- وزیر خزانهداری آمریکا: شاید تحریم نفت ایران را که روی آبها است، لغو کنیم
- گزارش موسسه لویدز: ایران برای عبور یک کشتی 2 میلیون دلار عوارض گرفت
- حسین دهقان جانشین علی لاریجانی شد؟
- اکسیوس: پس از حمله تلافیجویانه ایران به تأسیسات گازی قطر، مقامات قطری از ویتکاف پرسیدند که آیا آمریکا از حمله اسرائیل به تأسیسات ایران اطلاع داشته یا خیر؟
- نتیجه مداخله بشردوستانه آمریکا و اسرائیل: کمک جدید به تهران رسید! (تصاویر)
- جنگ رمضان و افول اخلاقی اتحادیه اروپا
- ادعای ترامپ: از حمله اسرائیل به میدان گازی ایران هیچ اطلاعی نداشتم؛ حمله دیگری به آنجا انجام نمیشود
- معاون ترامپ از پایان جنگ با ایران گفت
- راهاندازی کانال «نواندیش» در بله + لینک آدرس
فرصت توافق جامع با ترامپ را از دست ندهیم

عصرایران ؛ جلیل بیات - بعد از علی لاریجانی، پزشکیان، ظریف و تخت روانچی، اکنون عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز از آمادگی برای مذاکره با ترامپ سخن گفته است. منتهی مشخص نیست آیا جمهوری اسلامی قصد دارد صرفا درباره موضوع هسته ای مذاکره کند یا مایل است اختلافات دیگر را نیز روی میز مذاکره بیاورد.
برخی ها با اشاره به ویژگی های شخصیتی ترامپ از او به عنوان یک تهدید برای ایران نام می برند در حالی که نگارنده باور دارد ترامپ اتفاقا به دلیل همان ویژگی های شخصیتی و روانشناختی یک فرصت ایده آل برای ایران محسوب می شود که تمام اختلافات خود با آمریکا را حل و فصل نماید.
هشت سال پیش در یادداشتی نوشتم که بهتر است ایران قبل از آنکه ترامپ از برجام خارج شود با او مذاکره نماید و امروز نیز همچنان بر سر این موضع خود هستم. متاسفانه در آن زمان به دلایلی و از جمله اشتباه محاسباتی درباره اینکه می توان بدون آمریکا نیز برجام را اجرا کرد، جمهوری اسلامی با ترامپ مذاکره نکرد که پیامدهای آن بر عالم و آدم روشن است. امروز باید از آن اشتباه درس گرفت و با توجه به منافع ملی تصمیم درست را اتخاذ کرد.
آنچه ترامپ را نسبت به روسای جمهور قبلی آمریکا متمایز می سازد دو ویژگی شخصیتی او است. او به دلیل پیشینه تاجرپیشگی تمایل به مذاکره و معامله دارد و به دلیل ابتلا به اختلال خودشیفتگی مایل است به توافقاتی دست یابد یا اقداماتی انجام دهد که تحسین و تمجید همگان را برانگیزد و از او به عنوان بزرگ ترین، مهم ترین، باهوش ترین، ماهرترین و قدرتمندترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا یاد کنند. لذا کافی است در هر مذاکره ای به او چنین احساسی داده شود تا او نیز برای رسیدن به توافق مشتاق شده و امتیاز دهد.
در همین چند روزی که از دور دوم ریاست جمهوری ترامپ می گذرد مشاهده شد که برای او نه متحدین اروپایی و نه حتی اسرائیل و نتانیاهو مهم نیستند؛ تنها چیزی که مهم است منافع آمریکا البته از دیدگاه شخص خودش است. از دیدگاه ترامپ آنچه اولویت دارد منافع سیاسی، ژئوپلیتیک یا حتی استراتژیک نیست، بلکه صرفا منافع مالی و تجاری است. قاعدتا توافق با چنین فردی به مراتب راحت تر از افرادی چون بوش ها، کلینتون ها، اوباما یا بایدن است که از عقبه ایدئولوژیک برخوردارند.
لذا اگر جمهوی اسلامی «به واقع» قصد دارد مشکلات خود را با آمریکا حل و فصل نماید و توسعه و رفاه را برای مردم ایران به ارمغان آورد اکنون بهترین فرصت برای این هدف است. ممکن است برخی عنوان کنند چنین نگاهی به مذاکره با آمریکا بسیار ساده لوحانه و خوشبینانه است و یا معتقد باشند به دلیل اختلاف های عمیق میان دو کشور اساسا امکان توافق جامع میان آنها وجود ندارد. اما این صحبت ها در واقع بهانه ای برای انفعال و حفظ وضعیت موجود است؛ در حالی که شرایط کنونی زیبنده نظام اسلامی و شایسته مردم ایران نیست.
اساسا اگر کشورها با هم اختلاف نداشته باشند چه نیازی به مذاکره است؟ مذاکره برای حل اختلافات است و هیچ اختلاف حل ناشدنی در روابط ایران و آمریکا وجود ندارد. حتی حل مسئله اسرائیل و فلسطین (که خیلی ها آن را مانع اصلی بهبود روابط میان ایران و غرب می دانند) در این زمان بیش از هر زمان دیگری امکان پذیر است. چنانکه شاهد بودیم با تهدید و تحبیب ترامپ بود که توافق آتش بس میان اسرائیل و حماس بدست آمد. ایران باید مسئله فلسطین را به مسئله جهان اسلام تبدیل کند و عربستان و سایرین را نیز در این باره پای میز مذاکره با ترامپ بیاورد.
ترامپ می خواهد ایران سلاح هسته ای نداشته باشد. در عوض ایران می تواند درخواست کند که آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل تضمین دهد که هرگونه تلاش برای سرنگونی جمهوری اسلامی را کنار بگذارد تا حقانیت خود را برای بهبود روابط اثبات نماید. ایران می بایست خواستار سرمایه گذاری شرکت های آمریکایی در ایران شده و باب قراردادهای تجاری و بازرگانی میان دو کشور را باز کند؛ موضوعی که ترامپ بدون شک از آن استقبال خواهد کرد. کافی است ایران نصف امتیازهایی که به چین، روسیه یا برخی کشورهای اروپایی می دهد به ترامپ و شرکت های آمریکایی پیشنهاد دهد.
هدف از این عبارات این نیست که ادعا شود مذاکره و توافق با ترامپ به راحتی بدست خواهد آمد، بلکه مراد این است که صرفا با این مثال ها گفته شود هیچ موضوع لاینحلی میان دو کشور وجود ندارد مگر آنکه یکی از طرفین یا هر دو اساسا به دنبال حل تمام اختلافات و عادی سازی روابط نباشند و منافع خود را در ادامه شرایط کنونی ببینند که آن دیگر بحثش جداست.
