- پاسخ سناتور لیندسی گراهام به سوال کریستین امانپور درباره تایید رضا پهلوی
- واکنش پزشکی قانونی به «وجود ۵۰ جسد ناشناس از زنان تهرانی»
- تصویر بدون توضیح؛ پیام «ضمنی» ترامپ به ایران؟!
- عمان پیام آمریکا را به لاریجانی تحویل داد
- توضیح نماینده تهران درباره اجساد شناسایی نشده ۵۰ زن
- چرا نوجوانان به خیابان آمدند؟ ریشههای یک شکاف نسلی
- اعلام زمان و مکان برگزاری دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا
- ترامپ نتیجه احتمالی مذاکره با ایران را اعلام کرد
- علم الهدی: مردم در مقابل راهبرد مذاکره بایستند
- دلیل آزادی سران جبهه اصلاحات مشخص شد
خاطرات آيت الله هاشمى از روزهاى آخر تبليغات انتخابات ١٣٧٦
انتخاب: يادداشت هاى روزانه آيت الله هاشمى در ٢٨ ارديبهشت ١٣٧٦:
تا ساعت ده ونیم صبح كارها را انجام دادم. وزيركشور آمد. از مطالبى كه در نمازجمعه، راجع به جلوگيرى از تقلب در انتخابات گفته بودم، اظهار ناراحتى كرد. مىگويد همكارانش فكر مىكنند كه نسبت به آنها اعتماد ندارم؛ دلدارياش دادم. قرار شد جمعى از آنها به ملاقات بيايند.
ستاد تنظيم بازار جلسه داشت. براى صادرات محصولات كشاورزى و واردات چاى امتيازاتى و اجازه معامله ارز با منشأ خارجى با قيمت آزاد داديم و گزارش از ثبات قيمتها دادند.
اخوى محمد، [معاون اجرایی رییس جمهور] گفت، دوستانش اصرار دارند كه اعلان حمايت از آقاى [سیدمحمد] خاتمى بنمايد و خودش موافق نيست؛ نظرش را تأييدكردم. عصر در جلسه هیأت دولت، چند مصوبه داشتيم؛ منجمله شوراى صنايع الكترونيك و شوراى بهرهورى و نيازهاى بازسازى زلزله.
آقايان [محسن] نوربخش و [غلامحسین] كرباسچى آمدند و شكايت داشتند كه با فشارهاى مختلف، از وزرا براى تأييد آقاى ناطق [نوری] امضا ميگيرند. شب فائزه آمد. گفتم مصلحت نيست كه در فیلم تبلیغاتی حمايت از آقاى [سیدمحمد] خاتمى صحبت داشته باشد؛ چون منتسب به من است و من اعلان بىطرفى كردهام.
عفت از سفر رفسنجان برگشت. از ديگران نقل مىكند كه در اصفهان، يزد، رفسنجان و كرمان، اكثريت آراء با آقاى خاتمى است. آثارى كه سخنرانى روز جمعه من در جامعه ايجاد كرده، جناح خاتمى را خوشحال و جناح ناطق را نگران كرده است. مىتواند تعبير خوابى باشدكه شب شنبه در دوشنبه تاجيكستان ديدم؛ مضمون خواب اين بود كه در جلسه آیت الله خامنهاى، مىخواستند از تريبون براى آقاى ناطق [نوری] كه نشسته بود، صحبت كنند، ممكن نشد. من هم خسته شدم و جلسه را به سوى مقر خودم ترك كردم. در مسير با مشكلاتى برخورد كردم. يك لنگه كفشم را عوضي پوشيده بودم كه قابل استفاده نبود و در مسير در حوضآبى هم افتادم. سرانجام با آقاى [مرتضی] الويرى مواجه شدم كه آثار خستگى را در صورت من خواند و به جناح رقيب خود منتسب كرد.
