- روایت صداوسیما از ویدئو «سپهر بابا» و اظهارات پدر سپهر ابراهیمی
- رحیمپور ازغدی: باید ترامپ را مانند مادورو بگیریم / اگر دوتا کشیده به او بزنند مانند سگ زوزه میکشد
- واکنش وزارت ارتباطات به ادعای ابلاغ آزادسازی اینترنت
- روایت رئیس بیمارستان فارابی از آسیبدیدگان چشمی وقایع اخیر
- تخلیه پنهانی پایگاه التنف سوریه توسط نظامیان آمریکایی
- توصیههای ویژه علی مطهری به پزشکیان درباره اعتراضات اخیر
- وقتی میگویند «انشاءالله اینترنت را باز میکنیم» یعنی ببینیم چه میشود!
- شروط ترامپ برای توافق با ایران
داستان تیر خوردن عفت مرعشی
روزنامه وقایع اتفاقیه،مصاحبه ای را با عفت مرعشی انجام داده است که در آن به تشریح چگونگی نجات آیت الله هاشمی اشاره می کند.
در شما یکبار جان آیتالله هاشمیرفسنجانی را نجات دادید. ماجرای آن چه بود؟
این داستان به بعد از انقلاب برمیگردد؛ سال 58 بود، چند نفری هر روز میآمدند جلوی خانه ما و سراغ آقای هاشمی را میگرفتند. من هم ردشان میکردم. آشیخاکبر یک روز به من گفت شاید کار واجبی دارند و بگو بیایند. من هم حرفشان را قبول کردم. وقتی وارد اتاق شدم سمت آشپزخانه صداهای عجیبی شنیدم. سریع به سمت اتاق آمدم و دیدم تفنگ جلوی آقای هاشمی گرفتند. هیچچیز نفهمیدم، فقط دویدم، آقای هاشمی را روی زمین انداختم و چادرم را رویشان باز کردم. آنها شروع به شلیک کردند. مانع تیر به آقای هاشمی شدم. چند تیر به شکمم خورد. چند تیر هم پهلوی آقای هاشمی. کسی که محافظ آقای هاشمی بود، آمد و آنها را فراری داد. دیگر هیچچیز نفهمیدم تا اینکه در بیمارستان بههوش آمدم. آنجا تنها سوالی که پرسیدم این بود که آیا آقای هاشمی زنده هستند یا نه.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
