- دیدار صمیمانه پزشکیان و مولوی عبدالحمید (عکس)
- ظفرقندی: اوایل انقلاب تند و تیز بودیم، فکر میکردیم اگر یک نفر ۹ تا صفت خوب دارد یک صفت بد باید از قطار انقلاب پیاده بشود؛ الان این طور فکر نمیکنم
- بازی هوشمندانه پزشکیان با سعید جلیلی
- این زن وزیر آموزش ترامپ میشود: لیندا مک من در رینگ کشتی کج! (فیلم)
- اعلام تعداد موشک های شلیک شده موفق اسرائیل به ایران
- تصاویر تجمع پرشمار معلمان و فرهنگیان بازنشسته مقابل مجلس
- پیامک گروهی به نمایندگان مجلس: ظریف جاسوس است!
- یک ایرانی همکار ایلان ماسک شد؛ محمودرضا بانکی کیست!؟
معرف اسکندر مومنی مشخص شد
معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری تاکید کرد: رئیس جمهور خود سردار اسکندر مومنی را به عنوان وزیر کشور انتخاب کرد.
به گزارش ایلنا، محمد جعفر قائم پناه روز چهارشنبه در گفت وگویی اظهار داشت: دکتر مسعود پزشکیان گفتند خودم اسکندر مومنی را به عنوان وزیر کشور انتخاب کردم. با جمیع جهات دیدم بهتر از گزینههای دیگری است و این وزیر من خواهد بود نه وزیر شخص دیگری. برای من کار خواهد کرد نه برای شخص دیگری. این نکته خیلی مهم است برخلاف چیزی که دوستان مطرح می کنند بنابراین یکی از وزیرهایی که رئیس جمهور شخصاً انتخاب سرد سردار مومنی بود.
وی خاطر نشان کرد: در همین هنگام رئیس دفتر آمدند و گفتند که قرار بود که جواب بدهند، سردار مومنی گفتند که من نمیآیم و دکتر کمی فکر کرد. بلافاصله گفتم من با ایشان صحبت میکنم. به مومنی زنگ زدم و از آمدن اکراه داشت از او خواهش کردم به جد که حتما بیاید.
قائم پناه افزود: نظر وی این بود که من نظامی هستم و ممکن است برای دولت دکتر پزشکیان هزینه ایجاد کنم، بهتر است فرد غیر نظامی را انتخاب کنید.
معاون اجرایی رئیس جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری تصریح کرد: تعجب کردم که ظفرقندی به لیست وزرا اضافه شدند، دکتر پزشکیان شخصا تصمیم گرفته بودند. از ساعت ۷:۳۰ دقیقه تا ۱۱ چندین بار با ظفرقندی تماس گرفتم و درخواست کردم که با ایشان تماس بگیرند. از یکی از دوستان خواستم که با ایشان تماس بگیرند. دو تا از دوستان گفتند که قرار نبوده من وزیر شوم و نمیشوم.
قائم پناه ادامه داد: ایشان خود دو تا سه نفر را به عنوان وزیر پیشنهاد کرده بود و لذا وزارت خودشان را منتفی شده میدانست دوستان آقای دکتر گفتند که ظفرقندی قبول نخواهد کرد پس از آن به مدت ۲ ساعت با ایشان صحبت کردم تا متقاعد شدند که بپذیرد. با او از جنگ صحبت کردم و به او گفتم که جانت را برای ایران دادی بیا و آبرویت را برای ایران بده و ایشان قبول کردند.