- انتخاب سه نفر برای جانشینی رهبری صحت دارد؟
- گوسفند عاشق نوشیدن چای را ببینید! (ویدئو)
- آهنگ ای دریغا - محسن چاوشی (موزیک ویدئو)
- غزاله اکرمی بازیگر نقش سوجان در سریال سوجان کیست!؟
- آنچه باید درباره پدر موشکی ایران بدانید؛ شهید حسن تهرانی مقدم چه کرد!؟
- کلیپ مبتذل و نامتعارف گیلان چرا تولید و پخش شد؟
- ساعت پخش و تکرار سریال «سوجان» از شبکه یک
- تصاویر حضور شاه در خلیجفارس +اظهاراتش درباره نیروی دریایی ایران
یادداشت اختصاصی دیپلمات و کارشناس مسایل یمن برای «نواندیش»؛
اهمیت یمن در دیپلماسی ایران / وقایع یمن متاثر از تحولات داخلی است یا تاثیرات خارجی؟
حرکت نظامی حوثی ها در اواسط سال جاری و سقوط عبدرب منصور به معنای تیر خلاصی به طرح سعودی ها و همه اقدامات آنها طی سه سال اخیر محسوب می شد . از همین رو، هنگامی که حوثی ها در دروازه شهر عدن قرار گرفتند ، رهبران جاه طلب و ناشی سعودی...
نواندیش: محمود صادقی ، کارشناس امور خاورمیانه وشمال آفریقا که مدتی را در یمن به سر برده، در یادداشتی که بطور اختصاصی در اختیار «نواندیش» قرار داده است، در جهت تحلیل تحولات اخیر یمن، به بررسی بافت قومی و مذهبی این کشور و نیز اهمیت یمن در نزد سعودی ها و ایران پرداخته است.
متن کامل این یادداشت که با عنوان «اهمیت یمن در دیپلماسی خاورمیانه» در «نواندیش» انتشار می یابد، به شرح زیر است:
سرزمین تاریخی یمن در جنوب غرب آسیا و در جنوب شبه جزیره العرب و مشرف بر تنگه باب المندب و در نزدیکی شاخ آفریقا است . تنگه باب المندب یکی از مهم ترین معابر عبور کالا از جمله نفت بوده و گلوگاه ورود به کانال سوئز می باشد ، همان کانالی که دریای سرخ را به دریای مدیتراینه متصل می کند. به عبارت دیگر شرق و غرب عالم را به یکدیگر متصل می نماید . به همین دلیل یمن هماره مورد توجه قدرت های جهانی و منطقه ای بوده است .
تا قبل از ورود به عصر جدید، امامان زیدیه در حدود ده قرن بر این کشور حاکم بودند . در آن دوران ، عثمانی ها به عنوان یک قدرت جهانی و منطقه ای به این سرزمین چشمداشت داشتند اما هیچگاه موفق نبودند . در دوران استعمار اروپا درخاورمیانه، بریتانیا بر جنوب این سرزمین درمنطقه عدن مسلط شد و رهبران کشور جدید التاسیس سعودی با ایدئولوژی وهابیت قصد توسعه طلبی درقسمت های شمالی این سرزمین داشتند و توانستند با استفاده از زور بر بخش هایی از آن مسلط شوند .در دهه شصت میلادی قرن پیش، نظامیان یمن تحت تاثیر جنبش ناسیونالیستی مصر و با دخالت ارتش مصر در دوران حکومت ناصر در مصر، آخرین امام زیدی یمن را سرنگون کردند . در جنوب یمن هم نیروهای انگلیس زیر فشار نیروهای انقلابی چپ، آن سرزمین را ترک کردند .در آن دوران یمن متاثراز فضای دو قطبی جنگ سرد دو پاره شد. یمن شمالی تحت عنوان رسمی "جمهوری عربی یمن" و یمن جنوبی با عنوان "جمهوری دمکراتیک یمن" در فضای دو قطبی آن دوران به رقابت با یکدیگر پرداختند . بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایجاد تحولات شگرف در نظام بین المللی در سال 1990 یمن متحد با عنوان "جمهوری یمن" تشکیل شد .
محمود صادقی
بافت قومی و مذهبی یمن
جمعیت یمن در حدود بیست و پنج میلیون نفر است . تقریبا همه یمنی ها از نژاد قبایل عرب شبه جزیره العرب می باشند . تا قبل از اسلام ، اکثر جمعیت یمن یهودی بودند . یمنی ها جزو اولین مردم غیر ساکن در سرزمین حجاز بودند که بصورت داوطلبانه دعوت اسلام را پذیرفتند .حضرت امیر المومنین علی علیه السلام اولین حاکم اسلامی یمن است که از سوی رسول خدا منصوب شد . ایشان در سال هشتم هجری وارد یمن شد . هنوز آثار مسجدی بسیار کوچک در صنعای قدیم (شهر تاریخی صنعا ) در قلب صنعای امروزی وجود دارد به نام مسجد علی ابن ابی طالب که مقرحکومت حضرتش بوده . نگارنده در خلال اقامت در یمن بارها به زیارت این مسجد مشرف شده ام .
حدود چهل و پنج درصد از جمعیت یمن زیدی مذهب و پنجاه درصد شافعی مذهب و درصد بسیار اندکی اسماعیله و شیعه اثتنی عشر می باشند . تا دهه شصت قرن میلادی پیش ، امامان زیدیه در حدود ده قرن تقریبا بصورت متناوب در یمن حاکم بودند . بنابراین زیدی ها از نظر تاریخی ، یک مذهب با گرایش سیاسی قوی بوده اند . امامان حاکم در یمن همگی از سادات علوی اند. با سقوط امامان زیدیه و ظهور جریان های ملی در جهان عرب ، گرایش به سیاست و قدرت در این مذهب رو به افول گذارد . اما بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران با رهبری یک مرجع شیعی و بدنبال آن تحولات سه دهه اخیر در جهان عرب خصوصا ظهور جریانهای سیاسی از نوع سلفی و اخوانی در این کشورها ، زیدی های یمن را نیز تحت تاثیر قرار داد . حرکت مرحوم حسین الحوثی در یمن طی 12 سال اخیردر مقابل رژیم علی عبدالله صالح و ادامه آن توسط سایر رهبران این حرکت در یک سال اخیر در همین چارچوب قابل بررسی است . البته تحولات بعدی بعد از سقوط علی عبدالله صالح در جریان یک انقلاب مردمی در سال 2012 و طرح آمریکایی و سعودی در مهار این حرکت انقلابی که منجر به قدرت رسیدن سران فاسد رژیم سابق شد ، در رادیکال شدن و تحرکات اخیر این حرکت که منجر به سقوط صنعا و تصرف سایر شهرهای مهم یمن به دست حوثی ها (انصارالله ) شد, نقش آنها را برجسته ترکرد .
اهمیت یمن در نزد سعودیها
سعودیها همواره نسبت به وجود یمنی قوی ، مستقل و دمکراتیک حساسیت داشته و مانع حرکت این کشور در مسیر ترقی و پیشرفت شده اند . یمن قوی برای سعودی با یک رژیم سنتی و قبیله ای به منزله وجود رقیبی توانمند در سراسر مرزهای جنوبی این کشور تلقی می شود . یمن مستقل و دمکراتیک از نظر حکام سعودی که از دادن حداقل حقوق و آزادی های مدنی و دمکراتیک به مردم خود دریغ می کنند ، الگویی نامناسب برای مردم کشورشان است . سعودیها طی دهها سال اخیر علیرغم آنکه بخشی از سرزمین یمن را اشغال کرده اند اما حاضر نشدند ما به ازای اقتصادی مناسبی به این کشور دهند . آنها حتی از ایفای نقش برادر بزرگتر که برای برخی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ایفا کرده اند و کمک های توسعه ای زیاد به آنها کرده اند ، چنین کاری را برای یمن نکرده اند . در استراتژی سعودی ، وجود یک یمن ضعیف ، متفرق و دست نشانده به بهترین شکل منافع این کشور را تامین می کند . از سوی دیگر با توجه به عبور بخشی از نفت سعودیها و سایر شرکای آنها از تنگه باب المندب، نسبت به شرایط سیاسی این کشور و روابط منطقه ای و بین المللی یمن حساس بوده اند . در این بین، سعودیها نسبت به نوع رابطه و نفوذ ایران در یمن بسیار حساس بوده اند .نزدیکی و قرابت مذهبی بین ایران با زیدیان یمن که حدود چهل و پنج درصد از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند ، مورد توجه آنها بوده است .
ظهور گروههای افراطی سلفی با گرایش ضد شیعی در منطقه و خصوصا در یمن که در سال های گذشته به یکی از مراکز عمده آنها تبدیل شده بود ،اگر چه چالشی برای عربستان سعودی محسوب می شد ولی با توجه به نقشی که می توانند درمقابل جریانهای ضد سلفی یمن مانند برخی گروههای سیاسی زیدی ایفا کنند برای آنها یک فرصت محسوب می شود. وقوع تحولات عظیم تحت عنوان بهار عربی یا بیداری اسلامی در سرزمین های عرب در سال 2011 یک زنگ خطر جدی برای نظام سنتی و قبیله ای سعودی محسوب می شد . اگر تحولات مذکور در مسیر دمکراتیک ادامه می یافت، به منزله یک چالش برای همه رژیم های دیکتاتور عرب خصوصا سعودی ها بود .البته انقلاب های عربی در چارچوب شرایط کشوری و منطقه ای خود، دارای نتایج خاص خود بود اما اگر تحولات یمن در مسیر درستی حرکت می کرد به معنی پیروزی یک جریان دمکراتیک مردمی در یمن می شد ، امری که برای سعودی بسیار سخت و غیر قابل تحمل می شد . سعودی ها هنگامی که در برابر موج انقلابی مردم یمن احساس خطر کردند با همکاری آمریکا و تحت عنوان طرح شورای همکاری خلیج فارس، علی عبدالله صالح را در سال 2012 کنار گذاشتند . در این طرح آنها همه گروههای مخالف سابق به غیر از حوثی ها را مشارکت دادند . نتیجه این طرح به قدرت رسیدن عبدرب منصور هادی معاون رئیس جمهور سابق بود . این امر برای مردم یمن و برای جریان انصارالله به معنی بازگشت سران رژیم سابق و فساد آن دوره بود اما آنچه اتقاق افتاده بود برای سعودیها بسیار مطلوب و آرمانی بود .
حرکت نظامی حوثی ها در اواسط سال جاری و سقوط عبدرب منصور به معنای تیر خلاصی به طرح سعودی ها و همه اقدامات آنها طی سه سال اخیر محسوب می شد . از همین رو، هنگامی که حوثی ها در دروازه شهر عدن قرار گرفتند ، رهبران جاه طلب و ناشی سعودی تاب و تحمل نیاورده و به این کشور وحشیانه یورش بردند .
اهمیت یمن در نزد جمهوری اسلامی ایران
تا قبل از انقلاب اسلامی ، استراتژی رژیم سابقد ایران در چارچوب نظام دو قطبی حاکم تعریف می شد. شاه ایران در دهه هفتاد میلادی ، نیروهای خود را جهت سرکوبی سوسیالیست های مسلح عمانی که از سوی یمن جنوبی سابق حمایت می شدند ، به این کشور فرستاد و آنها را سرکوب کرد . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، یمن شمالی سابق در جنگ تحمیلی در کنار صدام ایستاد اما یمن جنوبی روابط خوبی با کشورمان برقرار کرد.
بعد از پایان جنگ تحمیلی و خصوصا بعد از وحدت یمن ، جمهوری اسلامی ایران از توسعه روابط با این کشور استقبال کرد . علاوه بر اهمیت این کشور از نظر جغرافیایی درکنار تنگه باب المندب ، برای ایران ، داشتن یک رابطه خوب با کشوری در مرزهای جنوبی عربستان هماره اهمیت داشته است. با این حال اراده ایران همیشه و در همه دوره ها مبتنی بر تقویت روابط با این کشور در چارچوب رسمی بوده است . جناب آقای خاتمی رئیس جمهور وقت در سال 1382 از این کشور دیدار کرد . دهها قرار داد اقتصادی بین دو کشور منعقد شد. بیمارستان هلال احمر ایران در این کشور افتتاح شد و دهها دانشجوی یمنی در قالب بورسیه جهت ادامه تحصیلی در رشته های پزشکی و مهندسی به ایران اعزام شدند و کمک های توسعه ای به این کشور اختصاص یافت . از هنگامی که در سال 1383 دولت سابق یمن تصمیم به سرکوب جنیش انصارالله از طریق نظامی نمود ،ایران درخواست نمود از طریق مسالمت آمیز و تفاهم طرفین این مشکل حل شود . دولت سابق یمن وبرخی جریان های وابسته به سعودی بارها ایران را به حمایت از جنبش حوثی ها متهم نمودند اما هیچگاه اسناد معتبری در این مورد ارائه نداند .
حرکت انقلابی مردم یمن به مانند سایر جنبش های انقلابی در سال 2011 که به عنوان بهار عربی معروف شد ، در ایران با عنوان بیداری اسلامی مورد حمایت لفظی ایران قرار گرفت . به اعتقاد جمهوری اسلامی ایران ، حرکت مردم منطقه در واکنش به استبداد رژیم های وابسته و غیر مستقلی بود که مردم خود را از کلیه حقوق مدنی، اجتماعی و اقتصادی اشان محروم کرده بودند به عبارتی دیگر بروز انقلاب ها و سایر تنش های مذکور به مانند هر تحول سیاسی دیگر در هر کشوری ریشه داخلی داشته و نشان گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگران فرافکنی بیش نمی باشد .
بر این اساس تحولاتی که در یمن منجر به قدرت رسیدن انصارالله شد ، نتیجه تحولات داخلی این کشور بوده است و تاثیرات خارجی بر آن زمانی قابل تعریف است که در شکل تجاوز، دخالت یا حمایت از نوع سیاسی یا نظامی آن باشد یعنی نظیر آنچه را که سعودی در یمن در حال اثرگذاری هستند .
البته وجود برخی تعلقات عقیدتی مشترک بین مذهب شیعه اثنی عشری و زیدیان این تصور را تقویت می کند که عاملی برای همگرایی و نزدیکی بیشتر سیاسی بین آن دو باشد وهمین امر موجبی برای نگرانی سعودیها در قدرت گرفتن انصارالله در نزد آنها است .
وقوع تحولات مشابه در لبنان و عراق طی دههای گذشته که منجر به قدرت نزدیکان تفکر ایران در این کشورها شده است ، نتیجه بد عمل کردن دیگران بوده است . جنایات صدام طی سه دهه و خطای استراتژیک آمریکا در سقوط وی در سال 2003 میلادی ،موجبی برای افزایش نفوذ ایران در عراق شد . اکنون هم یمن وضعیت مشابه عراق اما بگونه ای دیگر دارد یعنی خطای رژیم علی عبدالله صالح رئیس جمهور اسبق یمن در سرکوب حوثی ها در یک دهه پیش و بدنبال آن تلاش عربستان و آمریکا برای شکست انقلاب یمن در سال 2012 و ندادن سهم سیاسی به حوثی ها نتیجه اش قیام اخیر این حرکت در سرنگون سازی رژیم دست نشانده آنها شد . اکنون هم سعودی ها با قتل مردم یمن و از بین بردن زیر ساخت های این کشور فقیر، دچار خطای بزرگتر شده و به جای ایجاد حوزه نفوذ در یمن ، وسایل تنفر بیشتر علیه خود را فراهم می آورند .
جمهوری اسلامی ایران در چارچوب یک موضع اسلامی و انسانی با قضیه یمن برخورد کرده است . این امر علاوه بر آنکه در چارچوب هنجارهای اخلاقی و حقوقی بین المللی است ، دستاوردهای سیاسی خود را در آینده نیز خواهد داشت .
بنظر می رسد، همانطور که وجود یک یمن ضعیف و بی ثبات در سیاست خارجی منطقه ای سعودی تعریف شده است برای ایران وجود یک یمن مستقل و قوی از نظر اقتصادی منافع ایران را در منطقه تعریف می کند . بنابر این بازگشت صلح و ثبات و آرامش به این کشور از اولویت های دیپلماسی ایران است .
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.