- معرفی و نقد فیلم یک ناشناخته کامل 2024 A Complete Unknown: شاهکار تیموتی شالامی! / باب دیلن کیست؟
- ویدا جوان: از شوهرم خواستگاری کردم / ماشین عروس نداشتیم بعد عروسی با آژانس رفتیم ! + عکس
- استایل متفاوت هستی مهدویفر در امارات (عکس)
- پست معنادار سحر دولتشاهی وایرال شد + عکس
- تغییر چهره پریناز ایزدیار پس از جیران (عکس)
- سحر دولتشاهی و همایون شجریان جدا شده اند؛ عکس عاشقانه بد یمن!
معرفی و نقد فیلم یک ناشناخته کامل 2024 A Complete Unknown: شاهکار تیموتی شالامی! / باب دیلن کیست؟
نواندیش: یک ناشناختهٔ کامل A Complete Unknown) یک فیلم درام موزیکال بیوگرافی آمریکایی محصول ۲۰۲۴ به کارگردانی جیمز منگولد است که بخشی از زندگی باب دیلن را روایت می کند.
بازیگران فیلم
تیموتی شالامی در نقش باب دیلن
مونیکا باربارو در نقش جون بایز
ال فانینگ در نقش سیلوی روسو
ادوارد نورتون در نقش پیت سیگر
بوید هالبروک در نقش جانی کش
نیک آفرمن در نقش آلن لومکس
پی. جی. برن در نقش هارولد لونتال
اسکوت مکنری
دن فوگلر
ویل هریسون
نمرات فیلم
در وبگاه راتن تومیتوز، ٪۷۸ از ۲۰۲ بررسی منتقدین مثبت است و این فیلم میانگینِ امتیاز ۷٫۴/۱۰ را در اختیار دارد.
این فیلم در متاکریتیک که از میانگین وزنی استفاده میکند، بر اساس نظر ۵۲ منتقدین امتیاز ۷۳ از ۱۰۰ را کسب کرده که نشانگر «نقدهای عموماً مطلوب» است.
جوایز فیلم
این فیلم در هشتاد و دومین مراسم گلدن گلوب نامزد جوایز بهترین فیلم – درام، بهترین بازیگر مرد برای شالامی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای نورتون شد.
نقد و بررسی فیلم یک ناشناخته کامل: زندگینامه خواننده مشهور باب دیلن
دههها پیش باب دیلن تصویر خود را به عنوان یک ستاره درخشان و معما خلق کرد که او را به یک ایده عالی برای فیلمسازان تبدیل کرد تا تفسیرهای خود بر زندگی این خواننده را ارائه کنند.
به گزارش فرارو به نقل از بی بی سی، فیلم تاد هاینز به نام «من آنجا نیستم» محصول سال ۲۰۰۷ شش نسخه تخیلی از زندگی این خواننده خلق کرد، مارتین اسکورسیزی در فیلم جنگ رولینگ تاندر، یک مستند ساختگی درباره تور او به همین نام ساخت و با بازیگوشی به داستان دیلن پرداخت و برادران کوئن در فیلمی به نام «درون لوین دیویس» موسیقیدانی شبیه به دیلن را به تصویر کشیدند. تمام این فیلمها خلاقانهتر از فیلم مورد انتظار «یک ناشناخته کامل» هستند، که در آن تیموتی شالامه نقش دیلن را از زمان ورودش به گرینویچ ویلیج در سال ۱۹۶۱ بازی میکند، تا شهرت پیدا کند و سپس از موسیقی آکوستیک با الهام از موسیقی محلی به یک ستاره بزرگ تبدیل شود.
کارگردان جیمز منگولد اصرار داشت که با این پروژه فیلمی بیوگرافی نمیسازد، اما او دقیقاً چنین فیلمی را ارائه کرده است: فیلمی دوستداشتنی، اما بهطور ناامیدکنندهای متعارف که با نقشآفرینیهای عالی و موسیقی مقاومتناپذیرش به یاد میماند، با فیلمنامهای بدون ریسک و خالی از تخیلش، ناامید کننده شده است. البته دیلن شخصاً این پروژه را تأیید کرده است و در حین نوشتن فیلمنامه با منگولد ملاقات میکرد. باب دیلن حتی اخیراً در مورد این فیلم در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تیمی (تیموتی شالامه) بازیگر درخشانی است، بنابراین مطمئن هستم که او کاملاً مانند من قابل باور خواهد بود. یا من جوانتر. یا منی دیگر.» همین پست کوتاه نشان میدهد که فیلم «یک ناشناخته کامل» مهمترین بخش شخصیت باب دیلن را نادیده گرفته و نشان نداده است: شخصیت باب دیلن در دنیای واقعی مانند یک آفتاب پرست است که شخصیتی واحد و معمول نیست.
خوشبختانه، همانطور که دیلن حدس میزد تیموتی شالامی در این فیلم عالی و کاملاً باورپذیر است و میتوان گفت نقشآفرینی او بهتر از خود فیلم است. او با سهولت گیتار و سازدهنی مینوازد، میخواند و تصویری کاملاً متقاعدکننده از دیلن میسازد. در ۱۹ سالگی، او با یک کوله پشتی و یک گیتار مستقیماً از مینهسوتا به نیویورک میآید و به زودی به دیدار ستاره الهام بخش خود، وودی گاتری، که در یک بیمارستان جانبازان است، میرود. بازدید از بیمارستان واقعا اتفاق افتاده است. فیلم جدولهای زمانی و رویدادها را تغییر میدهد، اماً عموماً بر واقعیتها تکیه میکند. شالامی با خواندن آهنگی که برای گاتری نوشته بود، با شرمندگی از زیر مژههایش به اطراف نگاه میکند و صدای خاص دیلن را به خوبی تقلید میکند.
شالامه کمی عدم اطمینان را در دیلن جوان نشان میدهد، اما همچنین به اعتماد به نفس گستاخانهای که جسارت نواختن و آواز خواندن برای گاتری نیاز دارد، اشاره میکند. اسکوت مکنیری مانند گاتری که توانایی تکلم را از دست داده است، اما هنوز در چشمانش آتشی برافروخته است، دلخراش و پویا است. ادوارد نورتون در نقش پیت سیگر، که اتفاقاً در آن لحظه به دیدارش میآید، چرخشی حیلهگرانه انجام میدهد و دیلن را زیر بال خود میگیرد. همانطور که فیلم ادامه مییابد، نورتون به ویژه در جلب احترام مملو از حسادت سیگر نسبت به دیلن خوب عمل میکند و هنگامی که موسیقی دیلن شروع به تغییر میکند، خیرخواهی او تبدیل به عدم تأیید شدید میشود. نورتون مانند سایر بازیگران مکمل، آواز خواندنش را به طرز چشمگیری انجام میدهد.
این فیلم همچنین در تنظیم منظره موسیقایی که دیلن از آن آمده است بسیار خوب عمل میکند. منگولد (که کارگردانی فیلم بیوگرافی جانی کش و جان کارتر را نیز برعهده داشت) بسیار باهوش است، بنابراین فیلم او بجای توضیح تحولات درونی این خواننده، او را از بیرون به داخل و از دید دیگران بررسی میکند. این رویکرد بیننده را از هرگونه صحنههای غیرقابل باور برای به تصویر کشیدن فرآیند خلاقیت باب دیلن در امان میگذارد. آهنگها تقریباً به طور کاملاً آماده و پس از زمانی که دیلن برای نوشتن و تنظیم آنها اختصاص میداد بر روی صفحه نمایش میآیند و شالامه زمان زیادی برای اجرای آهنگها دارد. اما این رویکرد باعث میشود که فیلم بهویژه در اولین ساعتش که صحنههایی از اوایل دوران حرفهای دیلن را مرور میکند، احساس درستی را به بیینده منتقل نکند.
تمرکز بر بخشی از زندگی به جای اتخاذ رویکردی از گهواره تا حالا، از تبدیل شدن این فیلم به یک فیلم زندگینامهای جلوگیری نمیکند. «یک ناشناخته کامل» شامل صحنههای متعدد و غیر ضروری از واکنشهای طرفداران به خواندن دیلن جوان و نگاهی اجمالی به تلویزیونهای سیاه و سفید مملو از اخبار مربوط به بحران موشکی کوبا یا آواز خواندن دیلن در مارس ۲۰۱۸ میشود.
کار مونیکا باربارو در نقش جوآن بائز، در به تصویر کشیدن چهرهای بسیار آشنا، به سختی کار شالامه است و او آن را به خوبی انجام میدهد. او وضوح صدای استثنایی بائز را دارد و در حین نمایش رابطه بائز و دیلان، چه روی صحنه در حال همخوانی و چه در صحنههای رابطه عاشقانهشان، حضور تکاندهندهای دارد. بائز که از نظر استعداد و اراده به خوبی دیلن است، به اندازه کافی قوی است که بتواند دیلن را به دلیل قوز کردن دعوا کند یا به ادعای او درباره سفر با یک کارناوال و یاد گرفتن آکوردهای گیتار از یک گاوچران به نام ویگلفوت بخندد. شالامه و باربارو در کنار هم واقعیت رابطه این دو خواننده را به خوبی به تصویر میکشند.
ال فانینگ به عنوان سیلوی روسو که بر اساس سوزه روتولو واقعی، نامزد دیلن در آن سالها، نسبت به دیگران نقش کمتری دارد. او به خوبی از خیانتهای دیلن آگاه است. در چندین صحنه وقتی او متوجه میشود دیلن به زودی او را بخاطر جوآن رها خواهد کرد، شروع به گریه کردن میکند. شاید این تعداد صحنههای اشکآلود برای این داستان بیش از حد باشد، اما نقشآفرینی فانینگ به حدی خوب است که این صحنهها را به بخشی غمانگیز و مهم از داستان فیلم تبدیل میکند. این فیلم در تاریخ ۵ دی در آمریکا اکران خواهد شد و پیش از اکران عمومی خود از سوی منتقدان راتن تومیتوز امتیایز ۷۴ و سوی منتقدان آی اِم دی بی امتیاز ۷۰ را گرفته است.
واکنش باب دیلن
باب دیلن، یکی از برجستهترین چهرههای موسیقی قرن بیستم، بهتازگی حمایت کامل خود را از تیموتی شالامی، بازیگر محبوب هالیوود، برای ایفای نقش او در فیلم زندگینامهای جدید «یک ناشناخته کامل» اعلام کرده است. این فیلم به کارگردانی جیمز منگولد بر اساس کتاب «دیلن الکتریکی میشود» نوشته الیجا والد ساخته شده و به دورهای از زندگی دیلن در دهه ۱۹۶۰ میپردازد؛ زمانی که دیلن مسیر هنری خود را از موسیقی فولک به راک تغییر داد و واکنشهای متفاوتی از سوی هواداران و منتقدان دریافت کرد.
باب دیلن در پستی در شبکه اجتماعی X (توییتر سابق) نوشت:
«فیلمی درباره من با عنوان «یک ناشناخته کامل» بهزودی منتشر میشود. (چه عنوان فوقالعادهای!) تیموتی شالامی در این فیلم نقش اصلی را ایفا میکند. تیمی بازیگری درخشان است و مطمئنم که او نقش من، یا نسخهای از من، یا حتی خود جوانم را به شکلی باورپذیر اجرا خواهد کرد.»
حمایت دیلن از تیموتی شالامی انتظارات زیادی را در میان طرفداران موسیقی و سینما ایجاد کرده است. تیموتی که با ایفای نقشهای پیچیده در آثاری همچون «مرا با نامت صدا کن» و «تلماسه» شناخته میشود، در این فیلم علاوه بر بازیگری، خودش ترانههای باب دیلن را خواهد خواند. کارگردان فیلم، جیمز منگولد، تأیید کرده که شالامی برای این نقش، آموزشهای ویژهای در زمینه خوانندگی و نوازندگی گیتار دیده است.
باب دیلن کیست؟
رابرت آلن زیمرمن زادهٔ ۲۴ مهٔ ۱۹۴۱ خواننده-ترانهسرای آمریکایی است. او غالباً یکی از بزرگترین ترانهسرایان تاریخ دانسته میشود.
او در دههٔ ۱۹۶۰ به شهرت رسید، زمانی که ترانههایش «دمیدن در باد» (۱۹۶۳) و «زمانه در تغییر است» (۱۹۶۴) به سرودههای جنبش حقوق مدنی و ضد جنگ تبدیل شدند. دیلن تکنیکهای شاعرانهٔ بسیار پیچیده را به موسیقی فولک اوایل دههٔ ۱۹۶۰ افزود و آن را «با روشنفکری شاعرانه و ادبیات کلاسیک» پیوند داد. اشعار او طیفی از تأثیرات سیاسی، اجتماعی و فلسفی را در بر میگرفت و قاعدههای موسیقی پاپ را به چالش کشید و برای پادفرهنگ رو به رشد این دهه خوشایند بود.
دیلن در شهرستان سنت لوئیس، مینهسوتا به دنیا آمد و بزرگ شد. در پی انتشار نخستین آلبومش در سال ۱۹۶۲ که همنام خودش و شامل ترانههای فولکِ مرسوم بود، دیلن سال بعد با انتشار آلبوم د فریویلن باب دیلن به ترانهسرایی برجسته تبدیل شد. بسیاری از ترانههایش برگرفته از لحن و عبارتپردازی ترانههای قدیمی فولک بودند. دیلن در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ با بهکار بردن سازهای راک تقویتشدهٔ الکترونیکی در میان مردم بحثبرانگیز شد و در ۱۵ ماه سه مورد از مهمترین و تأثیرگذارترین آلبومهای راک دههٔ ۱۹۶۰ را ضبط کرد: همه را به خانه بیاور (۱۹۶۵)، دیدار دوباره با بزرگراه ۶۱ (۱۹۶۵) و بلوند بر روی بلوند (۱۹۶۶). تکآهنگ شش دقیقهای او «چون یک خانهبهدوش» (۱۹۶۵) حدومرزهای تجاری و خلاقانه را در موسیقی عامهپسند گسترش داد.
در ژوئیهٔ ۱۹۶۶، تصادف با موتورسیکلت منجر به کنارهگیری دیلن از برگزاری تور شد. او در این دوره، شمار زیادی از ترانه با اعضای د بند که قبلاً در تور با هم همکاری میکردند ضبط کرد. این قطعات ضبطشده در ۱۹۷۵ به عنوان یک آلبوم مشترک بهنام نوارهای ضبط زیرزمینی منتشر شد. دیلن در اواخر دههٔ ۱۹۶۰ و اوایل دههٔ ۱۹۷۰ در سه آلبوم خود موسیقی کانتری و مضامین روستایی را تجربه کرد. او در ۱۹۷۵ آلبوم بلاد آن د ترکز را منتشر کرد که بسیاری آن را بازگشت به فرم میدانستند. او در اواخر دههٔ ۱۹۷۰ او بهعنوان یک مسیحی دوباره زاده شد و مجموعهای از آلبوم موسیقی در ژانر انجیل معاصر منتشر کرد. او در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به سبک ویژه و آشناتر مبتنی بر راک خود بازگشت. آلبوم وقفهٔ ذهن دیلن در سال ۱۹۹۷ آغاز تحولی شگرف برای حرفهاش بود. او از آن زمان سهگانه آلبومی در دههٔ ۲۰۱۰ ضبط کرد که دربرگیرندهٔ آوازنامهٔ بزرگ آمریکا، بهویژه ترانههای اجراشده توسط فرانک سیناترا بود. دیلن از اواخر دههٔ ۱۹۸۰ بهطور مداوم تورهایی را برگزار کرده که با نام تور بی پایان شناخته میشود.
دیلن از سال ۱۹۹۴ نه کتاب در زمینهٔ طراحی و نقاشی منتشر کرده و آثارش در گالریهای هنری بزرگ به نمایش گذاشته شده است. او بیش از ۱۴۵ میلیون از آثارش را به فروش رسانده و این موضوع او را به یکی از پرفروشترین هنرمندان موسیقی در تمام دوران تبدیل کرده است. او جوایز و افتخارات متعددی از جمله نشان افتخار آزادی رئیسجمهوری، ده جایزه گرمی، یک جایزه گلدن گلوب و یک جایزه اسکار دریافت کرده است. نام دیلن در تالار مشاهیر راک اند رول، تالار مشاهیر ترانهسرایی نشویل و تالار مشاهیر ترانهسرایی راه یافته است. هیئت جایزه پولیتزر در سال ۲۰۰۸ به او تقدیرنامهٔ ویژهای را بابت «تأثیر عمیق او بر موسیقی عامهپسند و فرهنگ آمریکایی، که با ترکیبات غنایی با قدرت شاعرانه فوقالعاده محسوس شده» اعطا کرد. دیلن در سال ۲۰۱۶ جایزه نوبل ادبیات را برای «آفرینش بیانی تازه در ترانهسرایی آمریکا» دریافت کرد.
حواشی زنگ باب دیلن
هفته نامه سلامت - سیما روشن ، معصومه سلیمینسب: بابدیلن، هنرمندی که در سال ۱۹۹۹ میلادی جزو ۱۰۰ چهره تاثیرگذار از نظر مجله تایم در قرن بیستم شد؛ در سال ۲۰۰۴میلادی در فهرست بهترین هنرمندان کل تاریخ در مجله رولینگاستون رتبه دوم را به دست آورد و درباره او چندین فیلم و مستند ساخته شده که یکی از این مستندها با نام no directio- home را مارتین اسکورسیزی ساخته.
کودکی
بابدیلن اولین فرزند آبراهام زیمرمن و بئاتریس زیمرمان بود که با ۵ کیلوگرم وزن به دنیا آمد! میگویند سر او به نسبت بدنش کمی بزرگتر بوده! او از ۱۰ سالگی نواختن ساز گیتار را شروع میکند، آن هم نه گیتاری که پدر و مادر برایش بخرند، بلکه گیتارش را در یکی از خانههایی که پدرش خریده بود، پیدا میکند. او آنقدر از پدر و مادرش ناراضی است که جایی درباره آنها گفته: «متاسفانه من از پدر و مادر درستی به دنیا نیامدم!» و حتی با انزجار از دوران کودکیاش یا دکرده: «من هیچ وقت یادم نمیاد که بچگی کرده باشم...»
نوازندگی
گیتار تنها ساز بابدیلن نبود. او از ۶ سالگی سازدهنی و پیانو را شروع میکند و بعد از پایان دبیرستان برای مدتی پیشخدمت رستورانی میشود و همان جا هم با خوانندهای که گروهی محلی به نام دِشادوز را رهبری میکند، آشنا میشود. او شانس میآورد، چرا که آنها هم دنبال نوازنده پیانو بودند و این اتفاق شاید شروع کار حرفهای برنده جایزه نوبل امسال بود.
دانشگاه
دیلن به دانشگاه هم میرود اما مرتب در کلاسهای درسش حاضر نمیشود و بعد از ۶ ماه تصمیم میگیرد بیخیال درس خواندن شود و به زندگیاش برسد، زندگیای که به گفته خودش ساز زدن بود: «با دوستانم شبها تا صبح ساز میزدیم و میخوندیم... صبحها هم میخوابیدیم و دیگر وقتی برای درس خواندن نداشتیم!»
عشق
دیلن در اولین ارتباط جدیاش با دختری به نام سوز آشنا شد که همراه خوبی برایش در کار - و درستتر بگوییم عشقش- بود اما این همراهی با مهاجرت سوز به ایتالیا ناکام ماند و آنقدر روی باب تاثیر داشت که نتیجهاش زایشی هنری و ترانههای زیبایی بود که باب گفت و اجرا هم کرد.
مسمومیت
بابدیلن چند سال بعد با جون بائز که ستاره موسیقی فولک بود، دوست صمیمی شدند اما پس از مدتی کدورتی بین آنها پیش آمد که باعث شد آنها تا ۱۰ سال دیگر ارتباطی باهم نداشته باشند و با هم نخوانند اما از آنجایی که خیلی وقتها گره بیماری میتواند آدمها را بههم نزدیک کند، زمانی که دیلن در اثر مسمومیت غذایی در بیمارستان بستری شده بود، بائز تصمیم گرفت به دیدن او برود و در سال ۱۹۶۹ میلادی آلبومی از ترانههای او منتشر کند.
تصادف
موتورسواری یکی دیگر از علاقهمندیهای بابدیلن بود تا جایی که نزدیک بود جانش را هم بگیرد. این اتفاق در سال 1966 افتاد؛ زمانی که ترمزهای موتورش قفل کرد و او را مثل اسب چموشی به زمین زد. با اینکه خبر مهم بود، اما جزییات اتفاق اعلام نشد. در مورد مقدار جراحتها هم خبر رسمیای منتشر نشد، حتی میگویند هیچ کس آمبولانس خبر نکرد. پلیس هم از تصادف گزارشی تهیه نکرد، در حالی که بعدها تایید شد گردن بابدیلن در این اتفاق شکسته! دیلن بعد از تصادف شروع به نوشتن و ضبط کردن ترانههایش کرد و تا 8 سال هم کنسرتی نگذاشت.
سیاست
باب دیلن از همان سالهای اولیه فعالیت با توجه به انتخابهایش وجهه سیاسی پیدا کرده بود؛ مثلا حاضر نشد در برنامهای که یکی از آهنگهای اعتراضی او را سانسور میکرد، اجرا داشته باشد. دیلن و دوستش، جون بائر، هر 2 از اعضای برجسته جنبش حقوق مدنی (جریانهای سیاسی که برای برابری در برابر قانون در دهه ۱۹۶۰ میلادی راه افتاد) بودند. او در آلبومهایش کنار مضامین عاشقانه مثلا به مرگ یک کارگر سیاهپوست هم میپرداخت.
از طرفی، او و جون بائر بعد از سخنرانی معروف مارتین لوتر کینگ با عنوان «رویایی دارم» در سال ۱۹۶۳ میلادی در گردهمایی بزرگ طرفداران تساوی حقوق سیاهان که مقابل بنای یادبود آبراهام لینکلن در واشنگتن دیسی برگزار شد، آهنگ اجرا کردند. ترانه «دمیدن در باد» دیلن، به صدای اعتراض دهه 60تبدیل شده بود.
در تظاهراتهای مختلف سیاسی و اجتماعی و بهخصوص جنبشهای ضدجنگ از جمله ضدجنگ ویتنام، این آهنگ دیلن شنیده میشد. بهتدریج دیلن به سخنگوی غیررسمی جنبشهای اجتماعی و ضدفرهنگ و سیستم آمریکا تبدیل شد. بابدیلن، کنار چهرههایی مانند محمدعلی کلی، جک کرواک، چهگوارا، جیم موریسون و دیگران از جمله مهمترین اعضای جنبش ضدسیستمی آمریکا بودند. دیلن در این سالها در اغلب ترانههایش به موضوعاتی مثل نژادپرستی، فقر و فساد میپرداخت. به همین دلیل بیشتر مردم، او را یک منتقد و معترض اجتماعی میدانستند و صدایش «صدای اعتراض» خوانده میشد.
در سال 2012میلادی باراک اوباما، مدال آزادی ریاستجمهوری را در کاخ سفید به بابدیلن اهدا کرد. این مدال هر ساله به افرادی تعلق میگیرد که تلاشهایی برای پیشرفت امنیت و اهداف ملی آمریکا داشته و در راستای صلح جهانی و رشد فرهنگی چه در زمینه شخصی و چه اجتماعی تلاش کردهاند.
خیریه
کنسرت برای بنگلادش، عنوان کنسرتی بود که آن را گیتاریست سابق گروه بیتلز، جورج هریسون و استاد سهتار هند، راوی شانکار سازمان داد. این کنسرت، اولین روز آگوست سال ۱۹۷۱ میلادی، در ۲ سانس در ساعت ۵/۲ ظهر و ۸ شب در میدان مدیسون شهر نیویورک برگزار شد و هدف آن ارتقای آگاهی بینالمللی و تلاش برای کمک به پناهندگان شرق پاکستان (بنگلادش)، بعد از فاجعه پاکستان شرقی بود. در آن سال در پاکستان شرقی، رئیسجمهور وقت، ژنرال آقامحمد یحییخان و افسران ارشد او، قتل نخبگان فکری، فرهنگی و سیاسی بنگال را برنامهریزی کردند.
همچنین برنامهای ریختند تا بنیان اقتصادی پاکستان شرقی ویران شود و برای همیشه به پاکستان غربی وابسته بماند. آنها بدون هیچ تبعیضی صدها هزار هندو را قتل و عام کردند و کاری کردند که بقیه مجبور به فرار شوند. در واقع این کارهایشان نسلکشی محسوب میشد. این کنسرت، بهترین فروش آلبوم زنده را از آن خود کرد و مستندی از آن ساخته شد که در بهار سال ۱۹۷۲ میلادی در سینماها به نمایش درآمد. این رویداد اولین کنسرت به نفع آسیبدیدگان این ماجرا بود. بهترینهای موسیقی دنیا شامل جورج هریسون، رینگو استار، بابدیلن، اریک کلاپتون، بیلی پرستون، لئون راسل و باند بدفینگر در آن به اجرا پرداختند.
این کنسرت با حضور ۴۰ هزار نفر (در مجموع) برگزار شد و نزدیک به ۲۵۰ هزار دلار آمریکا برای کمک به بنگلادشیها در آن جمعآوری شد که با همکاری یونیسف به آنها رسید. کنسرت بنگلادش، یک پروژه موفق در زمینه کمکهای بشردوستانه است که توانست در هر ۲ زمینه آگاهی دادن به جهان و جمعآوری بودجه برای مردم بنگلادش بسیار خوب و تاثیرگذار باشد.
همچنین توانست الهامبخش پروژههای اینچنینی در سالهای بعد هم باشد. بابدیلن یکی از آلبومهای خود را که مخصوص کریسمس بود و «کریسمس در قلب» نام داشت، در سال ۲۰۰۹ میلادی روانه بازار موسیقی کرد. او خواست سود حاصل از فروش این آلبوم به یک موسسه خیریه در آمریکا تحویل داده شود تا برای امور انساندوستانه صرف شود.
... و اما نوبل
باب دیلن وقتی نوبل ادبیات را گرفت، هیچ عکسالعملی از خودش نشان نداد و نوعی بیخیالی در رفتارش مشهود بود که دیگران را تعجبزده میکرد. این بیاعتنایی به نوبل در حدی ادامه پیدا کرده که برگزارکنندکان نوبل رسما اعلام کردهاند او به تماسها پاسخی نمیدهد و دیگر از یافتن او ناامید شدهاند اما قطعا خوشحال خواهند شد اگر او در مراسم رسمی شرکت کند و جایزهاش را دریافت کند.
باب دیلی هنگام تعریف از مراحل مختلف زندگیاش هم همین بیخیالی را بارها نشان داده است؛ مثلا در گفتوگویی درباره دلیل تغییر دادن نامش در یک گفتوگوی رسمی گفته: «واقعا نمیتونم بگم چرا این اسم را انتخاب کردم و این چیزها که در موردش میخونم، واقعا اتفاق نیفتاده؛ این نام فقط یک روز به ذهنم رسید و من هم انتخابش کردم، همین!»
نام اصلی بابدیلن ۷۵ ساله «رابرت آلن زیمرمن» بوده. او این نام هنری را از روی اسم شاعر اهل ولز بریتانیا، «دیلن توماس»، برای خود انتخاب کرده. بابدیلن، ۱۱ جایزه گرمی، یک اسکار و یک گلدنگلوب در کارنامه حرفهای خود دارد. به این ترتیب او دومین نفر بعد از جرج برنارد شاو، نمایشنامهنویس ایرلندی، است که هم جایزه اسکار و هم جایزه نوبل ادبیات را در کارنامه هنری خود دارد. دیلن به خاطر ترانههایش بارها نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات شده بود که در نهایت امسال این جایزه به او رسید.
البته به نظر نمیرسد این جایزه برای او اهمیت چندانی داشته باشد. به این دلیل که بعد از اعلام برنده شدنش هیچ واکنشی نشان نداد و عصر روزی که برنده شد، روی صحنه رفت و به اجرا پرداخت، بدون اینکه حرف یا اشارهای به نوبل داشته باشد. لئونارد کوهن، در مورد نوبل ادبیات امسال گفته: «به نظر من دادن این جایزه به دیلن مثل آویختن یک مدال روی اورست به خاطر بلندترین قله بودن است زیرا او پیش از این بزرگترین و مهمترین جوایز دنیا را به دست آورده و شهرت خودش از خود جایزه نوبل هم بیشتر است.»