:::Noandish.com::: ناامیدی "براندازان" از واكنش سرد جامعه بين الملل به آشوب ها در ايران: چرا رويكرد دولت هاي خارجي اين بار اندکی متفاوت از گذشته بود؟
کد خبر: ۱۰۱۲۰۷
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۹۸ - ۰۶:۳۷
يكي از نكات جالب توجه در اعتراضات اخير كشور واكنش بسيار سرد جامعه بين الملل به اين رخداد بود. بر خلاف موارد پيشين كه جرقه كوچكترين تجمعي با استقبال گسترده رسانه هاي بين المللي رو به رو مي شد اين بار اوضاع به كلي تفاوت داشت و اعتراضات با كمترين توجه ممكن چه در بين دولت ها و چه در بين رسانه هاي خارجي همراه شد تا جايي كه حتي براندازان هم نتوانستند خشم و ناراحتي خود از اين بابت را پنهان كنند.

نوانديش-پرهام غني: يكي از نكات جالب توجه در اعتراضات اخير كشور واكنش بسيار سرد جامعه بين الملل به اين رخداد بود. بر خلاف موارد پيشين كه جرقه كوچكترين تجمعي با استقبال گسترده رسانه هاي بين المللي رو به رو مي شد اين بار اوضاع به كلي تفاوت داشت و اعتراضات با كمترين توجه ممكن چه در بين دولت ها و چه در بين رسانه هاي خارجي همراه شد تا جايي كه حتي براندازان هم نتوانستند خشم و ناراحتي خود از اين بابت را پنهان كنند.

 

با نگاهي اجمالي به واكنش ها بايد گفت كه در بين رسانه ها و شبكه هاي خارجي چه غربي و چه عربي تقريبا مي توان گفت جز واشنگتن پست كه مطلبي تحليلي مفصلي به قلم جيسون رضاييان كار كرده سايرين به خبري كوتاه با عنوان اعتراض به گراني بنزين يا قطع اينترنت بسنده كرده اند، در بين دولت هاي خارجي نيز جز آمريكا، رژیم صهیونیستی و كانادا که حتي واكنش آن ها هم مطابق انتظار براندازان نبود تقريبا هيچ يك از كشور ها در سطوح بالا به آن واكنش خاصی نشان ندادند!

 

از همه مهم تر و قابل توجه تر واكنش نسبتا سرد اروپايي ها به اين آشوب ها بود، اتحاديه اروپا تازه روز پنجشنبه بعد از گذشت ٦ روز و آن هم به واسطه فشار رسانه هاي فارسي زبان تنها به واكنشي بسيار مبهم بسنده كرد، اما درباره چرايي روی خوش نشان ندادن جامعه بین الملل و به خصوص اروپا دو سناريو را مي توان محتمل دانست:

 

به طور کلی اگرچه در عالم سیاست دولت ها بعضا از اين چنين اقداماتی به دنبال اهدافي خاص هستند، اما اگر واقعا اين سكوت اروپا از روي عقلانيت بوده باشد که به نظر هم چنین می رسد، احتمالا آن ها به خوبي به اين نكته پي برده اند كه هر گونه آشوب و اردوكشي خياباني حتی اگر به فرض مثال حاکمیت را تضعیف کند تنها ايران را به سمت هرج و مرجي بي سابقه خواهد برد كه تنها دومین کشور بزرگ و شاید تاثیر گذار ترین کشور منطقه غرب آسیا را به سمت تجزيه و نابودی می برد و این اتفاق حداقل تاثیر چشمگیری بر امنیت اروپا خواهد داشت. احتمالا رهبران اروپايي برخلاف براندازان خوب درك كرده اند كه هرگونه خلا قدرت و ناامني سوريه و ليبي ديگري از ايران خواهد ساخت و مي تواند حتي موجي از بحران پناهجويي را به سمت پايتخت هاي اروپايي روانه سازد.

 

اين دولت ها لابد متوجه شده اند كه نقش ايران در همين ثبات نسبي منطقه تا چه اندازه حائز اهميت است و هرگونه فروپاشي احتمالي جهان و به ویژه اروپا را با بحراني تازه رو به رو مي كند. بر اساس برآورد ها ایران نقش به دلیل موقعیت خاص خود نقش به سزایی در کنترل ترانزیت مواد مخدر به اروپا دارد حال می توان تصور کرد که در صورت نبود اقتدار مرکزی در ایران همین یک مقوله چه بر سر اروپایی ها می آورد.

 

از سوي ديگر شايد يكي ديگر از دلايل سكوت نسبي اروپا و واكنش هاي نه چندان مطابق انتظار آمريكا باور به احاطه امنيتي جمهوري اسلامي ايران بر اوضاع بوده باشد و خود اين دولت ها كه بعضا در شكل دادن به چنين آشوب هايي دست دارند به جدي بودن اعتراضات يا ادامه دار بودن آن يقين نداشته و منتظر گذشت زمان بيشتري براي واكنش بودند. بی گمان دولت های خارجی بهتر از هر کسی طی این سال ها از اشراف کامل دستگاه امنیتی و اطلاعاتی ایران آگاهی پیدا کرده اند و رسوایی پیش بینی های پیشین افرادی مثل بولتون احتمالا باعث شده بود این بار واکنشی محتاطانه تر نسبت به تحولات داشته باشند.

 

متاسفانه براندازان و خشونت طلبان خواسته و ناخواسته سعي دارند تا با تشویق به آشوب و خشونت ايران را به سمت سوريه اي ديگر شدن ببرند، اين آقايان كه بعضا هم تحصيلات آكادميك علوم سياسي دارند بايد بهتر از هر كسي شرايط اجتماعي ايران و موقعيت منطقه ای آن را درك كرده و متوجه باشند كه براندازي ايران را نه به سوئيس كه به عراق، سوريه و ليبي تبديل خواهد كرد. ما در آغاز اعتراضات  سوريه نيز به وضوح ديديم كه چگونه تجمعات مسالمت آميز با دخالت خارجي اين كشور را به ورطه نابودي كشاند و حالا اين خطر بر خلاف آنكه گروهي تلاش دارند آن را ناديده بگيرند بیشتر از همیشه در کمین ما نیز هست.

 

حجم خشونت ها چه از سوي معترضان بوده باشد و چه از سوي جريان هاي وابسته بار ديگر اين زنگ خطر جدي را به صدا در آورد كه اردوكشي خياباني نه تنها هيچ كمكي به بهبود شرايط نمي كند بلكه امنيت موجود را هم از بين خواهد برد. از سوي ديگر حمايت گروه هاي تروريستي تجزيه طلب همچون جنبش الاحوازي و احزاب كرد که کارنامه آن ها برای همگان روشن است، هم خود سندی در اثبات این ادعا است.

 

در نهايت همه ما بايد بدانيم كه خدشه دار كردن امنيت و نظم عمومي به نفع هيچ كس نيست همه ما با عقايد و خواسته هاي متفاوت در يك نقطه مشترك به هم مي رسيم و آن ايران است، هر كس با هر نظري اگر اندكي دل در گرو اين سرزمين دارد بايد بداند كه چنين رفتارهايي جز آنكه موجب ناامني و سو استفاده گروهاي شرور شود و كشور را به سمت فروپاشي ببرد هيچ ثمر ديگري نخواهد داشت.

 

البته ناگفته نماند كه در اين بين از حاكميت هم انتظار مي رود تا در كنار برخورد قاطع و بدون اغماض با گروه هاي خرابكار كه امنيت و يكپارچگي كشور را هدف گرفتند همزمان در راستاي حل مشكلات مردم هم گام بردارد به اين اميد كه در آينده اصلا دليلي براي اعتراض وجود نداشته باشد که فرصت طلبان داخلی و خارجی هم بخواهند از آن نهایت استفاده را ببرند. 

 

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: