- المیرا دهقانی: هوس را کنار گذاشتم! مهیار حسن: پس با ثروت، ازدواج کردید! (ویدئو)
- مونا کرمی با استایل به بازار کابل رفت (عکس)
- سروین ضابطیان کیست؟ از همخوانی با سینا ساعی در کارناوال تا همبازی امیر جدیدی در بیداد +عکس و ویدئو
- فریده شهبازی درگذشت
- فیلم دعوت (معرفی و نقد) The Invite 2026: بحران رابطه با ست روگن، پنهلوپه کروز، ادوارد نورتون و اولیویا وایلد!
- آخرین وضعیت چنگیز وثوقی در بیمارستان + عکس
- قاب هنری آناهیتا درگاهی، همسر سابق اشکان خطیبی (عکس)
- استایل متفاوت تینا آخوندتبار در ۳۹ سالگی (عکس)
- فیلم ممنوعه بیداد با بازی سروین ضابطیان، لیلی رشیدی و امیر جدیدی منتشر شد +عکس
- بررسی و نقد فیلم آخرین خانه 2026 The Last House: ترسناک آخرالزمانی!
فیلم وسواس (نقد و بررسی) 2025 Obsession؛ ترسناکِ روانشناختی و رمانتیک!
نواندیش: فیلم وسوسه یا وسواس 2025 Obsession به کارگردانی کاری بارکر و در ژانر ترسناک، رمانتیک و هیجانی است که محصول کشور آمریکا می باشد.
داستان فیلم:
وسواس، داستان حول محور جوانی به نام «بر» میچرخد که مدتهاست احساسات عاشقانهای نسبت به همکار و دوست نزدیک خود، «نیکی»، دارد. آنها به همراه دو دوست دیگرشان، «ایان» و «سارا»، در یک فروشگاه موسیقی مشغول به کار هستند. زندگی بر زمانی دستخوش تغییر میشود که...
بازیگران فیلم وسوسه:
مایکل جانستون در نقش بارون «بیر» بیلی
ایندی ناوارتی در نقش نیکی فریمن
کوپر تاملینسون در نقش ایان
مگان لاولس در نقش سارا هارپر
اندی ریکتر در نقش کارتر هارپر
هیلی فیتزجرالد در نقش ویولا
دارین تووندر در نقش هری
کوری بارکر
نمرات فیلم وسوسه:
در وبگاه جمعآوری نقد راتن تومیتوز، ٪۹۵ از ۲۶۰ بررسی منتقدان مثبت است، و میانگینِ امتیاز آن ۸٫۱/۱۰ است.
اجماع این وبگاه چنین مینویسد: «وسواس با بهرهگیری از ایدهای چندشآور و تبدیل هوشمندانهٔ آن به اثری که تماشاگر را مجذوب میکند، هم بهطرزی هولناک آزاردهنده است و هم بهشکلی ماهرانه سرگرمکننده و هیجانانگیز.»
متاکریتیک که امتیازها را بر پایهٔ میانگین وزنی محاسبه میکند، بر اساس نظر ۳۵ منتقد، امتیاز ۷۷ از ۱۰۰ را به این اثر داده که نشانگر «نقدهای عموماً مطلوب» است.
در نظرسنجی سینماسکور، تماشاگران به فیلم میانگین نمرهٔ «A−» از مقیاس A+ تا F دادند.
همچنین ۷۰ درصد از پاسخدهندگان در نظرسنجی پستترک اظهار داشتند که این فیلم را «حتماً توصیه میکنند».
نقد اول فیلم وسوسه
بروزرسانی 1405.4.13 / میثم کریمی در مووی مگ: فیلم «Obsession» از آن دست آثاری است که در ظاهر با یک ایده آشنا و حتی قدیمی وارد میدان میشود، اما در اجرا نشان میدهد هنوز هم میتوان از دل یک تم تکراری، به نتیجهای تازه، مؤثر و حتی آزاردهنده رسید. هسته مرکزی فیلم بر پایه مفهومی بنا شده که بارها در سینما و ادبیات دیدهایم: «مراقب آرزوهایت باش». اما تفاوت مهم این فیلم در آن است که این مفهوم را نه در قالب یک فانتزی ساده یا یک کمدی سیاه، بلکه در مسیر یک روایت روانشناختی و ترسناک پیگیری میکند؛ روایتی که عشق را از حالت احساس انسانی و صمیمی خارج میکند و آن را به شکل یک بیماری، یک وسواس و در نهایت یک تهدید جدی برای بقا و هویت فردی به تصویر میکشد.
داستان فیلم بر محور جوانی خجالتی و دستوپاچلفتی به نام بیر میچرخد؛ پسری که در یک فروشگاه موسیقی کار میکند و دلبسته همکارش، نیکی، است اما بهدلایل شخصیتی و عاطفی، توانایی بیان احساساتش را ندارد. این نقطه آغاز، بهخودیخود بسیار آشنا و حتی ساده است، اما فیلم از همین سادگی استفاده میکند تا مخاطب را به نقطهای برساند که دیگر با یک عشق خام و نوجوانانه طرف نیست، بلکه با سازوکاری معکوسشده از میل، وابستگی و سلطه روبهرو میشود. بیر پس از شکستن یک چوب آرزو، آرزو میکند که نیکی دیوانهوار عاشق او شود؛ آرزویی که قرار است به تحقق رؤیای عاشقانهاش منجر شود، اما در عمل به کابوسی تدریجی و خفهکننده تبدیل میشود.
نکته مهم در «Obsession» این است که فیلم از همان ابتدا بهدرستی روی مرز باریک میان عشق و وسواس حرکت میکند. اینجا عشق نه یک ارتباط دوطرفه و سالم، بلکه یک میل بیمارگونه به تملک است. فیلم نشان میدهد که وقتی «دوست داشتن» از احترام به دیگری جدا شود و به شکل نیاز مطلق برای در اختیار گرفتن او درآید، نتیجهاش دیگر عشق نیست؛ بلکه نوعی فروپاشی روانی است که هم عاشق را میبلعد و هم معشوق را. در همین چارچوب، نیکی یکی از شخصیتهای کلیدی و در عین حال هولناک فیلم است؛ نه فقط به این دلیل که رفتارهای عجیب، تهاجمی یا ناپایدار دارد، بلکه چون فیلم موفق میشود اضطراب ناشی از حضور او را در سطحی کاملاً حسی و ملموس منتقل کند. ترس در اینجا از خون و خشونت بیرونی نمیآید، بلکه از خودِ رفتار، نگاه، ریاکشنها و نحوه حضور او در قاب شکل میگیرد.
از این منظر، «Obsession» یک فیلم ترسناک صرف نیست؛ بلکه بیشتر یک فیلم درباره اختلال در رابطه است. رابطهای که قرار بوده بر پایه میل، صمیمیت و آرزو بنا شود، حالا به سازوکاری مخرب تبدیل شده که در آن مرز میان محبت و کنترل، دلبستگی و اسارت، و علاقه و نابودی کاملاً از بین میرود. فیلم بهخوبی این ایده را جا میاندازد که وسواس عاشقانه، در سطح روانی میتواند حتی از ترسهای کلاسیک ژانر وحشت هم آزاردهندهتر باشد، چون ریشه در تجربهای دارد که برای بسیاری از آدمها آشناست یا دستکم قابلتصور است. به همین دلیل، اثر در لحظات اصلی خود فقط یک فیلم ژانری نیست، بلکه تبدیل به بازتابی از روابط ناسالم و الگوهای عاطفی بیمارگونه میشود.
یکی از دلایل موفقیت فیلم، آگاهی دقیق آن از اقتصاد تولید است. «Obsession» با بودجهای بسیار محدود ساخته شده، اما همین محدودیت بهجای آنکه به ضعف تبدیل شود، به عامل تمرکز و خلاقیت بدل شده است. فیلم بهجای اتکا به جلوههای پرهزینه، بر فضاسازی، بازیهای کنترلی، تدوین، صدا و طراحی موقعیت تکیه میکند. اینجا ترس نه از وسعت جهان فیلم، بلکه از فشردگی آن بهدست میآید. مخاطب مدام حس میکند در حال تماشای روایتی است که بهجای نمایش بیرونی، از درون میترسد. چنین رویکردی برای یک اثر کمبودجه بسیار هوشمندانه است، چون باعث میشود فیلم بیش از اندازهای که واقعاً هزینه شده، ارزش تولیدی داشته باشد.
از سوی دیگر، یکی از نکات جذاب درباره «Obsession» این است که فیلم تنها یک داستان ترسناک نیست، بلکه نشانهای از تغییر نسل در سینما هم هست. تأکید بر اینکه سازنده فیلم جوان است و از فضای یوتیوب و تولید محتوای دیجیتال آمده، فقط یک نکته حاشیهای نیست؛ بلکه بخشی از هویت فیلم است. این اثر نشان میدهد که نسل تازه فیلمسازان، بدون تکیه بر سیستمهای سنتی و بدون بودجههای کلان، میتوانند اثری بسازند که هم از نظر تجاری مقرونبهصرفه باشد و هم از نظر خلاقیت، از بسیاری تولیدات رسمی و پرهزینه جلوتر بایستد. در واقع، «Obsession» صرفاً یک فیلم موفق کمهزینه نیست؛ بلکه نمونهای از تغییر سازوکار تولید در سینمای امروز است.
با این حال، فیلم کاملاً بینقص نیست. همانطور که در میانه روایت حس میشود، بخش میانی میتوانست از نظر پرداخت و ریتم، منسجمتر باشد. ایده اصلی آنقدر ظرفیت دارد که بتواند با جزئیات بیشتر، لایههای عمیقتری از رابطه بیمارگونه بیر و نیکی را نشان دهد، اما در مقاطعی فیلم کمی در تکرار موقعیتها یا امتداد دادن به تنش اصلی دچار افت میشود. این ضعف البته آنقدر جدی نیست که انسجام کلی اثر را از بین ببرد، اما در مقایسه با شروع پرکشش و پایان تأثیرگذار فیلم، در میانه کار کمی از ضرباهنگ آن میکاهد. با این حال، چون فیلم در پایهگذاری بحران و جمعبندی نهایی موفق عمل میکند، این ضعف ساختاری به شکست منتهی نمیشود.
نکته مهم دیگر، پایانبندی فیلم است. «Obsession» در پایان نه بهدنبال آرامکردن مخاطب است و نه میخواهد به یک نتیجه اخلاقی ساده برسد. فیلم با حفظ تنش، نشان میدهد که چنین روابطی نهتنها حل نمیشوند، بلکه در ذات خود میل به تخریب دارند. همین رویکرد باعث میشود پایان فیلم هم از نظر احساسی و هم از نظر مفهومی ماندگار باشد. مخاطب بعد از تماشا، بیشتر از آنکه با یک سرگرمی ژانری مواجه باشد، با این سؤال باقی میماند که چگونه یک میل عاشقانه میتواند به چنین ویرانیای برسد.
در نهایت، «Obsession» فیلمی است که با بودجهای بسیار محدود، اما با ایدهای دقیق، اجرایی هوشمند و شناخت درست از جنس ترس، به اثری موفق تبدیل شده است. این فیلم نشان میدهد که ژانر وحشت هنوز هم ظرفیت بالایی برای بازخوانی روابط انسانی دارد، بهشرط آنکه فیلمساز بداند از کجا شروع کند و چطور تنش را بهجای نمایش بیرونی، در عمق روان شخصیتها بسازد. «Obsession» از همین زاویه، فقط یک فیلم ترسناک خوب نیست؛ بلکه نمونهای از سینمای مستقلِ بالغ و حسابشده است که میداند چگونه از امکانات محدود، بیشترین بهره را ببرد.
نقد دیگر فیلم وسواس
تاپ وان مووی: شخصیت «بر» (Bear) احساسات عمیق و عاشقانهای به «نیکی» (Nikki) دارد. اما آیا نیکی هم همین حس را به او دارد؟ شاید در ابتدا نه، اما در ادامه ماجرا به شکلی عجیب، دگرگونکننده و وحشتناک تغییر میکند. این همان دانه تاریک و هولناکی است که در دل داستان فیلم Obsession 2025 کاشته شده است؛ دانهای که به مرور رشد میکند و به اثری متمایز، خاص و دلهرهآور در سینمای وحشت امسال تبدیل میشود. اگر به دنبال یک فیلم ترسناک جدید در سال ۲۰۲۵ هستید که فراتر از کلیشههای رایج حرکت کند، این اثر بدون شک توجه شما را جلب خواهد کرد.
ریشههای داستانی؛ از اساطیر یونان تا انیمیشن سیمپسونها!
ایدهی «آرزویی که به بیراهه میرود و برآورده شدنش بلا میآفریند»، یکی از کهنترین الگوهای داستانی تاریخ بشر است. ما میتوانیم ریشههای این مفهوم را در کتاب متامورفوسیس (مسخ) اثر اووید، شاعر نامدار رومی در حدود دو هزار سال پیش و در افسانه مشهور «میداس پادشاه» پیدا کنیم. داستان کلاسیک «پنجه میمون» نوشته دبلیو. دبلیو. جیکوبز نیز دقیقاً بر همین پایه استوار است؛ جایی که آرزوی شما دقیقاً طبق کلمات بیانشده برآورده میشود، اما روح و نتیجهی آن کاملاً برعکس و فاجعهبار است!
نکته جالب از پشت صحنه: کری بارکر، نویسنده و کارگردان فیلم Obsession، اعلام کرده که اولین مواجههاش با این مفهوم جذاب، نه از طریق کتابهای کلاسیک، بلکه از طریق انیمیشن محبوب سیمپسونها (The Simpsons) و اپیزود معروف Treehouse of Horror II بوده است! این نشان میدهد که چطور فرهنگ پاپ مدرن میتواند الهامبخش خلق یک اثر وحشت روانشناختی عمیق شود.
داستان فیلم Obsession 2025 درباره چیست؟
فیلم با معرفی گروهی از دوستان صمیمی آغاز میشود که در یک فروشگاه موسیقی با هم کار میکنند. اتمسفر ابتدایی فیلم به شدت ملموس و باورپذیر است. در سکانس افتتاحیه فوقالعاده فیلم، «بر» (با بازی مایکل جانستون) تمام رازهای دلش و عشقی را که به نیکی دارد، فاش میکند. نقش نیکی را «ایند ناوارته» بازی میکند؛ بازیگری که با اجرای مغناطیسی، پرانرژی و عمیق خود، روح تازهای به این کاراکتر بخشیده است. مگان لاولس در نقش سارا و کوپر تاملینسون در نقش ایان، دیگر اعضای این گروه چهارنفره هستند که در حال تجربه چالشهای اوایل دوران جوانی، دورهمیهای دوستانه و کار کنار یکدیگر هستند.
اما چه چیزی این آرامش نسبی و روابط دوستانه را به هم میریزد؟ یک آرزو! همهچیز از هدیهای به نام «بید تکآرزو» (One Wish Willow) شروع میشود؛ یک جعبه ظریف و ماهرانه که یک وسیله نوظهور و عجیب را در خود جای داده است. در طول فیلم، ما سرچی آنلاین را میبینیم که نشان میدهد آیا کس دیگری این وسیله را به یاد میآورد یا خیر، پدیدهای که مستقیماً به تالارهای گفتگو درباره «اثر ماندلا» (Mandela Effect) اشاره دارد. توجه به این جزئیات دقیق در طراحی صحنه، یکی از نقاط قوت فیلم است که تعلیق داستانی را دوچندان میکند و از لو رفتن غافلگیریهای بعدی جلوگیری مینماید.
جلوههای ویژه و بازیگری؛ برگهای برنده فیلم
۱. جلوههای بصری و گریم خیرهکننده
از نظر بصری، جلوههای ویژه و گریم فیلم Obsession فوقالعاده حرفهای کار شدهاند. فیلم از نمایش صحنههای خشن و خونین ابایی ندارد، اما این کار را به شکلی کاملاً متقاعدکننده و در خدمت داستان انجام میدهد؛ به طوری که ردهبندی سنی فیلم کاملاً توجیهپذیر است. صحنههای ترسناک فیلم صرفاً به «جامپ اسکرها» یا شوکهای ناگهانی محدود نمیشود، بلکه ترس واقعی از دل غیرقابلاجتناب بودن سرنوشت و هوشمندی فیلمنامه بیرون میآید.
۲. درخشش بازیگران نسل جدید
«ایند ناوارته» در این فیلم یک پدیده است. او و مایکل جانستون پیش از این در سریالهای ژانر فرعی (ناوارته در Superman & Lois و جانستون در Teen Wolf) ایفای نقش کرده بودند، اما در Obsession پتانسیل واقعی خود را به نمایش میگذارند. در کنار حضور چهرههای آشناتری مثل اندی ریشتر (Andy Richter)، تیم بازیگری جوان فیلم ثابت میکند که پتانسیل تبدیل شدن به ستارههای بزرگ آینده سینما را دارد.
انتقال موفق از یوتیوب به پرده نقرهای سینما
فیلم Obsession یک فیلم ترسناک خوشساخت، منسجم و بسیار بهینه است. کری بارکر (که هیچ نسبتی با کلایو بارکر، نویسنده معروف ژانر وحشت ندارد) با این فیلم گام بزرگی را رو به جلو برداشته و از کانال یوتیوب خود به سینمای بدنه و حرفهای منتقل شده است.
این روند موفقیتآمیز را پیش از این در پروژههایی مثل Iron Lung اثر مارکیپلایر و فیلم در دست ساخت Backrooms اثر کین پارسونز دیده بودیم. این موضوع نشان میدهد که استعدادهای پرورشیافته در فضای آنلاین و پلتفرمهای ویدیویی، قواعد بازی سینمای مدرن را به خوبی یاد گرفتهاند تا در نهایت ساختارها را به نفع خود تغییر دهند.
مطلب مرتبط: معرفی و بررسی فیلم دریاچه مانگو Lake Mungo؛ شیطانی و ترسناک!
چرا فیلم Obsession ارزش دیدن دارد؟
اگرچه ایده اصلی فیلم ممکن است در تاریخ سینما کاملاً جدید نباشد، اما فیلم Obsession 2025 روایتی فوقالعاده، منحصربهفرد و بسیار جذاب از آن را ارائه میدهد. شایعاتی جدی شنیده میشود مبنی بر اینکه این فیلم قرار است اولین بخش از یک مجموعه آنتولوژی (چندداستانی) باشد.
خبرمرتبط: بررسی و نقد فیلم مسافر ۲۰۲۶ Passenger؛ ترسناکِ ماورایی در جاده مرگ!
ایندی ناوارتی ستاره فیلم ترسناک وسواس روی فرش قرمز (عکس) +نمرات جدید فیلم 2025 Obsession
بررسی و نقد فیلم شیطان پرادا می پوشد ۲؛ رقابت مریل استریپ، ان هتوی و امیلی بلانت در دنیای مد!
تریلر فیلم:
در روزگاری که فرنچایزهای بزرگ هالیوودی با بودجههای کلان چندصد میلیون دلاری در برقراری تعادل میان ایدههای نو و قدیمی شکست میخورند، فیلم Obsession با کسری از آن بودجهها، نهتنها استعداد درخشان سازندگانش را ثابت میکند، بلکه یک ضیافت سینمایی واقعی برای دوستداران ژانر وحشت است. تماشای این فیلم به شدت توصیه میشود؛ در اولین فرصت ممکن آن را تماشا کنید و غرق در تعلیق ناب آن شوید!
نقد کلی فیلم وسواس:
* نقاط قوت: ایدهی مرکزی جذاب، فضای اضطرابآور، ترکیب ترس و طنز سیاه، بازیهای خوب و صحنههای پرتنش.
* نقاط ضعف: برای بعضیها شدت خشونت، اغراق در رفتار شخصیتها و فضای بیشازحد تاریک ممکن است آزاردهنده باشد؛ فیلم بیشتر روی شوک و حس ناراحتی روانی تکیه دارد تا یک داستان پیچیده.
مطلب مرتبط: بررسی و نقد فیلم اتاق های پشتی ۲۰۲۶ Backrooms: دومین ترسناکِ روانشناختی برتر سال!
آخر فیلم وسواس چه شد؟ (اسپویل کامل)
در پایان فیلم Obsession، مشخص میشود که تمام فاجعه از آرزوی خودخواهانهی بر (Bear) شروع شده است. او با استفاده از وسیلهای جادویی به نام One Wish Willow آرزو میکند که نیکی (با بازی Inde Navarrette) او را «بیشتر از هر کس دیگری در دنیا» دوست داشته باشد. اما این آرزو عشق واقعی ایجاد نمیکند؛ بلکه نیکی را به شکلی ماورایی و بیمارگونه تسخیر میکند و به یک فرد وسواسی و خشن تبدیل میشود.
در سکانس پایانی:
* بر متوجه میشود که دیگر راهی برای نجات نیکی وجود ندارد.
* او تصمیم میگیرد با خوردن مقدار زیادی قرص به زندگی خود پایان دهد، چون میفهمد تا زمانی که خودش زنده باشد، نفرین ادامه دارد.
* لحظهای پشیمان میشود و سعی میکند قرصها را بالا بیاورد، اما در همین زمان، نیکیِ تسخیرشده از یک One Wish Willow دیگر استفاده میکند و آرزو میکند که بر هم همانقدر عاشق او شود که او عاشق بر است.
* بر بلافاصله تحت تأثیر این آرزو قرار میگیرد، نزد نیکی میرود، او را در آغوش میگیرد و هر دو برای لحظهای احساس میکنند عشقشان متقابل شده است.
* اما اثر قرصها از راه میرسد و بر جان میدهد. با مرگ او، آرزوی اولیه نیز از بین میرود و نفرین شکسته میشود.
آخرین صحنه فیلم بسیار تلخ است:
* نیکی به حالت عادی برمیگردد.
* او خود را میان اجساد دوستانش و جسد بر میبیند و تازه متوجه میشود چه اتفاق وحشتناکی افتاده است.
* فیلم با فریاد و شوک شدید نیکی به پایان میرسد و سرنوشت حقوقی او مشخص نمیشود، هرچند کارگردان گفته احتمالاً پس از این اتفاق با پیامدهای سنگینی مانند زندان روبهرو خواهد شد.
نکته مهم فیلم این است که هیولای واقعی، عشق نیست؛ بلکه میل به کنترل و تصاحب دیگری است. بر هرگز از نیکی نخواست که آزادانه عاشقش شود؛ او آرزو کرد نیکی مجبور شود بیش از هر کس دیگری دوستش داشته باشد، و همین خواسته به یک فاجعه تبدیل شد.
نقد جدید فیلم آبسشن
(بروزرسانی 1405.5.3)
فرید ناصر، فیلمساز و کارشناسیارشد ادبیات نمایشی در هم میهن نوشت:
سینمای وحشت در سال ۲۰۲۶ با پدیدهای نوظهور مواجه شد که مرزهای میان بازاریابی دیجیتال و موفقیت تجاری را جابهجا کرد. فیلم سینمایی «وسواس» (Obsession) به نویسندگی و کارگردانی کاری بارکر، فیلمساز جوانی که پیش از این با ساخت آثار کوتاه در پلتفرم یوتیوب شناخته میشد، به عنوان یکی از پرفروشترین آثار مستقل سال، توجه محافل سینمایی را به خود جلب کرد. این اثر با بودجهای بسیار محدود تولید شد، اما پس از تصاحب حق پخش آن توسط کمپانی فوکس فیچرز، به فروش جهانی خیرهکنندهای دست یافت و رکوردهای گیشه سینمای مستقل را جابهجا نمود. با این حال، تحلیلهای دقیق زیباشناختی نشان میدهند که موفقیت این اثر بیش از آنکه مدیون کیفیت ساختاری، نوآوری هنری یا پختگی فرمی باشد، حاصل وفاداری مخاطبان فضای مجازی به پرسونای اینترنتی کارگردان و هیجانات زودگذر رسانهای است. از منظر ساختارگرایانه، اثر تحت لوای ایدههای فمینیستی و روانشناختی، عملاً کلیشههای زنستیزانه و فرمولهای پیشبینیپذیر سینمای وحشت را بازتولید میکند.
تحولات ساختاری صنعت سینما
موفقیت خیرهکننده فیلم «وسواس» فراتر از ابعاد گیشه، نشاندهنده یک دگرگونی بنیادین در مناسبات هالیوود و نحوه ورود استعدادهای جدید به این عرصه است. کاری بارکر به همراه همنسلان خود، نمونهای از فیلمسازانی هستند که بدون عبور از کانالهای سنتی صنعت سینما و صرفاً با تکیه بر مخاطبان فضای مجازی، کلیدهای فعالیت در هالیوود را به دست آوردهاند. اما پیامد جانبی و آسیبشناختی این فرآیند، ظهور پدیدهای تحت عنوان «والدین نپو» (در مقابل بچههای نپو) در سینما است. جف بارکر، پدر کارگردان اثر، که پیش از این هیچ کارنامه جدی در حوزه سینما نداشت و صرفاً به عنوان مشاور فیلمنامه و بازیگر نقش فرعی غیررسمی در این پروژه حضور داشت، بلافاصله پس از موفقیت پسرش فرصت ساخت آثار کوتاهی نظیر Medium Rare و Good Tape را با حضور بازیگران نامآشنا به دست آورد. این روابط رانتی نشان میدهد که سیستم نپوتیسم (خویشاوندسالاری) در هالیوود نهتنها از بالا به پایین، بلکه در روندی معکوس از فرزندان موفق به سمت والدین فاقد صلاحیت تکنیکی نیز جریان یافته و به ابتذال بیش از پیش فرآیندهای تولید دامن میزند. با وجود این نارساییها، موفقیت تجاری فیلم، مسیر کاری بارکر را هموار ساخته تا پروژههای بزرگی نظیر «هر چیزی به جز ارواح» (Anything But Ghosts) و حتی نسخه جدیدی از اثر کلاسیک «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» را در دست گیرد.
گریزگاه زنستیزانه
هسته دراماتیک فیلم بر اساس ایده سنتی آرزوی اشتباه شکل گرفته است؛ فرضیهای که پیش از این در آثار متعددی از کمدیهای نوجوانانه تا آثار کلاسیک ژانر وحشت تکرار شده است. شخصیت اصلی یعنی بِر (با بازی مایکل جانستون)، جوانی منزوی و فاقد مهارتهای اجتماعی است که شجاعت ابراز عشق به دوستش نیکی (با بازی ایندی ناوارت) را ندارد. هندسه عاطفی پیرامون این دو با حضور شخصیتهای فرعی نظیر ایان که به نیکی علاقه دارد و سارایی که به بِر متمایل است، در هم تنیدهتر میشود. با خرید یک شیء تزیینی جادویی از یک مغازه عتیقهفروشی، بِر آرزو میکند که نیکی او را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست داشته باشد و بدین ترتیب، فاجعه آغاز میگردد.
ادعای فیلم مبنی بر نقد روانشناختی تنهایی مردانه، پوششی فریبنده برای پنهان کردن ساختار عمیقاً زنستیزانه آن است. فیلمنامه با حفرههای منطقی متعددی روبرو است؛ برای نمونه، علیرغم غیبت طولانیمدت نیکی و محبوس بودن او در خانه بِر، والدین او که در ابتدای فیلم بسیار مهربان و پیگیر توصیف میشوند، هرگز به دنبال او نمیگردند. همچنین، انفعال شخصیتهای فرعی و عدم مداخله پلیس در مواجهه با خشونتهای عیان و رفتارهای نامتعارفی نظیر طبخ حیوان خانگی مرده، منطق داستانی اثر را به کلی منهدم میسازد. کشف رازهایی که بابت پیچیدگی روابط مطرح میشود، درست مانند سینمای درجه دو و سه ایران در سالهای اخیر، سطحی و غیرواقعی است.
گرههای پیشبینیپذیر
فیلمنامه کاری بارکر پس از پیریزی اولیه پیرنگ، در پرده دوم دچار فلج حرکتی میشود. فیلم به جای توسعه دراماتیک تنش و حرکت به سمت تعلیق روانشناختی پویا، به تکرار مکرر رفتارهای غیرعادی نیکی طلسمشده و واکنشهای بیحاصل بِر روی میآورد. ساختار اثر به شدت اپیزودیک جلوه میکند و سکانسها فاقد ارتباط زنجیرهای برای ساختن یک فرجام منسجم هستند. این کاستی ساختاری به طور مستقیم ریتم فیلم را تحت تأثیر قرار داده و مدت زمان ۱۰۸ دقیقهای آن را بهویژه در بخش پایانی، با افت شدیدی مواجه میسازد.
فرضیه فیلم پیشبینیپذیر و سادهانگارانه است و هیچ ایده یا چرخش داستانی نوآورانهای به فرمولهای قدیمی اضافه نمیکند. ناتوانی فیلمساز در مدیریت گامبهگام تحول روانی بِر، یکی دیگر از نقاط ضعف جدی روایت است. همچنین شیوه هدایت روایت به سمت نقطه اوج، به جای ایجاد دلهره عمیق، به نمایش صحنههای مضحک از قتلهای پیدرپی میانجامد که عمق تراژیک اثر را تباه میکند. حتی فرآیند آگاهی شخصیت ایان از ماهیت ماورایی آن جسم جادویی به قدری ناشیانه و فاقد ظرافت است که تماشاگر را از اتمسفر نیمبند فیلم هم خارج میسازد.
از قاببندیهای آماتور تا جلوههای ویژه فاقد ظرافت
در فیلمبرداری این فیلم، الگوهای بصری بسیار محدودی را به کار گرفته شده است. استفاده مفرط از نماهای ثابت روبرو با عمق میدان بسیار کم و فوکوس نرم روی چهرهها، پس از مدتی به یک الگوی بصری خستهکننده بدل میشود که نشاندهنده ناتوانی خلاقانه در استفاده از فضای صحنه و دکوپاژ سینمایی است. این شیوه تصویربرداری تخت، پویایی حرکت دوربین را سلب کرده و ساختاری مشابه ویدیوهای کوتاه یوتیوبی به اثر میبخشد.
تلاش بیوقفه فیلمساز برای ایجاد جامپاسکرهای صوتی هراسآور، نشان از ضعف در خلق اتمسفریک دلهره دارد. برخلاف آثار برجسته وحشت روانشناختی مدرن که تنش را از طریق معماری صحنه و دکوپاژ لایهلایه بنا میکنند، «وسواس» برای ترساندن مخاطب به ابتداییترین تمهیدات صوتی و نمایش بیپرده اما ناشیانه خشونت فیزیکی متوسل میشود.
تنها نکته مثبت فیلم که به عنوان یک لنگرگاه مانع از فروپاشی کامل اثر میشود، بازی ایندی ناوارت در نقش نیکی است. او با تغییرات درست در میمیک صورت، لرزشهای بدنی و بازی با لحن صدای خود، به این شخصیت مسخشده جانی دوباره میبخشد. با این حال، هنرنمایی نسبی او در تقابل با بازی به شدت بیروح سایرین به هدر رفته است.
در نهایت فیلم «وسواس» تجسمی عینی از بحرانهای زیباشناختی در عصر سینمای الگوریتمی و دیجیتال است. این اثر با تکیه بر فرمولهای سادهانگارانه جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی، موفق به فتح گیشه شد اما به عنوان یک اثر سینمایی بلند، عیار هنری بسیار ناچیزی دارد. فیلمنامه کاری بارکر تحت لوای پرداختن به مضامین حساسی چون رضایت عاطفی، تنهایی مدرن و سموم رفتاری مردان منزوی، عملاً ساختاری به شدت استثمارگرایانه و خشونتآمیز علیه شخصیتهای زن را پیادهسازی میکند. ضعفهای آشکار تکنیکی در فیلمبرداری، دیالوگنویسی ناموزون، جلوههای ویژه آبکی و ریتم کشآمده روایت، همگی نشان از آن دارند که بارکر هنوز نتوانسته است از استانداردهای ساخت فیلمهای کوتاه یوتیوبی به استانداردهای سختگیرانه سینمای بلند و اصیل وحشت نقل مکان کند. در نهایت، «وسواس» نه یک نقطه عطف یا شاهکار مدرن در ژانر وحشت، بلکه اثری گذرا، توخالی و به شدت نخنماست که صرفاً به عنوان یک نمونه مطالعاتی موفق در حوزه بازاریابی دیجیتال در تاریخ سینما ثبت خواهد شد.
لعنت به نقد آبکی از هر چیزی گفتی جز مفهوم واقعی فیلم
عالی بود
بار اولی که دیدم سرسری بود و فکر کردم دختره خله. بار دوم با دقت دیدیم . متوجه شدم دختره قربانی کار پسره شد. در واقع مساله فیلم پسره است برخلاف ظاهر که دختره نشون داده میشه
دو بار پشت سر هم دیدمش. واقعا خوش ساخت و با سوژه جذاب بود. داستان هم تا لحظه آخر میخکوبم کرده بود. حتی بار دوم هم همون حس تعلیق رو داشتم با اینکه می دونستم چی می شه ولی واقعا از تماشای خود فیلم لذت بردم نه اینکه بخوام بدونم چی می شه. 

