:::Noandish.com::: ماجراى ترانه مرا ببوس چه بود؟
کد خبر: ۹۷۳۲۳
تاریخ انتشار: ۰۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۰۷:۳۹

هنرمندان بسیاری در تاریخ موسیقی ایران به چشم می خورند كه با ارائه آثار بدیع، شهرت و جاودانگی را برای خود رقم زدند اما حسن گل نراقی شاید یگانه هنرمندی است كه تنها با یك اثر توانست به این جایگاه دست یابد.

 


صوت گرم و زیبا و تحریرهای بجا آنهم با اثر مشترك مجید وفادار و حیدر رقابی ترانه 'مرا ببوس' را به یك اثر جاودان و به یاد ماندنی تبدیل كرد.
صدای زیبایی كه قرار بود از چشم خانواده متدین حسن پنهان بماند، چنان محبوب و فراگیر شد كه امكان پرده پوشی را از او گرفت.

 


جالب اینجاست كه پدر حسن هم كه به دلیل باورهای مذهبی و موقعیت شغلی، خوانندگی را در شان خویش و فرزندانش نمی دانست، بطوری دلبسته این ترانه شد كه از شنیدنش لذت می برد و در خفا با خود زمزمه می كرد، بدون اینكه بداند خواننده آن، كسی نیست بجز پسرش!

 


گل نراقی در سال 1305 در تهران متولد شد. از همان كودكی صدای خوشی داشت و به موسیقی علاقه مند بود و به رغم مراوده با هنرمندان به دلیل موقعیت خانوادگی، فعالیت چندانی در این زمینه نداشت و تنها در محافل خصوصی و دوستانه می خواند.

 


حبیب الله نصیری فر در كتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران می نویسد: گرچه گل نراقی در سال 1305 خورشیدی دیده به جهان گشود، ولی در واقع با خواندن ترانه مرا ببوس متولد شد زیرا وی با اجرای این آهنگ غوغا كرده و نامش را در تاریخ موسیقی ایرانی جاودان كرد.

 


مرحوم مجید وفادار در دهه 20 آهنگ مراببوس را ساخت و مدتها به دنبال خواننده ای می گشت تا آن را اجرا كند.

 

مراببوس 15سال پیش از اجرای گل نراقی، توسط خواننده ای به نام پروانه اجرا شده بود ولی نتوانست موفقیتی كسب كند.

 

سالها بعد این ترانه با صدای گل نراقی كه در آن زمان به تجارت ظروف چینی اشتغال داشت، اجرا شد. این آهنگ به محض پخش شدن از رادیو با استقبال گرم مردم روبرو و از شهرت ویژه ای برخوردار شد.

 


پرویز خطیبی شاعر و ترانه سرای نامدار در كتاب 'خاطراتی از هنرمندان'می نویسد:شعر و آهنگ مرا ببوس به رغم عدم موفقیتش در ذهن بسیاری از هنرمندان منجمله روانشاد پرویز یاحقی بود و آن را دوست می داشت.

 


یك روز كه یاحقی به اتفاق یكی از نوازندگان پیانو مشغول نواختن این آهنگ بود، گل نراقی به دیدار او آمده و به همراه آن 2 نوازنده شروع به خواندن این ترانه می كند. مسئول ضبط برنامه موسیقی كه پشت دستگاه نشسته بود، بی آنكه كسی متوجه شود، آن را ضبط كرده و برای سرپرست رادیو می فرستد.

 


مسئول مربوطه و سایرین پس از شنیدن این اثر تصمیم به پخش آن می گیرند و پرویز یاحقی را در جریان امر قرار می دهند.
یاحقی مخالفت كرده و می گوید این كار برای گل نراقی گران تمام می شود زیرا او از یك خانواده سرشناس مذهبی بوده و پدرش با كارهای هنری بویژه موسیقی به شدت مخالف است.

 


گل نراقی پس از در جریان قرار گرفتن، گفته های یاحقی را تایید می كند ولی به علت اصرار دوستان قبول می كند و نوار بدون ذكر نام و با نام مستعار 'خواننده ناشناس' پخش شود.

 


خطیبی می افزاید: روزی كه نوار از رادیو پخش شد، تهران یك صدا از این آهنگ تازه سخن می گفتند. همه از یكدیگر می پرسیدند كه این صدای گرم دلنشین به چه كسی تعلق دارد؟ ولی این سوال بی پاسخ مانده بود. هر كس حدسی می زد حتی در میان كاركنان رادیو هم كسانی وجود داشتند كه خبری از نام نشان خواننده تازه كار نداشتند. چند نفری از دوستان نزدیك گل نراقی كه اطلاع داشتند، به دلیل حفظ حیثیت خانوادگی او، دم نمی زدند.

 


روزها و هفته ها گذشت، آهنگ مراببوس بنا به تقاضای مردم روزی چند بار در برنامه های مختلف رادیو پخش می شد. شعرش را مردم از بر كرده و در خیابان ها زمزمه می كردند.

 


شهرت مرا ببوس بسیاری از صاحبان مجلات و روزنامه ها را كنجكاو كرد تا به هر طریقی كه شده این خواننده ناشناس را پیدا كنند و عكس و تفصیلاتش را در اختیار علاقه مندان بگذارند. مجید دوامی سردبیر مجله روشنفكر كه بیش از دیگران مصر بود، از زبان یكی دو نفر شنیده بود كه خواننده ناشناس، گل نراقی نام دارد ولی به او دسترسی پیدا نمی كرد.

 


پدر حسن از این كه این روزها خیلی ها به سرغ او می آمدند حیرت می كرد، از سوی دیگر حسن هم از ترس به حجره پدر نمی رفت.
بالاخره پس از مذاكرات پی در پی رضایت حسن را برای چاپ عكس در مجله جلب می كنند و بعد از مدتها انتظار، مردم عكس خواننده مراببوس را روی جلد مجله روشنفكر می بینند و مجله ای كه با تیراژ بالا چاپ شده بود پس از چند ساعت نایاب می شود وچاپ دوم وسوم آن با مبلغ گزاف به فروش می رسد.

 


ظاهرا یكی از تجار، مجله مورد نظر را روی میز پدر حسن می گذارد و او پس از دیدن عكس باحیرت می گوید:'این چقدر شبیه حسن است!'
وقتی به او می گویند خود حسن است، با ناباوری مجله را ورق می زند و سكوت می كند. آن شب وشبهای دیگر به خانه می رود ولی حسن را نمی یابد تا بالاخره یك شب دم درخانه پدرو پسر سینه به سینه می شوند. حاجی می پرسد: 'كجایی ؟ پیدایت نیست؟' حسن در جواب می گوید:' گرفتارم' وحاجی می گوید: 'می دانم، خبرش را دارم.'


حسن گل نراقی دیگر پس از مرا ببوس هرگز حاضر نشد شعر دیگری بخواند، چون یقین داشت كه اثر بعدی به قدرت این آهنگ نخواهد بود و چه بسا كار اولی را هم خراب كند.


گل نراقی اولین ترانه اش را برای 'آخرین بار'بوسید و در جستجوی 'سرنوشت'، سرود واپسین خواند و در 19مهر ماه 1372براثر بیماری ریوی درگذشت.

برچسب ها: ترانه مرا ببوس
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:

ترامپ از ايران تشكر كرد: دیدید، می‌توانیم با هم معامله کنیم

سیدعبدالحسین حسینی شهردار جدید شوش شد

جهانگيرى: مسجد شیخ لطف الله اصفهان گوهر ارزشمندی برای ایران و اصفهان است/وزير شخصا بر مرمت آن نظارت كند

واكنش همسر استراماچونى به جدايى احتمالى او از استقلال (اينستاپست)

واکنش "سخنگوی دولت" به تماس تلفنی رضاپهلوی با خانواده یکی از کشته شدگان حوادث آبان ۹۸

جدیدترین تحولات بازار طلا، سکه و ارز

تجمع اعتراضی دانشجویان در دانشگاه پلی‌تکنیک و تهران

مبادله زندانیان ایرانی و آمریکایی/ ظریف برای مبادله به سوئیس رفت

افشانی هم ثبت نام کرد/ چهره‌های شاخص اصلاح طلب در راه وزارت کشور؟

ترامپ: شهروند آمریکایی زندانی در ایران آزاد شده است

وعده های انتخاباتی عجیب مشاور زندانی احمدی نژاد: لغو حجاب، لغو سربازی اجباری ...!(عکس)

قدرت الله علیخانی نامزد انتخابات مجلس يازدهم شد

استراماچونی قهر کرد؟!

ادعای مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا: ایران عامل حمله به پایگاه «بلد» است

روایت ماهشهری‌ها از حوادث اخیر؛ هیچ مرکز حساسی آتش نگرفت/ بیکاری، مشکل عمده مردم