- مقام ارشد قضایی درگذشت / حسینعلی نیری کیست؟
- آرش رئیسی نژاد، استاد اخراجی دانشگاه تهران، استاد هاروارد شد! (تصویر)
- سورپرایز ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ برای عراقچی!
- نشست کم سابقه کابینه مکرون و نگرانی فزاینده از حمله به تاسیسات هستهای ایران
- پادشاه بحرین در تماس با پزشکیان: مشتاق دیدار حضوریام
- پیشنهاد لاریجانی به ترامپ
- عذرخواهی تلویزیون بهخاطر پخش یک صحنه مستهجن
- محمد جولانی در کنار همسرش لطیفه دروبی در کاخ ریاست جمهوری (عکس)
- تصمیم سه کشور عربی در صورت حمله آمریکا به ایران
- دروغ سیزده یا دروغ اول آوریل چگونه مرسوم شد؟!
تینیجری، پستمدرن و اومانیستی
سیمین حاجیپور مدرس علوم سیاسی دانشگاه آزاد در روزنامه هم میهن نوشت:
«طرحی نو باید درانداخت»، از آمار رسمی ترکیب سنی بازداشتشدگان این نتیجه گرفته شد که سن حاضران در اعتراضات بهشدت پایین آمده و به سن نوجوانی و زیر 20سال رسیده است. از طرف دیگر پتانسیل اعتراض در زنان بهشدت افزایش یافته و به پتانسیل اعتراض در مردان نزدیک شده است. این اعتراضات اجتماعی و خیابانی از نوع اعتراضات «تینیجری، پستمدرن و اومانیستی» ارزیابی شده است که حاصل همدلی و همراهی میان نوجوانان و جوانان است. این اعتراضات با وجودی که با فوت خانم امینی شروع شد و با وجود شعار جهانیشده «زن، زندگی، آزادی» و با وجود مطالبه زنانه و افزایش پتانسیل اعتراض زنان، اما از نوع اعتراضات فمینیستی غرب نیست. در کنار این موارد، این اعتراضات را باید از نوع اعتراضات بدون لیدر نیز دانست که این هم از ویژگیهای تینیجری و پستمدرنیستی این اعتراضات است.
اما ریشه این اعتراضات، متفاوت از ناآرامیهای سالهای 1396 و 1398 است که پایه و مبنای اقتصادی داشتند. ریشه این اعتراضات را باید در تجمعاتی مانند «آببازی نوجوانان در پارک آب و آتش» در سال 1390 و «میتینگ کوروش» در سال 1395 و توانایی این نسل در سازماندهی تجمعات و تغییرات نسلی همراهی و همدلی آنها با هم دید. در آن زمان آنها توانستند ساعاتی خیابانها و نیروی انتظامی را به چالش بکشند. با وجود این اتفاقات، همچنان ما و حاکمیت به فکر فرونرفتیم و تلاشی برای شناخت صحیح و مناسب از این قشر جامعه و توانمندی آنها در سازماندهی تجمعات و زیست متفاوت آنها نداشتیم.
بینهادی این اعتراضات به علت جوانی و بیتجربگی آنها است. این نسل برخلاف نسلهای قبلی در پشتیبانی از یکدیگر نسبت به نسل پیشین احساس مسئولیت بیشتری دارند و رفتارهای آنها در حمایت از یکدیگر نیز معلول همین علت است. در نسل حاضر با «قهرمانان دیجیتالی» مواجه هستیم که هیچ نسبتی با نسل پیش از خود ندارند. این نسل مبتکر و نوآور است. دیگر فقط نسبت به اعضای خانواده خود احساس مسئولیت نمیکنند. این احساس مسئولیت و حس همدلی با فوت خانم مهسا امینی که او را «یکی از خود» میدانستند برانگیخته میشود و با همزادپنداری به گفته ژیژک و بدیو به سیاست خیابانی Street Politics and Policy روی میآورند. آنها از دیده نشدن، به حاشیه راندهشدن، تحت سلطه نسل پیش از خود بودن و... سیاستهای نسل گذشته خسته شدهاند و در برابر سیاست گفتوگویی هابرماس Discursive Politics and Policy قد علم کردهاند.
اما از آنجا که تنها شناخت مسوولان از این نسل این بود که آنها اغلب اوقات خود را در شبکههای مجازی میگذرانند و برای انتقال پیامها و دادههای خود از فضای مجازی استفاده میکنند، بنابراین، راهکار را در فیلترینگ شبکههای مجازی دیدند؛ غافل از اینکه این نسل قهرمانان دنیای مجازی هستند و با اعمال فیلترینگ و محدودیت، متوقفشدنی نیستند. باید توجه داشت که این نسل از زمین تا آسمان با نسلهای گذشته از لحاظ آگاهی متفاوت است. از این رو، نباید با تقلیلگرایی با آنها برخورد کرد. به نظر میرسد راهکار گفتوگو با این نسل زیاد پاسخ نمیدهد؛ چراکه این نسل نسبت به آینده خود ناامید است و در شرایط کنونی آیندهای برای خود متصور نیست. برخورد قهرآمیز هم در مورد این نسل پاسخ نمیدهد، زیرا احساس میکند چیزی برای از دست دادن ندارد. این نسل به صورت عملگرایانهای خواهان یک «زندگی کرامتمحور» است و تنها راه، بهرسمیت شناختن نسل جوان و درک او بدون سوءظن است. او میخواهد زندگی کند، پس با تغییر برخی سیاستگذاریها و درانداختن طرحی نو به او «فرصت زیست کرامتمحور» و «حق حیات فضیلتمدار» بدهیم.
