- یک مقام استانداری: شهادت علیرضا خدایاری فرد در ناآرامی های کوهدشت
- کساني که تجمعات مردمي روزهاي گذشته را اغتشاش مينامند، هنوز در توهمات خود غرقند
- واکنش نماینده فسا به خبر اشغال فرمانداری فسا
- پزشکیان: تضعیف داخلی در شرایط فشار بیرونی، به کشور آسیب جدی میزند
- همتی: قول میدهم ثبات اقتصادی فراهم شود
- صداهای تحریکآمیز کیهان!
- سردار علی فدوی از جانشینی فرمانده کل سپاه کنار رفت + سمت جدید
- انتصاب جانشین فرمانده کل سپاه توسط رهبر انقلاب: سردار احمد وحیدی کیست؟
- احضاریه و اتهامی دیگر برای مصطفی تاجزاده
افشا پس از 40 سال: دستور امام برای توقف اعدام هویدا
از اعدام امیر عباس هویدا نخست وزیر سال های 1343 تا 1356 در ایران بیش از 40 سال می گذرد و با این که سالگرد این اتفاق را پشت سر گذاشته ایم اما نقل خاطره ای از یکی از همراهان امام خمینی در نوفل لوشاتو و مدرسههای رفاه و علوی در این باره می تواند جالب باشد.
به گزارش عصر ایران، «ابوالفضل توکلی بینا» از چهرههای قدیمی بازار و از فعالان کهنهکار سیاسی که مورد وثوق رهبری فقید و کنونی جمهوری اسلامی و دولت های مختلف بوده به تازگی و در گفت و گو با نشریه «حریم امام» به نکات جالب و کمتر گفته شدهای اشاره کرده است.
دو فقره از این موارد را از شمارۀ اخیر نشریۀ «آستان مقدس امام خمینی» نقل میکنیم:
1. دستگیری و انتقال هویدا [نخست وزیر دوران پهلوی] مردمی بود و امام دستور داد هر چه میخواهد برای او فراهم کنند. ابتدا در یک اتاق مستقل و اختصاصی در طبقه دوم مدرسۀ رفاه نگه داری می شد اما چند روز بعد به زندان قصر منتقلش کرد و بعد هم [با حکم صادق خلخالی] اعدام شد.
البته دولت موقت [به ریاست مهندس بازرگان] تلاش کرد هویدا اعدام نشود و دستور آن را هم از امام گرفته بودند اما قبل از این که پیام امام را برسانند او را اعدام کردند. البته 4 نفر بودند که یکی از آنها هویدا بود.
به نظر من اعدام او به آن فوریت کاری اشتباه بود چون او یازده [سیزده] سال نخست وزیر بود و اطلاعات زیادی دربارۀ شاه داشت. مثل تیمسار فردوست که حرف های زیادی گفت.
2. یاسر عرفات [رهبر سازمان آزادی بخش فلسطین] که به ایران آمد [اندک زمانی پس از پیروزی انقلاب] امام ایشان را در همان مدرسه علوی به حضور پذیرفتند.
او حدود 60 نفر همراه داشت و همه آن شب در مدرسه خوابیدند. صبح که شد غیر از یک خانم که همراه آنها بود هیچ کس برای نماز صبح بیدار نشد. قضیه را به امام گفتم. سری تکان دادند و تأسف خوردند.
مخاطبان گرامی : به شما عزیزان پيشنهاد مى كنيم "مطالب پیشنهادی" زير را هم مطالعه كنيد:
