیم. در مورد یکی از موضوعات کوچکی که باقی مانده بود، خانم شرمن توضیحات زیادی داد و به من گفت قبول دارید؟ من گفتم «بله، ولی یک نکته کوچک وجود دارد». این عبارتِ «بله، ولی ...» که زیاد از طرف ما گفته می شد حسابی طرف های مقابل را کلافه می کرد. بعضی مواقع روی بخش «ولی...» که قسمت فرعی موضوع بود، روزها و ساعت ها مذاکره می کردیم. این بار خانم شرمن دیگر کلافه شد. کارد به استخوانش رسیده و صبری باقی نمانده بود. در طول مذاکرات هر صدایی که کسی بالا برد صدای ما بالاتر رفت اما این نوبت شرمن دیگر طاقت نیاورد. بغض کرد و گریست. سپس گفت: «ما راه طولانی آمده ایم و شما دارید سر یک مسئله بی‌ارزش نگارشی همه چیز را خراب می کنی». گفتم ولی این یک نکته کوچک است، شرمن گفت: «مشکل ما این گیردادن‌های مدام شما است». در میان گریه گفت «شما همیشه بیشتر می خواهید». راست می گفت. او بیش از آنچه فکر می‌کرد کوتاه آمده بود و اکنون مستاصل شده بود. موضوع مورد بحث اهمیت چندانی نداشت، یک راه‌حل میانه پیشنهاد کردم و او هم سریع پذیرفت و جلو رفتیم."
 
 
۵- و بالاخره، اگر نهایتا حرف شرمن را باور می کنید چرا از خودتان سوال نمی کنید که دیپلمات جمهوری اسلامی چه بر سر معاون وزیر امور خارجه آمریکا و مذاکره کننده ارشد آن کشور آورد که او را به گریه انداخت؟ ادعاهای شرمن برای توجیه گریه کردن خود در هنگام مذاکرات است چون می دانست که ما روزی آن را در کتاب خاطرات برجام خواهیم آورد، که آورده ایم. اگر فکر می کنید تاکتیک بوده آیا حتی یک مورد در تاریخ سراغ دارید که عالی رتبه ترین دیپلمات آمریکایی برای رسیدن به خواسته اش گریه کرده باشد؟ یک مورد دیگر نمونه بیاورید که یک دیپلمات آمریکایی، چه رسد به مذاکره کننده ارشد آنها و معاون وزارت امور خارجه شان، در مذاکره گریه کرده باشد. 
 
 
خانم شرمن یک فرد معمولی نیست، او مذاکره کننده ارشد ایالات متحده آمریکا است. تعبیر درست آن است که بگویید دیپلمات پرورش یافته ی مکتب امام و رهبری طرف آمریکایی خود را در  یک مذاکره سخت و طولانی چنان در استیصال قرار داد که نهایتا او را به گریه وادار کرد. 
 
 
اگر صلاح  دانستید متن فوق را جهت آگاهی خوانندگان خود به چاپ برسانید.
 
با احترام، 
سید عباس عراقچی 
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:

آخرین تعداد مبتلایان و فوتی‌های کرونا طی ۲۴ ساعت گذشته

اطلاعاتی جامع درباره تم تولد و خرید آن

انقلاب گل محمدی در ترکیب پرسپولیس/ خداحافظی ۳ بازیکن پرسپولیس با ترکیب اصلی!

ادعای روزنامه عربی درباره تماس‌های ایران و مصر

خبر مهم معاون وزیر صنعت درباره نرخ‌های جدید خودرو

احتمال توقف تولیدِ واکسن فخرا

بودجه سنگین اسرائیل برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران!

اقدام عجیب فرشید اسماعیلی علیه استقلال!

برنامه مسابقات هفته اول لیگ برتر فوتبال و ساعت ديدارهاى استقلال و پرسپوليس

اختلافات شهردار و شورای شهر تهران بر سر چیست؟!

سید حسن نصرالله: ما بیش از ایرانی ها به ولایت فقیه اعتقاد داریم/ اگر احتمال دهیم اقدام ما حضرت آقا را ناراحت می کند به آن عمل نمی کنیم

حمایت رو به افزایش آمریکایی‌ها از نامزدی دوباره ترامپ در انتخابات!

علی اسمی بر اثر ابتلا به کرونا درگذشت

۳ اولویت مهم دولت رئیسی از نگاه هاشمی‌طبا

نشانه‌های مثبت و منفی درباره مذاکرات احیای برجام

بازتاب جالب فن فوق العاده محمد رضا مختاری روی کشتی گیر جمهوری آذربایجان/ علی اف جای پهپاد، کشتی گیر اسرائیلی وارد کند!(فیلم)

تصاوير مشهور حادثه ١١ سپتامبر

مونا فرجاد ازدواج كرد (عكس)

بن افلک و جنیفر لوپز در جشنواره فیلم ونیز

پوشش نوید محمدزاده و فرشته حسینی در مراسم عقدشان

تصويرى شگفت آور از سيدمحمد خاتمى

ابتكار جدید احمدی‌نژاد برای نامزدی در انتخابات (تصاوير)

سحر دولتشاهی با ماسک در جشنواره فیلم فجر

اخراج به خاطر عکس گرفتن با پیکر مارادونا (تصوير)

ازدواج شهرزاد شريعت زاده و جان سينا

جذاب ترین عکس ها از گوشه و کنار جهان را در دریچه روز تماشا کنید

جديدترين تصوير از مهدى كروبى

مراسم خاکسپاری آیت الله خویی با حضور آیت الله سیستانی (عكس)

ماهی 2.5 تنی در سواحل استرالیا (عكس)

مصادره عدد 4 توسط پرسپوليسى ها بدون فاصله گذارى اجتماعى ! (عكس)

عکسی از درون ضریح پیامبر اسلام (ص)

تیپ استوایی مجری ممنوع التصویر درکنار فرهاد اصلانی (عکس)

اسکورت عجیب بهنوش بختیاری در روزهای کرونایی! (فيلم)

آخرين حضور رحمانى وزير معزول صمت در دولت يازدهم (عكس)

جهان در متفاوت ترین 100 روزی که پشت سر گذاشت

تصويرى از 'سيدحسين حسينى و همسرش' در قرنطينه

تصوير جديد از كريم انصارى فرد و همسر يونانى اش

هرويه ميليچ بازيكن استقلال و همسرش (عكس)

تازه ترین تصویر کریم انصاری فرد در کنار 'همسر یونانی اش'

عکس‌ های مهدى طارمی با سحر قريشى چگونه لو رفت؟

ايوانكا ترامپ محجبه شد!

مراسم اختتامیه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

پژمان جمشيدى و ريحانه پارسا در جشنواره فجر (عكس)

تصوير جديد از مهدى قائدى و همسرش (عكس)

مهدى قائدى مهاجم استقلال و همسرش (عكس)

سلفى همسر سرمربى استقلال با ارگ شيراز

'همسر سرمربى استقلال' در تهران مدل شد (عكس)

حضور بهنوش طباطبایی با ظاهری جدید در جشن عکاسان

پريناز ايزديار در اكران سرخپوست (عكس)

داليلا همسر استراماچونی سرمربی استقلال در تهران (عكس)

تصويرى جديد از بهاره كيان افشار

همسر سرمربی استقلال به ايران نيامده، قليانى شد! (عكس)