- کیهان: اردوغان و شهباز شریف، گربه نره و روباه مکار هستند!
- پیام سیدمحمد خاتمی به سید حسن خمینی
- دروغی که نتانیاهو به سردار وحیدی نسبت داد
- روایت یکی از پاسداران از جزییات حمله دشمن به بیت رهبری
- مادر همسر سیدحسن خمینی درگذشت +زمان مراسم تشییع
- دختر بلاگر تهرانی، حمیدرضا رجب زاده را به قرار مرگ کشاند
- محسن رضایی نماینده رهبر انقلاب در شعام شد +تکمیلی
- پزشکیان با آیت الله مجتبی خامنه ای دیدار کرد
- توضیح وزیر کشور درباره زمان برگزاری انتخابات شوراها
- جزئیات شهادت ایمان انوری، جانباز حمله آمریکا به جیرفت +عکس
بوی صلح چگونه دوباره عده ای را نگران کرد؟!
نواندیش_محمد صادقی: اخبار منتشره بار دیگر خبر از نزدیک بودن توافق ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز می دهد، اخباری که طبق معمول عده ای را در فضای رسانه و حتی صدا و سیما نگران کرده است!

حقیقتا بعضی ها عجیب و غریب اند، هر بار که بوی صلح به مشام می رسد این ها نگران می شوند، یاد تنگه هرمز می افتند و بلافاصله از پدرکشتگی با ترامپ سخن به میان می آورند، جماعتی که انتظار دارند این جنگ تا ابد ادامه یابد، آن هم برای ما به عنوان کشوری که در مقام دفاع نشسته ایم.
جنگ و دیپلماسی دو بال یک پرنده اند و هر دو ابزاری در اختیار سیاستمداران برای تامین منافع ملی، من به شخصا معتقد نیستم ایستادگی بر سر ترتیبات ایران در تنگه هرمز و هدف قرار دادن کشتی ها اقدام غلطی بود چرا که وقتی شما در میانه یک جنگ و آن هم در همان گام نخست بر سر اجرای یک تفاهم عقب نشینی کنید، عملا آن را تضعیف کرده اید، پس ضروری بود که ما بر اجرای این تقاهم ولو به قیمتی جنگی دوباره اصرار ورزیم.
با این حال اصرار و یک دندگی وقتی که روزنه ای برای رسیدن به تفاهم وجود دارد هم به همان اندازه غلط است وقتی ما اکنون این امکان را داریم که در تفاهمی با طرف عمانی به صورتی معقول منافع خود را تامین کنیم دلیلی بر یک دندگی به خرج دادن و ادامه جنگ تحت هر شرایطی نیست، ما اگر از ابزار خودمان درست و به موقع استفاده نکنیم این ابزار عملا کارکرد خود را از دست خواهند داد.
از روز اول نیز بسیاری از کارشناسان بیان داشتند ایده عوارض گرفتن ولو به هر اسمی مثلا هزینه خدمات دریایی که تغییری در اصل موضوع ایجاد نمی کند، ایده منطقی و معقولی نیست و این باور را در جهان ایجاد می کند که اگر ما قدرت داشته باشیم در مقام باج خواهی خواهیم ایستاد، حالا شاید برخی بگویند این باج نیست بلکه حق ما در اعمال حاکمیت بر آب های سرزمینی مان است، یا ما وقتی آمریکایی ها طی سالهای متمادی از این گذرگاه برای تقویت توان نظامی خود بهره بردند، کنترل آن یک ضرورت است، این شاید به لحاظ اخلاقی قابل قبول باشد اما واقعیت میدان عمل چیز دیگری است و تلقی جهان و کشورهای منطقه این نخواهد بود.
با نگرشی که برخی دارند ما احتمالا تا ابد باید بر سر تنگه هرمز بجنگیم، حال باز شاید همان ها از جمله مجری سفارت نورد مان بگوید چه خیالی است لازم باشد با جهان می جنگیم، اما پرسش اینجاست آیا واقعا لازم است و آیا ما در این جنگ با جهان سرانجام بعد چند ده سال می توانیم حرف مان را به کرسی بنشانیم؟!
متاسفانه پای برخی از افراد به هنگام تحلیل روی زمین نیست و حرف هایی را می زنند که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد، در حالی که مردم زیر بار فشار معیشتی و اقتصادی کمرشان خم شده این ها با شعارهای دهن پر کن هر بار که روزنه ای برای پایان بخشیدن به این جنگ باز می شود این ها نگران می شوند و بدون توجه به خواست و اراده اکثریت ملت همچنان بر طبل جنگ می کوبند، البته که خودشان چنین ادعایی را قبول ندارند و می گویند ما هم میخواهیم جنگ تمام شود اما عملا ایده هایشان مانع چنین چیزی است.
در حال حاضر همانطور که رهبر انقلاب نیز تاکید کردند باید بدون لکنت و هرگونه اقدام تفرقه آمیزی از مسئولان چه در هنگامه جنگ و چه در خلال مذاکرات حمایت به عمل آورد تا انشاالله شاهد پایان این جنگ و آغاز سازندگی دوباره کشور باشیم.