- تدفین خانواده ۸ نفره سردار شهید داود عسگری (+عکس)
- هشدار فوری سخنگوی قرار خاتم الانبیا به ساکنان امارات متحده عربی
- رجز خوانی ترامپ: نگین درخشان ایران را زدم!
- محسن رضایی: تنگه هرمز باز نخواهد شد/ هیچ ناو آمریکایی حق ورود به خلیج فارس را ندارد
- دستورالعمل 4 گانه حسین شریعتمداری درخصوص تنگه هرمز
- تسنیم: سی تی بانک آمریکا در دوبی و منامه هدف حمله پهپادی قرار گرفت
- سردار شکارچی: ناو آبراهام لینکلن از دور عملیات خارج شد
- درخواست رهبران ۳ کشور آمریکای لاتین برای توقف جنگ
- تحلیل حسین علایی از شرایط جنگ و سناریوهای پیشرو
- مقام کاخ سفید: وقت اعلام پیروزی و خروج از جنگ است
بهزاد نبوی: میخواستند قاتل رجایی معرفی شوم
سال ۵۴، آبستن رویدادهای زیادی بود. هم ماجرای درگیری و شهادت شعاعیان، هم ماجرای تغییر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین خلق. تا آن زمان ما به سازمان اعتقاد و اعتماد زیادی داشتیم و فکر میکردیم آنها خیلی مسلمانتر از ما هستند ولی در سال ۵۴ عدهای درون سازمان مارکسیست شدند.
بهزاد نبوی در گفتگو با روزنامه اعتماد گفت: یادم هست اولین تظاهراتی که شرکت کردم، تظاهرات ۲۰ دی ۱۳۳۸ بود.
سال ۵۴، آبستن رویدادهای زیادی بود. هم ماجرای درگیری و شهادت شعاعیان، هم ماجرای تغییر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین خلق. تا آن زمان ما به سازمان اعتقاد و اعتماد زیادی داشتیم و فکر میکردیم آنها خیلی مسلمانتر از ما هستند ولی در سال ۵۴ عدهای درون سازمان مارکسیست شدند.
در همان زندان جدا شدیم و تشکیلات خودمان را ایجاد کردیم. شهید رجایی، صادق نوروزی، حسین منتظرحقیقی (برادر شهید محمد منتظرحقیقی) و حاج عباس دوزدوزانی. اینها دوستانی بودند که از مجاهدین خلق در زندان اوین جدا شدند. من هم همراه آنها بودم.
من وقتی سال ۸۸ به زندان رفتم ۶۷ سالم بود. این سن، مرز پیر شدن است. به هر حال من ۵ سال در زندان بودم و در جامعه حضوری نداشتم. معلوم است آنهایی که مرا بعد از ۵ سال میبینند در نظرشان خیلی پیر میآیم. نه به خاطر اینکه سختیها را نتوانستم تحمل کنم و فشارها طاقتفرسا بود؛ برای من زندان دوم راحتتر از زندان اول بود.
زندان دوم برایم گران تمام شد چون وقتی کسی خود را در زمره خادمین به یک انقلاب و نظامی میداند و بعد میبیند به اتهام ضدیت با نظام دستگیر و به اتهام توطئه برای براندازی نظام محکومش میکنند، برایش سنگین است و به لحاظ روحی خیلی فشار بالاست. در زمان شاه هر اتهامی که به من زده بودند درست بود چون واقعاً میخواستیم رژیم را ساقط کنیم ولی در بازداشت دوم هیچ یک از این اتهامات بویی از واقعیت نداشت.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
