- وضعیت هوای فردا، یکشنبه ۱۹ بهمن: برف و باران و تگرگ در راه تهران
- تامین منابع مالی رتبهبندی فرهنگیان شاغل و بازنشسته سالهای 1400، 1401 و 1402
- خبر سرپرست صندوق بازنشستگی درباره وضعیت پرداخت بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته و معرفی سه طرح جدید رفاهی
- اعلام زمان پرداخت هزینههای بیمه تکمیلی به حساب بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته
- وضعیت هوای فردا؛ سرما در تهران به اوج میرسد
- اعلام جزییات احکام متهمان پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان وابسته به معلمان بازنشسته
- نارضایتی بازنشستگان تامین اجتماعی از خدمات بیمه درمان تکمیلی
- وضعیت هوای فردا (۱۴ بهمن) در تهران و کشور: بارش و کاهش دما در راه این استانها
- خبر وزیر آموزش و پرورش درباره پیگیری مطالبات معلمان و رتبهبندی فرهنگیان
- وضعیت هوای فردا دوشنبه و سه شنبه ۱۳ و ۱۴ بهمن: برف و باران در راه تهران و کشور است
باز هم صدا و سیما، باز هم سانسور
«باز هم صدا و سیما، باز هم سانسور، باز هم راهی که نباید می رفت اما رفت. باز هم تلویزیون باز هم سانسور و باز هم «باخت» سیما و «برد» مغضوبان.»
در ادامه یادداشت مهدی بذرافکن در «خبرآنلاین» آمده است: ظاهرا این کار تلویزیون است؛ گل به خودی. پیروزی در برابر خود! شکست دادن خود! یک همچین چیزهای تکراری.
تلویزیون است دیگر. اگر این کارها را نکند که لابد تلویزیون نیست.
سیما و شبکه نمایش حرکت مثبتی کرد؛ پخش زنده مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر. این شیرینی اما به سرعت تبدیل به تلخی شد؛ سانسورهای پی در پی هنرمندان منتخب جشنواره که انگار آنها هم خوب بلد شدهاند چه کار کنند تا بیشتر دیده شوند.
حتما و قطعا اگر تلویزیون، بخشی از حرفهای فرشته طائرپور، امیر آقایی، محمد حسین مهدویان و ... را سانسور نمیکرد آب از آب تکان نمیخورد.
یعنی تلویزیون کار خودش را کرده بود و حتی به خاطر انجام وظیفه حرفهایاش از سوی مردم مورد تشویق هم قرار میگرفت و آن شیرینی که عرض شد را تبدیل به تلخی نمیکرد.
این اتفاق اما افتاد. هنرمندانی که از قبل حرفهای نه خیلی تندی آماده کرده بودند تا در صورت برندهشدن روی سن بیان کنند، سانسور شدند؛ سانسور شدند تا بهتر دیده شوند. تا مخاطب دنبال این باشد که مگر امیر آقایی و محمدحسین مهدویان و فرشته طائرپور چه گفتهاند که سانسور شدهاند. سانسور شدند تا بخش سانسورشده حرفهایشان بارها و بارها و بارها دیده شود و ملت کنجکاو در پی این باشد که چه شد، چنین شد. غافل از آنکه اتفاق خاصی نیفتاده بود.
با پخش کامل حرفهای هنرمندان نه به کسی برمیخورد، نه کسی زیر سوال میرفت، نه کسی کنجکاو میشد، نه کسی از این آب گلآلود سیما ماهی میگرفت.
با این اتفاق اما صدا و سیما با دست خودش، خودش را بازاند. با دست خودش سوژه به مخالفانش داد و با دست خودش کمک کرد تا حرفهای نیمچه اعتراضی سانسورشدگان خیلی بیشتر دیده و شنیده شود؛ رویهای که البته اگر غیر از این بود از دوستان تلویزیونی جای تعجب داشت. نداشت؟!
