کد خبر: ۴۷۶۶۰
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۸
دكتر محمود سريع القلم
    خاطره اولين کلاس دانشگاهي خود را در چهارم بهمن ۱۳۵۵، نه تنها به ياد دارم بلکه با آن زندگي مي کنم. ۸ صبح بود و استاد کامپيوتر وارد کلاس شد و بلافاصله سه واژه روي تخته نوشت: داده ها، پردازش و ستانده ها يا ورودي ها، پردازش و خروجي ها. او گفت کامپيوتر براساس اين سه واژه بنيان نهاده شده است. اما استاد کامپيوتر با نکته مهم تري ادامه داد: کل زندگي بر اساس اين سه واژه ساخته مي شود.

    اگر بيمار مي شويم (خروجي) به خاطر نوع رژيم غذايي و ساختاري است که در آن زندگي مي کنيم (ورودي ها). جسم انسان، اين ورودي ها را پردازش مي کند. اگر کسي شنا کردن مي داند ممکن است به خاطر اين باشد که پدر و مادر در 6 سالگي، او را در کلاس شنا ثبت نام کرده اند. کلاس شنا، اين مهارت را به او آموخته است. اگر هواي تهران آلوده است به خاطر سياست هاي غلط شهري و اقتصادي طي نيم قرن گذشته است. جغرافياي تهران و اطراف، محل اجراي اين سياست ها و تصميم گيري هاي غلط بوده است. اگر کسي مودب نيست در مجموع به خاطر اين است که خانواده، مدرسه و فرهنگ عمومي، از اين نوع تربيت شخصي غفلت کرده اند. در فقدان تربيت، روح و روان و فکر فرد، بي ادبي را طبيعي قلمداد مي کند. اگر کسي حداقل انتظارات از ديگران را دارد عمدتا به خاطر تربيتي است که در خانواده شده، اعتماد به نفس پيدا کرده و توانايي به دست آورده که متکي به آنها است. قدرت فکر و تجزيه و تحليل و زحمت کشيدن مداوم فرد، اين خصلت بسيار مثبت را فراهم آورده است. انتقادات زياد است چون ما انتظارات غير واقعي داريم. هيچ خروجي بدون دليل نيست. در پايتخت دانمارک، ۵۰ درصد مردم با دوچرخه تردد مي کنند. ۴۰۰ کيلومتر خطوط دوچرخه سواري ساخته شده است و ۶۳ درصد نمايندگان مجلس با دوچرخه به پارلمان مي روند. تعداد دوچرخه در پايتخت (۵۶۰ هزار) از جمعيت شهر (۵۲۰هزار) بيشتر است. ۲۵ درصد از مردم با دوچرخه باري، فرزندان خود را به مدرسه مي برند يا خريد هفتگي خود را انجام مي دهند. مردم پايتخت دانمارک در سال ۲/ ۱ ميليون کيلومتر سفر دوچرخه اي مي کنند. استفاده به مراتب کمتر از انرژي هاي فسيلي، محيط زيست سالم، کم نيازي به اتومبيل و شهرهاي خلوت تر و زيباتر، نتايج اين عملکرد هستند. اقدام و تداوم جديت عامه مردم و مسوولان دانمارکي براي تصميمي که چهل سال پيش گرفتند، اين خروجي ها را به ارمغان آورده است. به نظر مي رسد بسياري از ما، خروجي هاي بدون زحمت و مجاني مي خواهيم. آيا مي توان بدون ورودي، انتظار خروجي داشت؟ رقابت نمي کنيم ولي کارآمدي مي خواهيم. هر آنچه مي خواهيم به ديگر کشور ها مي گوييم و انتظار داريم آنها به ما احترام بگذارند و هيچ نگويند. در خفا پشت سر افراد هر کار منفي انجام مي دهيم و بعد براي همان افراد تبريک عيد نوروز مي فرستيم و مي گوييم ارادتمند شما هستيم. به همسايه توهين مي کنيم و بعد مي گوييم چرا مدتي است ما را محل نمي گذارد. از اتومبيل تا مي توانيم زباله پرتاب مي کنيم بعد مي گوييم چرا شهر ما تميز نيست. دوستان خود را به کار مي گماريم، بعد مي گوييم تصميم گيري ها در کشور، تخصصي نيست. بعد از شامي که ساعت ۱۰ يا ۱۱ شب مي خوريم کلي ميوه و شيريني مي خوريم، بعد بيمار مي شويم در CCU مي گوييم قسمت ما اين بوده است. با گفتن حرف هاي نسنجيده، انجام کارهاي بدون فکر قبلي و نسبت دادن هاي غلط به افراد، آنها را ناراحت مي کنيم و دوستي ها را نابود مي کنيم بعد مي گوييم دست خارجي در کار است.
    ورودي هاي ما خيلي ايراد دارد. فکر، مشورت، سوال ، آينده نگري، هماهنگي، همکاري، حمايت و خويشتنداري در ورودي هاي ما ضعيف است. در شليک کردن به خود هنرمنديم. هزاران مجوز براي چاه عميق در اطراف درياچه اروميه طي چند دهه صادر کرديم تا درياچه در کنار عوامل ديگر خشک شد. چه تصميم گيرندگان و چه جامعه مدني متوجه پي آمدهاي دراز مدت نشدند. بنابراين اگر از منظر ورودي-پردازش-خروجي به مسائل کشور نگاه کنيم، وضع بسيار طبيعي داريم و خروجي هاي ما حالت عادي دارند مانند فردي که ۳۵ سال سيگار بکشد طبعا بايد در انتظار انواع بيماري ها به عنوان خروجي در جسم خود باشد. کاري را بدون فکر پيش بردن، حتما پيامد دارد. وقتي وزارت خارجه کشور، زبان حقوقي رايج جهاني و زبان مودب سنتي ايراني را کنار مي گذارد و کشور ديگري را فاسد خطاب مي کند بايد در انتظار تعدد کنفرانس ها و اقدامات ضدايراني همان کشور در نيويورک بنشيند. ممکن است در پاسخ اين نکته گفته شود آنها شروع کردند. پاسخ مجدد اين است: در هر نوع نزاعي بايد زبان حقوقي داشت؛ خشم را فروبست و ورودي هاي منطقي، عقلي و مودبانه به کار گرفت. نزاع و تقابل جزء مهمي از زندگي بشري است.
    اگر مجموع نويسندگان و علاقه مندان به کشور و آينده آن بخواهند کارهاي مثبت ماندني انجام دهند چه بسا بايد بر ورودي ها تاکيد کنند و آنها را منطقي تر کنند تا در پردازش منطقي، خروجي ها به نفع جامعه و کشور باشد. هر عملي، عکس العملي دارد. هرکنشي، واکنشي دارد. روابط ميان افراد، همسايه ها، شهروندان، دولت و ملت، روابط ميان سازمان ها و درنهايت کشورها، تابع اين قاعده هستند. انسان هر بدي به ديگري کرد، بايد به طور بالقوه و شايد بالفعل در انتظار واکنش باشد و هر خوبي کرد شايد هم خوبي ببيند. در اين جهان مجازي، حواس اکثريت جمع است. اگر انتقاد مي کنيم به ورودي ها هم توجه کنيم. مجاني در انتظار خروجي ها نمي توان نشست. بسيار مفيد و سازنده خواهد بود اگر ايرانيان روان پزشکي مطالعه کنند چرا که بسياري از ما تصور مي کنيم ديگران چه در داخل و چه در سطح جهاني نبايد به کارهايي که ما انجام مي دهيم واکنش نشان دهند. به عنوان يک فرضيه اوليه، ظاهرا خود را خيلي حق به جانب قلمداد مي کنيم. بحث ورودي-خروجي به تاريخ ۱۷۰ ساله اخير ما نيز مربوط مي شود زيرا يکي پس از ديگري، نهضت هاي اجتماعي و اصلاحي شکل گرفته تا جامعه به طرف آزادي، عدالت، استقلال، توسعه، رفاه، پيشرفت، اخلاق مداري، احترام بين المللي و در يک کلام به طرف سعادت پيش برود، اما کمتر بر کيفيت و کميت ورودي ها توجه کرده ايم و يک منحني سينوسي را تجربه کرده ايم. اگر تمدن حداقل تکنيکي جهان معاصر چند ستون داشته باشد، يکي از آنها، خودانتقادي و اصلاح از داخل است. بدون خودانتقادي و تغيير ورودي ها، خروجي ها متحول نمي شوند. ورودي ها نيز از خود شروع مي شوند. هر فرد و جامعه اي، مسوول ورودي هاي خودش است، چه ورودي هاي مثبت و چه منفي. هر فردي و کشوري بايد وضع خود را به تناسب عقلانيت، تصميم گيري هاي منطقي درازمدت، خلوص، احترام، پرکاري، دقت، مشورت و همکاري بسنجد. خاطرم هست در ۱۷ خرداد ۱۳۸۵ به صورت تصادفي با استاد محترم دانشگاه تهران، آقاي دکتر جمشيد ممتاز همسفر بودم. هنگام صرف چاي به من گفت: معياري در ارزيابي افراد دارم: گله و شکايت نمي کنند، انتظاري هم از ديگران ندارند و متمرکز بر فعاليت هاي خود هستند. دکتر ممتاز يکي از بهترين ورودي هاي فکري در زندگي را به من هديه داد. مولانا مي فرمايد:
    از مکافات عمل غافل مشو / گندم از گندم برويد جو ز جو
دنياى اقتصاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: