- علی لاریجانی: شنیدهام باقی مانده تیم اپستین توطئهای را طراحی کردهاند که ماجرایی نظیر ۱۱ سپتامبر خلق کنند و ایران را متهم سازند
- حسین شریعتمداری: آیتالله سید مجتبی خامنهای برگزیده امام زمان و اطاعت از ایشان اطاعت از صاحب الزمان است
- از ده سال قبل منوتو و اینترنشنال برای چنین روزهایی برنامه میساختند ؛ صداوسیما اما فقط لج مخاطب را درمیآورد
- شنیده شدن صدای انفجار در بندرعباس
- ترقهبازی در چهارشنبهسوری امسال ممنوع اعلام شد
- خبر عراقچی درباره وضعیت «سلامت رهبر انقلاب» و «شرط پایان جنگ»
- ترامپ: شاید برای تفریح یکی دو بار دیگر خارک را بزنیم/از حمله ایران به کشورهای خاورمیانه غافلگیر شدم/ من نفت میخواهم
- رئیس ستاد ارتش اسرائیل تاریخ پایان جنگ با ایران را اعلام کرد
داستان تیر خوردن عفت مرعشی
روزنامه وقایع اتفاقیه،مصاحبه ای را با عفت مرعشی انجام داده است که در آن به تشریح چگونگی نجات آیت الله هاشمی اشاره می کند.
در شما یکبار جان آیتالله هاشمیرفسنجانی را نجات دادید. ماجرای آن چه بود؟
این داستان به بعد از انقلاب برمیگردد؛ سال 58 بود، چند نفری هر روز میآمدند جلوی خانه ما و سراغ آقای هاشمی را میگرفتند. من هم ردشان میکردم. آشیخاکبر یک روز به من گفت شاید کار واجبی دارند و بگو بیایند. من هم حرفشان را قبول کردم. وقتی وارد اتاق شدم سمت آشپزخانه صداهای عجیبی شنیدم. سریع به سمت اتاق آمدم و دیدم تفنگ جلوی آقای هاشمی گرفتند. هیچچیز نفهمیدم، فقط دویدم، آقای هاشمی را روی زمین انداختم و چادرم را رویشان باز کردم. آنها شروع به شلیک کردند. مانع تیر به آقای هاشمی شدم. چند تیر به شکمم خورد. چند تیر هم پهلوی آقای هاشمی. کسی که محافظ آقای هاشمی بود، آمد و آنها را فراری داد. دیگر هیچچیز نفهمیدم تا اینکه در بیمارستان بههوش آمدم. آنجا تنها سوالی که پرسیدم این بود که آیا آقای هاشمی زنده هستند یا نه.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
