- اکسیوس: پس از حمله تلافیجویانه ایران به تأسیسات گازی قطر، مقامات قطری از ویتکاف پرسیدند که آیا آمریکا از حمله اسرائیل به تأسیسات ایران اطلاع داشته یا خیر؟
- نتیجه مداخله بشردوستانه آمریکا و اسرائیل: کمک جدید به تهران رسید! (تصاویر)
- جنگ رمضان و افول اخلاقی اتحادیه اروپا
- ادعای ترامپ: از حمله اسرائیل به میدان گازی ایران هیچ اطلاعی نداشتم؛ حمله دیگری به آنجا انجام نمیشود
- معاون ترامپ از پایان جنگ با ایران گفت
- راهاندازی کانال «نواندیش» در بله + لینک آدرس
- حمله به بندرانزلی و رشت
- انهدام محل دپوی سوخت جنگندههای آمریکایی در ریاض
- سخنگوی قرارگاه خاتمالانبیا: پاسخ به تجاوز به تأسیسات سوخت ایران، مقتدرانه و پشیمانکننده است / سپاه هم برای فاصلهگیری از تأسیسات نفتی در عربستان، امارات و قطر هشدار فوری صادر کرد
داستان تیر خوردن عفت مرعشی
روزنامه وقایع اتفاقیه،مصاحبه ای را با عفت مرعشی انجام داده است که در آن به تشریح چگونگی نجات آیت الله هاشمی اشاره می کند.
در شما یکبار جان آیتالله هاشمیرفسنجانی را نجات دادید. ماجرای آن چه بود؟
این داستان به بعد از انقلاب برمیگردد؛ سال 58 بود، چند نفری هر روز میآمدند جلوی خانه ما و سراغ آقای هاشمی را میگرفتند. من هم ردشان میکردم. آشیخاکبر یک روز به من گفت شاید کار واجبی دارند و بگو بیایند. من هم حرفشان را قبول کردم. وقتی وارد اتاق شدم سمت آشپزخانه صداهای عجیبی شنیدم. سریع به سمت اتاق آمدم و دیدم تفنگ جلوی آقای هاشمی گرفتند. هیچچیز نفهمیدم، فقط دویدم، آقای هاشمی را روی زمین انداختم و چادرم را رویشان باز کردم. آنها شروع به شلیک کردند. مانع تیر به آقای هاشمی شدم. چند تیر به شکمم خورد. چند تیر هم پهلوی آقای هاشمی. کسی که محافظ آقای هاشمی بود، آمد و آنها را فراری داد. دیگر هیچچیز نفهمیدم تا اینکه در بیمارستان بههوش آمدم. آنجا تنها سوالی که پرسیدم این بود که آیا آقای هاشمی زنده هستند یا نه.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
