- علی شکوری راد آزاد شد
- چهارمین نشست شورای رهبری برای برنامهریزی معرفی رهبر آینده برگزار شد
- سفیر ایران در عربستان: ایران هیچ نقشی در حمله به سفارت آمریکا در ریاض ندارد
- اسناد سی ان ان از انهدام کامل سامانه تاد آمریکا در اردن + عکس
- بیانیه جبهه اصلاحات: انتخاب رهبری جدید میتواند پیام صلح به جهان باشد
- تشکر پزشکیان از مردم غیور و باشرف کردستان
- اظهارات عجیب ترامپ درباره رهبر بعدی ایران
- واگذاری اختیار عزل و نصب مقامات نظامی و انتظامی و اعلان صلح و جنگ به شورای موقت رهبری
- تفاوت صحبتهای نتانیاهو درباره ایرانیها به زبان عبری با صحبتهای او به انگلیسی (ویدئو)
- واکنش ستاد کل نیروهای مسلح به خبر پرتاب پهپاد از سوی ایران به سمت آذربایجان
چرا قالیباف همیشه در دقیقه ۹۰ میبازد؟
عباس عبدی در روزنامه اعتماد با اشاره به سفر خانواده قالیباف به ترکیه نوشت: آیا واکنش آقای قالیباف مناسب بود؟ اصولا عیار سیاستمداران و طرفداران آنان هنگام اقناع و توجیه افکار عمومی درباره خطاها و پرسشها معلوم میشود. ظاهرا ایشان گروه مشاوره کارکشته ندارد.
او در همه فعالیتهای سیاسیاش ابتدا پرتوان میآمد، ولی در دقیقه ۹۰ بازی را میباخت. چرا؟ چون مشاور آگاه و دلسوز ندارد و ظاهرا قادر به تصمیمگیری موثر نیست.
برای مثال گفتند او با این سفر مخالف بوده. بعد کسی پاسخ نداد پس چرا رضایت خروج از کشور را داده؟ گفتند توطئه یک نهاد خاص علیه رییس مجلس است. نگفتند که این چه حکومت یکدستی است که علیه رییس مجلسش توطئه امنیتی میکنند؟ گفتند بیمار بوده و به خانه نمیرفته! به علاوه چرا در چنین شرایطی احتیاط نمیکند و مانع چنین سفر خانوادگی نمیشود؟
این واکنشها نشان داد که حداکثر افق دید مشاوران محترم تا یک متری است و تصوری از ابعاد ماجرا و پاسخهای متقابل و احتمالی ندارند. هر سرمهای که میخواهند به چشم ماجرا بکشند، آن را کورتر میکنند.
پاسخهای شخص آقای قالیباف نیز نوعی جدل و حاشیهروی بود و هیچ چیزی را روشن نکرد. یکی دیگر نوشته بود که رفتن خانواده هاشمی به سد لتیان در روز عاشورا چه فرقی با ترکیه رفتن خانواده قالیباف وسط ماه رمضون داره؟ توجه ندارد که اول؛ آن را خود آقای هاشمی نوشته و پنهانکاری و ریاکاری نکرده بود. دوم؛ برای همان کار کلی حمله به او کردید که به گمان من هم تا حدی منطقی بود که یک روحانی که رییسجمهور هم هست نباید در آن روز چنین کند. اینگونه دفاعیات بدتر از هر حملهای است.
دیگری گفته بود که به نظر من اگر همین سرنخ رو دنبال کنید، میتوانید بفهمید کی لو داده که حاج قاسم تو کدوم پرواز بوده؟ این حد از حرفهای بیربط زدن برای توجیه و حل یک رفتار نه چندان مهم نوبر سیاست نواصولگرایانه است.
برای توجیه و دفاع از این کار، یکی تصویر خانوادگی غیرمنسجم از آنان ارایه میدهد. دیگری یاد طرح صیانت میافتد و میگوید بقیه مسوولان از این موارد بدتر دارند؟! باید طرح صیانت را تصویب کرد. خلاصه وجود چنین مدافعانی، فرد را از وجود هر مخالفی بینیاز میکند.
سومی هم به عنوان دفاع از رییس مجلس گفته که این یک پروژه امنیتی علیه رییس مجلس است و پای یک نهاد در میان است، این ادعا به تعبیری تف سربالاست، زیرا این چه حکومت و چه مجلسی است که در یک ساختار کاملا یکدست علیه رییس مجلس چنین توطئه امنیتی میکنند و اتفاقی هم علیه توطئهکنندگان نمیافتد؟ به علاوه فرض کنیم چنین باشد، رییس مجلس باید پیشاپیش متوجه این تعقیب و مراقبتها علیه خانوادهاش و خودش باشد و در این صورت مطلقا اجازه ندهد که چنین سفری انجام شود.
از اینها گذشته آیا نمیتوان پرسید: ساختاری که علیه رییس مجلس خود تجسس رسمی کند که قطعا خلاف قانون و مستوجب مجازات است، با دیگران و شهروندان عادی چه خواهد کرد؟ دیگری هم به شکل مضحکی ماموریتهای انقلابی و خیالی برای این سفر جعل میکند. دیگری هم همه ارزشهای دینی را برای مالهکشی ماجرا خرج میکند. به نظرم اینگونه دولتمردان و گروههای مشاورانشان باید در فعالیتها و رویکرد سیاسی خود تجدیدنظری اساسی کنند.
لینک کپی شد
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ملت بدبخت گیر چه مسؤلین نازی افتاده نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.

