- ساعت بازی پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان / ترکیب با تغییرات زیاد!
- ستاره پرسپولیس و همسرش در کنار بهرام افشاری، بهتاشِ پایتخت! (عکس)
- بیانیه تند باشگاه پرسپولیس علیه رقبا و فدراسیون در آستانه بازی تراکتور - استقلال!
- استقلال به ضرر پرسپولیس قابل تراکتور وا میدهد؟
- ۷ غایب استقلال در بازی برابر تراکتور
- پوستر باشگاه استقلال برای بازی فردا با تراکتور: مغضوب هواداران محور شد! (تصویر)
- ساعت بازی استقلال مقابل تراکتور + ترکیب احتمالی
- جدایی این ۲ بازیکن استقلال قطعی شد
- خلاصه بازی منچستر سیتی 2 - 0 لستر سیتی (ویدئو)
- خبر بد برای پرسپولیس: ستاره گل زن مشتری پیدا کرد
ماجرای رسیدن دوباره محمد نصیری به مدال المپیکش
پیشکسوت وزنهبرداری ایران گفت: فردی با گذشتن از پول خود مدال المپیکم را که خریده بود، به من پس داد و دلم را شاد کرد.
محمد نصیری در گفتوگو با ايسنا، درباره باز پس گرفتن مدال المپیک خود، بیان کرد: 30 – 40 سال پیش تمام زندگی من را دزد برد. آقایی از اصفهان در اینترنت مدال نقره المپیک 1972 مونیخ من را به قیمت 10 هزار دلار خرید. پس از آن با من تماس گرفت که اگر مدال را میخواهم پول را بدهم و آن را پس بگیرم. من هم پاسخ دادم که این مدال دیگر به درد من نمی خورد، زیرا افتخارات در تاریخ ثبت شده است. پولی هم ندارم که بابت آن پرداخت کنم بنابراین نوش جانت.
او ادامه داد: مرتضی سیف زاده از پیشکسوتان وزنهبرداری اصفهان با این آقا صحبت کرد مبنی بر این که نصیری پولی ندارد بابت مدال پرداخت کند، بنابراین مردانگی کند و در یک مسابقه بینالمللی آن را به من پس بدهد. واقعا دستش درد نکند که دل من را شاد کرد.
نصیری در پاسخ به این پرسش که آیا 10 هزار دلار به آن فرد پرداخت شد، گفت: خیر. او با مردانگی از پول خود گذشت و واقعا احساس خوشحالی همراه با گریه به من دست داد. بعد از 44 سال دوباره آیان مدال المپیک را بر گردن من انداخت.
نصیری در مورد علت علاقه زیاد تاماش آیان به او بیان کرد: آیان عاشقانه من را دوست دارد. من یک رقیبی از مجارستان داشتم که هموطن آیان بوده است و آیان در جریان رقابت ما دو نفر از ابتدا بود. از این رو به من عشق می ورزد و حتی عنوان کرده که الگوی زندگیاش هستم.
پیشکسوت وزنهبرداری ایران درباره این که رضازاده گفته است بدون دعوت نامه به مسابقات آمده است، تصریح کرد: او چهار سال هیچ کدام از پیشکسوتان را به فدراسیون راه نداد و پیشکسوتان را بیرون کرده بود. واقعا نمی دانم که چه چیزی باید بگویم.