- واکنش دفتر آیتالله مکارم شیرازی به مذاکره با ترامپ
- چرا کامنت مثبت ویتکاف برای عراقچی حذف شد؟
- پیام غیرمستقیم پزشکیان به ترامپ
- علت حسینعلی نیری چه بود؟! مجروحیت ناشی از ترور یا …؟
- خبر مهم لورا روزن از زمان آغاز مذاکرات ایران و آمریکا
- مقام ارشد قضایی درگذشت / حسینعلی نیری کیست؟
- آرش رئیسی نژاد، استاد اخراجی دانشگاه تهران، استاد هاروارد شد! (تصویر)
- سورپرایز ویتکاف، نماینده ویژه ترامپ برای عراقچی!
- نشست کم سابقه کابینه مکرون و نگرانی فزاینده از حمله به تاسیسات هستهای ایران
- پادشاه بحرین در تماس با پزشکیان: مشتاق دیدار حضوریام
توضیحات فرزاد بادپا درباره مهار تروريست حرم شاهچراغ: پشت سرش دویدم، در نزدیکی سقاخانه با زانو به او زدم، كه به زمین افتاد (عكس و فيلم)
روایت فردی که توانست مهاجم حرم شاهچراغ را متوقف کند: ابتدا فکر کردم صدای ترقه است / پشت سر فرد تروریست دویدم؛ در نزدیکی سقاخانه با زانو ضربهای به او زدم، به زمین افتاد / اسلحهاش را به سمت دیگری پرت کردم، بعد دوستان حوزه امنیتی وارد شدند.
میزان نوشت: فرزاد بادپا، فردی که با فداکاری توانست تروریستی که به حرم شاهچراغ (ع) حمله کرده بود را متوقف کند از نیروهای خدماتی حرم شاهچراغ (ع) است که حدود یک سال و ۲ ماه است که در حرم مطهر مشغول به کار است.
این نیروی خدوم حرم مطهر شاهچراغ (ع) لحظه ورود فرد تروریست را به حرم این گونه تشریح میکند: آن شب حرم زائران زیادی داشت، در زمان تیراندازی ابتدا فکر کردم صدای ترقه است، بیرون آمدم، دیدم زائری زمین افتاده است و خواهر زائری دیگری هم که تیر خورده بود و از پایش خون میآمد بر روی زمین افتاده بود.
وی ادامه داد: فرد تروریست با سلاح کلاشی که در دست داشت به سمت مردم حمله میکرد، پشت سرش دویدم به او حمله کردم و او را روی زمین انداختم تا زمانی که نیروهای عملیاتی رسیدند.
بادپا در پاسخ به این سوال که در لحظهای که فرد تروریست را دنبال میکردید و به سمت شما برگشت، آیا نترسیدید که مورد حمله قرار بگیرید، گفت: در آن لحظه نگاه به گنبد حرم کردم و دلم قرص شد، احساس کردم فردی از پشت سر مرا به جلو هل داد و گفت حرکت کن؛ مطمئن بودم دست حضرت پشت سرم است.
این نیروی خدماتی فداکار ادامه داد: وقتی به فرد تروریست رسیدم با زانو ضربهای به او زدم و به زمین افتاد. پس از آن دستهایش را به پشت آوردم، کلامی حرف نزد.
وی گفت: او را در نزدیکی سقاخانه به زمین زدم، در آن قسمت عصرها فرش پهن میکنیم تا زائران استراحت کنند. حدود پنجاه تا شصت زائر آنجا بودند، فرد تروریست قصد حمله به آنها را داشت من را که دید اسلحه را سمت من گرفت، خواست خدا و حضرت بود که به سمت من تیری شلیک نکرد البته من سریعتر به او رسیدم و او را روی زمین خوابانده و اسلحهاش را به سمت دیگری پرت کردم و بعد دوستان حوزه امنیتی وارد شدند و فرد مهاجم را در اختیار گرفتند.
لینک کپی شد
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۱


اینجا همه یا شیر و یا بچه ی شیرند
بادپای عزیز پرچم را بالا بردی دست مریزاد

درود به شرفت مرد.سرباز امام زمان یعنی اینچنین بودن.ای مرد بهشتی التماس دعا

نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.