- خبر عراقچی درباره وضعیت «سلامت رهبر انقلاب» و «شرط پایان جنگ»
- ترامپ: شاید برای تفریح یکی دو بار دیگر خارک را بزنیم/از حمله ایران به کشورهای خاورمیانه غافلگیر شدم/ من نفت میخواهم
- رئیس ستاد ارتش اسرائیل تاریخ پایان جنگ با ایران را اعلام کرد
- پاسخ معنادار چین به درخواست آمریکا درباره تنگه هرمز
- حمله امروز به شیراز خانه چه کسی را هدف قرار داد؟
- صحنههایی که موشکهای ایرانی در اسرائیل رقم زدند+ عکس
- سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا: دشمنان با کپی کردن پهپاد شاهد به کشورهای همسایه حمله میکنند ؛ ما هر جا را بزنیم خودمان بیانیه میدهیم
- بیانیه مهم سپاه درباره احتمال مرگ نتانیاهو
- همه برای ایران؛ دادخواست جامعهٔ مدنی ایران علیه جنایت جنگی در مدرسهٔ میناب و تجاوز به ایران + اسامی
- فعال رسانهای آمریکایی خطاب به پسر نتانیاهو: یئیر! بابات مرده است؟
علی اصغر سیدآبادی: تحقیر معترضان نوجوان با انتشار ویدیوی اعترافات کاشتن بذر کینه در دلهاست
جماران- علیاصغر سیدآبادی: چنین نمایشهایی تحقیر یک یا دو نفر نیست؛ بلکه تحقیر همهی کسانی است که خود را در آن موقعیت میبینند. تحقیر بازدارنده نیست. ضمن غیراخلاقی بودن، کاشتن
بذر کینه در دلهاست.
فیلمی از مصاحبه یک خبرگزاری رسمی با چند نوجوان کمسنوسال بهخاطر حضور در اعتراضات اخیر خبرساز شده است.
یکی از خبرگزاریهای رسمی فیلمی از دو دختر نوجوان کمسنوسال منتشر کرده است که در گفتوگویی اعتراف میکنند از کسی پول گرفتهاند تا در گوشهای از تهران تجمعی راه بیندازند.
در گزارش تأکید میشود که یکی از دختران فرزند طلاق است. در نسخه منتشرشده از سوی خبرگزاری، تصویر تا حدی تار شده تا چهرهها کاملاً قابل شناسایی نباشد.
پیشتر نیز ویدیویی در یکی از پایگاههای اینترنتی منتشر شده بود از پسر جوانی که شعارهای تندی داده، بازداشت شده و از ترس خود را خیس کرده بود. این ویدیو نه تار شده بود و نه چهرهاش پوشانده شده بود.
میتوان حدس زد که هدف از انتشار چنین ویدیوهایی، پیشگیری از حضور نوجوانان در اعتراضات است. همچنین میتوان حدس زد که انتشار آنها بدون هماهنگی با نهاد بازداشتکننده و بهصورت خودسرانه انجام نشده است.
پیشتر تجربهی پخش اعترافات تلویزیونی از چهرههای شناختهشدهی سیاسی را داشتهایم و بهنظر میرسد باید روشن شده باشد که این روش یا کمترین تأثیر را دارد یا چهبسا نتیجهای معکوس و نقض غرض اصلی به بار میآورد.
این ویدیوها نهتنها اثر دلخواه منتشرکنندگان را ندارند، بلکه از منظر حقوق کودک و نوجوان، مصداق آشکار تضییع حقوق آناناند. تحقیر پسری که از ترس خود را خیس کرده، تمسخر او، و تحقیر دو دختر نوجوان کمسنوسال ــ که بنا بر گفتههایشان یکی فرزند طلاق است و دیگری در کافه کار میکند و ظاهراً قرار است همین ویژگیها بهطور نمادین برجسته شود ــ با هیچ منطق اخلاقی قابل دفاع نیست.
نمایش چنین تحقیرهایی پیشتر نیز در تابستان ۱۴۰۱ تجربه شده است و پیامد آن تحقیرهای انباشت شده، آتشی بود که در انبار پنبه افتاد.
اگر یادتان مانده باشد، پیش از اعتراضات مهسا، شاهد چند رویداد تحقیرآمیز بودیم: از انتشار عکس دختر و مادری با راننده اسنپی گرفته تا اخراج رئیس قطار بهدلیل بیتوجهی به تذکر یک خانم درباره حجاب مسافر و سپس مقام دادن نمادین به همان خانم در یزد، و نیز دعوای دو زن بر سر حجاب در اتوبوس و احضار یکی از آنها. همهی اینها با نمایش در تلویزیون یا شبکههای اجتماعی همراه بود.
نخستین گام در گفتوگو با نوجوانان همدلی با آنان است. من به عنوان بک بیننده اولین پرسشی که برایم پیش میآید این است که چرا دختری در آن سن و سال باید نیازمند کار کردن باشد؟ اگر در این سن و سال به ناچار کار میکند، احتمالا ناشی از احساس مسئولیت است.
چرا باید به خاطر پنج میلیون تومان - چنان که در ویدیو گفته میشود- خود را درگیر خطر کند؟ اگر این روایت درست باشد، آیا حاکمیت بیشتر مقصر نیست که او در این سن و سال ناگزیر به کار کردن است و شرایط اقتصادی به گونهای است که بین هزینهها و درآمدش ناترازی وجود دارد؟
به نظرم اگر این روایت درست باشد، شرمندگی و تقصیرش مال کسانی است که حقوق چند صد میلیون تومانی میگیرند تا زندگی مردم را بهبود ببخشند و کفایت و کارآمدی ندارند. شرمندگیاش مال کسانی است که میلیارد میلیارد منابع را تلف میکنند و خرج امور بیهوده میکنند.
افزون بر همهی اینها چنین نمایشهایی تحقیر یک یا دو نفر نیست؛ بلکه تحقیر همهی کسانی است که خود را در آن موقعیت میبینند. تحقیر بازدارنده نیست. ضمن غیراخلاقی بودن، کاشتن بذر کینه در دلهاست.
آن گروه از کسانی که سال های زیاد مدیر و مسئول بوده اند و بمردم ایران و انقلاب و شهدا خیانت کرده اند و عامل فقر و مشکلات این جوانان هستند ، نمیتوانند ادای دافع از مردم را در بیاورند . 
