- سوال حسام الدین آشنا از سعید جلیلی
- تاکید سعید جلیلی بر انتقام رهبر شهید: ترامپ بوزینهای است که به زبالهدان تاریخ خواهد افتاد
- اولین تصویر از مزار رهبر شهید انقلاب +اطلاعیه درباره نماز لیله الدفن ایشان
- اظهارات امروز علم الهدی در مورد خونخواهی و انتقام رهبر شهید
- علی واعظ: یادداشت تفاهم ایران و آمریکا را مرده نمیدانم
- سیانان خبر داد: تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها میان آمریکا و ایران
- یک رسانه: تبار آیتالله خامنهای، رهبر شهید به امام علی بن الحسین میرسد (تصویر شجره نامه)
- طائب در آیین جاماندگان تشییع رهبر شهید: امام زمان زمانی ظهور میکند که یهود از بین برود
- چهره دو دختر جوان در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب در مشهد (عکس)
- فرمانده قرارگاه خاتمالانبیا: قاتلان قائدِ شهید را قصاص خواهیم کرد
رئیس هلال احمر در مورد انفجار در بیت رهبر شهید انقلاب: اصلا فکر نمیکردیم که رهبری در آنجا باشند؛ از هر کسی میپرسیدیم، میگفتند حضور ندارند
ایرنا: «یکی از سختترین روزهای زندگیام بود؛ هنوز هم نمیخواهم آن لحظات را به یاد بیاورم.» این جملات بخشی از روایت رئیس جمعیت هلالاحمر از روز شهادت رهبر
شهید انقلاب اسلامی است؛ روزی که به گفته او، با شنیدن صدای انفجار، بیدرنگ خود را به محل حادثه رساند و هنوز هم برایش غیرقابل باور است.
بخشی از مصاحبه با وی در ادامه میآید:
ایرنا: اولین لحظهای که خبر شهادت ایشان را شنیدید، کجا بودید و چه کاری انجام دادید؟
کولیوند: یکی از سختترین روزهای زندگی من بود. در دفتر کارم بود که صداها را شنیدم؛ از پنجره بیرون را نگاه کردم، سمت غرب تهران موشکهایی اصابت کرده بود و فکر کردم که باید خود را به آن منطقه برسانم؛اغلب حوادث در ایام جنگ را خودم شخصا با موتور میرفتم. از پنجره نگاه کردم و دیدیم سمت بیت رهبری انفجارهایی رخ داده است و به سرعت و برقآسا خودم را رساندم.
یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه میدانستم؛ بچهها و خانواده و همکاران میپرسیدند و میگفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمیخواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.
از لحظه شنیدن صدای انفجار، با موتور به سرعت خودم را رساندم و شاید اولین نفری بودم که از بیرون بیت رهبری، وارد شده بودم. سختترین شرایط را دیدم.
اصلا فکر نمیکردیم که رهبر انقلاب در آنجا حضور داشته باشند و از هرکسی میپرسیدیم، میگفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.
ایرنا: شما چه در اورژانس و چه در هلال احمر، حتی خودتان شخصا هم امدادرسانی میکردید. آیا در آن روز کاری از دست شما بر میآمد؟
کولیوند: همیشه هرکاری از دست من برآمده انجام دادم؛ آن روز یک لحظه دیدم جایی آتش گرفته و با دست خاموش کردم. روز خیلی سختی بود. بعد بچهها (امدادگران) را خبر کردم و امکانات بردم. جالب است جایی با این درجه از اهمیت واقعا بسیار ساده بود؛ امکانات بسیار محدودی آنجا بود و در همه کشورها جایی که مسئولان و شخصیتهای مهم حضور دارند انواع و اقسام پدافندها و امکانات وججود دارد و هیچ کسی باور نمیکند چقدر ساده بود؛ شاید درمجموع دو خودروی اطفای حریق آنجا بود و بعد تجهیزات امدادی رسید.
در آن لحظات اصلا جواب تلفن را نمیدادم. از ساعت ۲ به بعد، تلفن من مدام زنگ میخورد و هر کسی میپرسید، میگفتم اتفاق خاصی نیفتاده است. نمیتوانستم بپذیرم و هنوز هم غیرقابل باور است.
من به هیچکس نگفتم که این اتفاق افتاده است و منتظر ماندم تا از تلویزیون متوجه شوند و نمیتوانستم بگویم.