کد خبر: ۹۶۴۵۲
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۷:۰۲
زنگ خطر حرکت به سمت نظام چند قطبی و افزایش رقابت ها و تنش های منطقه ای؛
سال ٢٠٠٦ زماني كه بمب هاي اسرائيل بر سر مردم بيروت فرود مي آمد، كاندوليزا رايس وزير امور خارجه وقت آمريكا با اعتماد به نفس كامل ضمن دفاع از این اقدام تل آویو گفت: این درد زايمان خاورميانه جديد است! امروز ١٣ سال از اظهارات رایس گذشته و منطقه غرب آسيا از آن روز تا حالا در مقاطع مختلف دوباره این درد زایمان را تحمل کرده، دردی که البته هرگز حداقل تا امروز به زايماني كه خانم رايس و هموطنان اش انتظار آن را مي كشيدند ختم نشد، اتفاقی که اگر رخ دهد و اين فرزند ناقص الخلقه آمريكايي ها به دنيا بيايد مسئولیت بزرگ کردن آن تا ابد بر دوش کشورهای منطقه از جمله متحدان عرب واشنگتن خواهد بود!

نواندیش- پرهام غنی: سال ٢٠٠٦ زماني كه بمب هاي اسرائيل بر سر مردم بيروت فرود مي آمد، كاندوليزا رايس وزير امور خارجه وقت آمريكا با اعتماد به نفس كامل ضمن دفاع از این اقدام تل آویو گفت: این درد زايمان خاورميانه جديد است! 

امروز ١٣ سال از اظهارات رایس گذشته و منطقه غرب آسيا از آن روز تا حالا در مقاطع مختلف دوباره این درد زایمان را تحمل کرده، دردی که البته هرگز حداقل تا امروز به زايماني كه خانم رايس و هموطنان اش انتظار آن را مي كشيدند ختم نشد، اتفاقی که اگر رخ دهد و اين فرزند ناقص الخلقه آمريكايي ها به دنيا بيايد مسئولیت بزرگ کردن آن تا ابد بر دوش کشورهای منطقه از جمله متحدان عرب واشنگتن خواهد بود!

منطقه غرب آسيا يا آنچه سال ها است خاورميانه ناميده مي شود همواره از ساختار نظام بين الملل تاثير پذيرفته و نظم حاكم بر آن به نوعي متاثر از نظم نظام بين الملل بوده، چه در دوران نظام دو قطبي چه در دوران پسا دو قطبي و هژموني ايالات متحده و چه حتي امروز كه به نظر در دوران گذار به سمت نظامي چند قطبي حركت مي كنيم رقابت هاي منطقه تحت تاثير اين بازي قدرت ساختار آفرينان نظام بين الملل بوده است حال مي خواهد اين ساختار آفرينان شوروي و آمريكا بوده باشند يا اينكه خود آمريكا به تنهايي اين مسئوليت را بر عهده داشته بوده باشد.

امروز برخي از كارشناسان با این استدلال که واشنگتن دیگر سهمی از نفت صادر شده از این منطقه ندارد بر از دست رفتن اهميت آن براي این کشور می گویند، اما بايد گفت كه اين برداشت به هیچ عنوان صحیح نیست. شايد ايالات متحده مستقیما از نفت اين منطقه سهمی نداشته باشد اما به دليل نفوذ بالاي اقتصادي كه دارد و همچنين منافع سیاسی و اقتصادی كه همچنان در کشورهای مختلف منطقه براي خود تعريف كرده دست بردار آن نخواهد بود پس بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر تصور كنيم ترامپ يا هر كس ديگري خواهان ترك منطقه هستند.

واشنگتن در راستاي طرح خاورميانه جديد و سياست تنش زايي كه هميشه دنبال كرده با حمله به افغانستان و عراق در مرحله اول و سپس تلاش براي بهره برداري از تحولات سیاسی منطقه سعي داشت تا نظم مطلوب خودش را حاكم سازد، برنامه ای كه به دليل نفوذ ايران در منطقه شكل گيري محور مقاومت و ورود دوباره روسيه در مقاطع مختلف و به خصوص بحران سوریه ناکام ماند، با این ناکامی طبیعی بود زايماني كه آمريكايي ها انتظار آن را مي كشيدند برای بار دوم رخ ندهد تا آمریکا برنامه ای تازه را از سر بگیرد. البته با روند امنيتي شدن منطقه كه به واسطه اين سياست های آمریکا و دنباله روی برخی کشورها حاكم شده همچنان نمی توان از عدم رخداد آن در آینده هم اطمینان حاصل کرد.

امروز بايد پذيرفت كه جهان از حالت تك قطبي خارج شده و ايالات متحده آمريكا ديگر قدرت سابق براي نقش آفريني بي چون و چرا در نظام بين الملل را ندارد، اين موضوع اگر چه اتفاق مثبتي است اما اگر كشورهاي منطقه از آن استفاده نكنند و به واسطه فضايي كه براي قدرت هاي منطقه اي جهت نقش آفريني در كنار قدرت هاي بزرگ مهيا شده درگير رقابت هاي تسليحاتي شوند اوضاع مي تواند به شدت بحراني شود و ثبات نسبی که به واسطه نظم دوره های پیش حاکم بوده دیر یا زود از هم فرو بپاشد. 
 
در حال حاضر شرایط در منطقه خاورمیانه بسیار پیچیده شده و به نظر می رسد ائتلاف های جدیدی با حضور قدرت های بزرگ در حال شکل گرفتن است. همانگونه که گفته شد آمریکا دیگر در این منطقه دست بالا را ندارد، روسیه از وضعیت منفعل دهه های ابتدایی فروپاشی شوروی فاصله گرفته و به دنبال نقش آفرینی بیشتر است، چین کم کم در حال تبدیل شدن به قدرت برتر اقتصادی جهان است و هیچ بعید نیست که طی 5 تا 10 سال آینده از سیاست های منفعل امروز خودش فاصله بگیرد، اروپا در بسیاری از حوزه ها حاضر به تبعیت بی چون و چرا از آمریکا نیست، حال به معادلات این قدرت های بزرگ باید قدرت های منطقه ای مثل ایران، عربستان و همراهان اش، ترکیه و رژیم صهیونیستی را هم افزود.
 
در بین قدرت های منطقه ای ایران به واسطه موقعیت ویژه ژئوپلتیک خود و تهدید همیشگی که از جانب حضور آمریکا در منطقه حس می کرد طبیعی بود که با باز تر شدن فضا به سمت افزایش نفوذ خود در منطقه و تقویت توان دفاعی اش گام بردارد، این سیاست ایران که برخلاف ادعای آمریکا و برداشت غلط متحدان منطقه ای آن کاملا جنبه تدافعی داشت از سوی همسایگان به عنوان اهداف هجومی تعبیر شد و موجبات تشکیل محور آمریکایی- عربی- اسرائیلی را فراهم کرد. 
 
درد زایمان
 
جنگ در یمن، ادامه جنگ در سوریه، اوضاع نه چندان با ثبات در عراق و افغانستان، تقلای آمریکا و برخی کشورها چون بریتانیا برای ایجاد ائتلافی نظامی جهت تامین امنیت تنگه هرمز، احتمال رزمایش مشترک ایران و روسیه همه و همه خبر از افزایش تنش ها بالا گرفتن بیشتر رقابت های منطقه ای می دهد، به نظر می رسد درد زایمان خاورمیانه جدید دوباره به شکل خطرناکی عود کرده و اگر کشورهای منطقه مقابل آن نیاستند و بیش از این وارد این رقابت شوند باید انتظار تولد فرزند ناقص الخلقه آمریکای آن را هم بکشیم!
 
نکته امید بخش در این بین اما مواضع اخیر اماراتی ها است، جمهوری اسلامی ایران و شخص محمد جواد ظریف به عنوان نماینده دستگاه دیپلماسی کشور بارها از تمایل ایران برای برقراری کانال ارتباطی با همسایگان و ایجاد یک ساز و کار منطقه ای سخن گفته و به نوعی منتظر لبیک اعراب به وِیژه عربستان سعودی است، مسلما اگر ایران و عربستان بتوانند در مورد مشکلات فی مابین به یک توافق نسبی هم برسند و حداقل جلوی افزایش تنش ها را بگیرند نه تنها بخش عمده ای از فشار بر ما کاسته خواهد شد بلکه جلوی رخداد یک فاجعه در خاورمیانه هم گرفته خواهد شد.
 
ایالات متحده آمریکا که نمی تواند دوران پایان هژمونی خود را بپذیرد به دنبال افزایش رقابت های نظامی در منطقه است تا طرحی که سال ها منتظر تحقق آن است را به نوعی دیگر جنبه عملیاتی ببخشد، بدون شک حضور هیچ قدرتی در منطقه چه شرقی و چه غربی به نفع هیچ یک از کشور ها نیست و تا زمانی که حضور این کشورها حداقل در بعد نظامی ادامه داشته باشد نمی توان راه حلی هم برای پایان بحران ها متصور بود. 
 
بی شک خطر شکل گرفتن دوباره نظام چند قطبی با محوریت قدرت های بزرگ از خطر هژمونی آمریکا اگر بیشتر نباشد که هست کم تر نیست، تجربه تاریخی حکایت از حالت دورانی و برگشت پذیر نظم های حاکم بر نظام بین الملل به صورت هر چند دهه یکبار می دهد، در این شرایط جدید اگرچه قدرت های منطقه ای قدرت مانور بیشتری خواهند داشت، اما اگر از آن برای رقابت هر چه بیشتر استفاده کنند خطر رقابت و تنش به بالا تر این حد خود خواهد رسید. باید نشست و امیدوار بود که کشورهای عرب منطقه دست از لجاجت بردارند و خاورمیانه از سال ها تنش و رقابت رهایی پیدا کند آرزویی که هر چند با توجه به تجربه تاریخی بشر بعید به نظر می رسداما به هر حال آرزو بر ما جوانان عیب نیست!
 

مخاطبان گرامی : به شما عزیزان پيشنهاد مى كنيم "مطالب پیشنهادی" زير را هم مطالعه كنيد:

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: