:::Noandish.com::: از ترورهای آشکار گروهکی تا ترورهای پنهان بیولوژیکی!
کد خبر: ۴۳۵۸۷
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۹۵ - ۱۵:۳۳
جمهوریت:ترور پدیده‌ی دیرینه ای در تاریخ جهان بوده و تاریخ شاهد ترور شخصیت های سیاسی و مذهبی بسیاری بوده است. بسیاری از رهبران جهان در جریان ترور کشته شده و هزینه های سنگینی بر جوامع بشری تحمیل شده است. ترور ولیعهد اتریش در شهر سارایوو پرهزینه‌ترین ترور تاریخ است. زیرا آتش جنگ جهانی اول با جرقه این ترور شعله ور شد و جهان را در کام خویش فرو برد.

ترور و تروریسم در ایران نیز از پیشینه درازدامنی برخوردار است. گویا تاریخ ایران با مرکب خشونت و ترور نوشته شده است. صرف نظر از ترورهای بی شمار در تاریخ باستان و میانه ایران، ترور ناصرالدین‌شاه سرآغاز تروریسم مدرن در ایران معاصر است. زیرا کشته شدن وی به معنای واقعی کلمه یک "ترور سیاسی" بود. بنابراین، میرزا رضا کرمانی بدعت‌گذار تروریسم سیاسی معاصر است که ماندگار‌ترین شاه‌کشی تاریخ ایران را رقم زد. 

نام کمیته مجازات و کسانی چون کریم دواتگر، حیدرخان عمواوغلی و حسین لَله لکه ننگ تاریخ ترور ایران در عصر مشروطه است. از مهمترین ترورهای این دوره ترور آیت‌الله بهبهانی است. پیامد ترورهای «کمیته مجازات» وحشت و ناامنی گسترده ای بود که زمینه ظهور دیکتاتوری میلیتاریستی رضاشاه فراهم کرد.    اما در آغاز دوره پهلوی دوم ترورهای سیاسی بار ایدئولوژیک یافت. ترور کسانی چون سیداحمد کسروی، عبدالحسین هژیر، علی رزم‌آرا، حسین فاطمی، و حسنعلی منصور و محمدرضا پهلوی در این چارچوب شکل گرفت. 

در این میان، بمب گذاری در مراکز مختلف تهران و ترور مستشاران آمریکایی توسط برخی از گروه های سیاسی مبارز قابل ذکر است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز جامعه ایران قربانی تروریسم شد و موج گسترده بمب گذاری و خشونت و تروریسم مراکز دولتی و عمومی ایران را فرا گرفت. به گونه ای که تعداد زیادی از روحانیون برجسته و رهبران انقلابی و مسئولین سیاسی و نظامی کشور و البته بسیاری از شهروندان بی گناه قربانی ترورهای کور گروه های معاند انقلاب و نظام جمهوری اسلامی شدند. 

دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری از مهمترین مراکزی بودند که آماج عملیات تروریستی منافقین قرار گرفتند. در جریان عملیات تروریستی گروهک فرقان و بمب گذاری منافقین شخصیت هایی چون قرنی، مطهری، مفتح، رجایی، باهنر، بهشتی و 72 تن از یارانش، و ... به شهادت رسیدند و البته ترور برخی از رهبران انقلاب ناکام ماند.

در روزهای اخیر نوع جدیدی از ترور مطرح شده و از ترور بیولوژیکی برخی از فعالان سیاسی و فرهنگی کشور رونمایی شده است. در حالی که هنوز ابعاد گوناگون این قضیه روشن نیست، کسانی خود را قربانی ترور بیولوژیکی دشمن معرفی می کنند؛ بدون آن که اسناد متقن و مدارک معتبری ارایه نمایند. البته انگشت اتهام مدعیان به سوی موساد، سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی، نشانه رفته است. حتی در این راستا، یاسر عرفات، عبدالعزیز حکیم و هوگو چاوز هم از قربانیان این تکنولوژی مرگبار تروریستی ارزیابی می شوند.

ظاهرا ترور بیولوژیکی از دیدگاه برخی از نیروهای خودشیفته در درون ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران در زمره ترورهای با کلاس و پر هوادار قرار دارد.  به گونه ای که برخی از چهره های سیاسی از طرح این موضوع بی پایه و اساس سوءاستفاده می کنند و خود را قربانی ترور بیولوژیکی معرفی می نمایند تا از غافله جدیدی که راه افتاده جای نمانند و در آینده غنائم احتمالی را از کف ندهند. 

در واقع، آنان بدون آن که سندی قابل قبول و مدرک علمی و محکمه پسندی ارایه نمایند، فقط به فضاسازی مورد نیاز خویش می اندیشند. 

نخستین بار محمود احمدی نژاد چنین مسیر جنجالی را پیمود و طرح آمریکا برای ربودنش در سفر به عراق را افشا کرد. او گفت : " آمریکایی ها در عراق می خواستند من را بربایند."
«بر اساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامه‌ریزی کرده بودند که به فضل الهی با تغییر یکی دو برنامه در اراده و تصمیم آنها تزلزل ایجاد شد و وقتی متوجه موضوع شدند که عراق را ترک کرده بودیم و آنها همچنان مبهوت بودند».
«صهیونیست‎های احمق آدم اجیر کرده ‏اند که مرا ترور کنند اما آنها این همه ملت ایران را ترور کردند به کجا رسیدند.»

وی بار دیگر پس از سفر به ایتالیا برای شرکت در اجلاس فائو چنین غوغای طنزآمیزی را مطرح کرد. در این میان، مشاوران و نزدیکانش نیز به این خبر جنجالی دامن زدند که در ایتالیا هم می خواستند احمدی نژاد را ترور کنند! 
از نظر آنان افشای توطئه ربودن رئیس جمهور در سفر به عراق و توطئه ترور ایشان در اجلاس فائو از جمله طرح های دشمن است که هر دو نیز به خواست خداوند در نطفه خفه شد.

البته هیچگاه صحت و سقم ادعاهای رئیس جمهور سابق و همکارانش از سوی مقام های ذیربط و نهادهای مسئول بررسی و اعلام نشد.

پس از آن ترور بیولوژیکی دکتر سعید کاظمی آشتیانی رئیس فقید پژوهشکده رویان مطرح شد. برخی منابع ناشناخته براین باور بوده و هستند که این نابغه فناوری سلول های بنیادی توسط سازمان های جاسوسی بیگانه "ترور بیولوژیک" شده است. 

شایعه و گستره موج ترور بیولوژیکی چنان فراگیر شده است که بسیاری از فعالان فرهنگی و سیاسی کشور به صف قربانیان احتمالی این گونه از ترور نوپدید پیوسته اند. در این راستا، بستگان و دوستان فرج الله سلحشور مرگ وی را ناشی از ترور بیولوژیکی ارزیابی کردند. ابراهیم جباری، فرمانده سپاه ولی امر، گفته است : احتمال مسمومیت مرحوم سلحشور توسط سرویس های اطلاعاتی بیگانه وجود دارد. اما از نظر جمال شورجه ترور بیولوژیکی فرج‌الله سلحشور قطعی است. اما فرزند سلحشور گفته است : به هیچ عنوان کسی ترور بیولوژیک پدرم را به صورت قطعی تأیید نمی کند. ولی این احتمال وجود دارد.

نادر طالب زاده نیز مدعی است در آمریکا ترور بیولوژیک شده است، فردی به نام پرفسور کرمی در مصاحبه با خبرگزاری فارس زوایای ترور بیولوژیکی نادر طالب‌زاده را تشریح کرد. وی گفت که عامل ترور وی را تشخیص نداده‌ است. اما قطعا آسیب جدی عمدی به وی رسیده است. این پزشک متخصص پای خویش را از حیطه وظایف پزشکی فراتر نهاده و در باره شیوه های نوین ترور بیولوژیکی رژیم صهیونیستی نظریه پردازی نموده است.

واپسین مدعی بیژن نوباوه نماینده عضو پایداری مجلس نهم است که به گفته خودش در هنگام اقامت در نیویورک هدف ترور عوامل بیولوژیکی دشمن قرار گرفته است. او به صراحت گفته است : 

«بیوتروریسم یک بحث جدی است. درباره خود من هم صادق بوده. ابتدای تشخیص بیماری من گفتند سم‌های آمریکایی وارد بدنم شده. سمی که از جنگ دوم جهانی باقی مانده بود و آمریکایی‌ها هنوز از آن استفاده می‌کنند. این یک واقعیت است. کار آمریکایی‌ها همین است. افرادی را که نمی‌توانند با خود همراه کنند، یا آنها را بخرند، ترور می‌کنند.»

این احتمال در مورد علی دادمان فرزند رحمان دادمان نیز طرح می شود. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در واکنش به این احتمال گفت : در باره علت مرگ مرحوم علی دادمان باید بررسی هایی صورت گیرد و بنده دستور این موضوع را صادر کرده ام.

به نظر می رسد که در آینده کسان دیگری نیز مدعی ترور بیولوژیکی خویش خواهند شد. بدون آن که مدرکی ارایه کنند. چون متاسفانه نهادهای رسمی و مراجع مسئول واکنش مناسب و پاسخ در خوری به این گونه ادعاهای بی سند و مدرک نشان نمی دهند. بنابراین، فضای لازم برای خودنمایی و فرصت کافی برای سوءاستفاده فرصت طلبان فراهم شده است.

 به هر حال، تجربه نشان داده است که خرج کردن از جیب گشاد مردم ایران نیاز چندانی به پاسخگویی ندارد. علاوه بر این، برای خودشیفتگانی که دوست دارند همواره در کانون سیاست ایران حضورداشته و در عرصه فرهنگ ایران به طور مستمر بدرخشند، ترور بیولوژیکی به عنوان مد روز قابل ارزیابی است. 

در این شرایط به طنز می توان گفت : گویا ترور بیولوژیکی یکی از با کلاس ترین انواع ترورهای این سالها است و مشتریان زیادی به سوی خویش جلب کرده است. 

در حالی که آنان نمی دانند، نتیجه چنین رویکرد ابهام آفرینی نسبت به توانایی دشمن در ترور خاموش مسئولین نظام و ضعف نیروهای خودی در برابر امواج نوین تروریسم، از یک سو نمایش اقتدار اطلاعاتی و امنیتی دشمن است و از سوی دیگر نشانه ضعف اطلاعاتی و امنیتی نظام است و باعث ایجاد هراس همگانی در میان مردم و مسئولین می گردد. بنابراین، کنترل توانایی اطلاعاتی و قدرت نفوذ دشمن و مهار هراس اجتماعی از سویی و پاسخگویی به افکار عمومی از سوی دیگر، نیازمند دخالت فوری نهادهای مسئول، به ویژه شورای عالی امنیت ملی است. به گونه ای که پاسخ مناسب و مطلوبی به ابهامات موجود در افکار عمومی داده شود و فرصت هر گونه سوءاستفاده از فرصت طلبان سلب گردد.
برچسب ها: دکتر عباس خلجی
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: