- وضعیت هوای فردا، یکشنبه ۱۹ بهمن: برف و باران و تگرگ در راه تهران
- تامین منابع مالی رتبهبندی فرهنگیان شاغل و بازنشسته سالهای 1400، 1401 و 1402
- خبر سرپرست صندوق بازنشستگی درباره وضعیت پرداخت بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته و معرفی سه طرح جدید رفاهی
- اعلام زمان پرداخت هزینههای بیمه تکمیلی به حساب بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته
- وضعیت هوای فردا؛ سرما در تهران به اوج میرسد
- اعلام جزییات احکام متهمان پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان وابسته به معلمان بازنشسته
- نارضایتی بازنشستگان تامین اجتماعی از خدمات بیمه درمان تکمیلی
- وضعیت هوای فردا (۱۴ بهمن) در تهران و کشور: بارش و کاهش دما در راه این استانها
- خبر وزیر آموزش و پرورش درباره پیگیری مطالبات معلمان و رتبهبندی فرهنگیان
- وضعیت هوای فردا دوشنبه و سه شنبه ۱۳ و ۱۴ بهمن: برف و باران در راه تهران و کشور است
مرثیهای برای دیدبان زاگرس

ولیالله شجاعپوریان، مدیرمسئول روزنامه همدلی نوشت:
زاگرس، این کوهستان سترگ و سرفراز، قرنهاست که نهتنها تکیهگاه زمین، که نگهبان خاموش اقلیم ایرانزمین بوده است.گهوارهای برای بلوطها، خانهای برای پرندگان و چهارپایان آزاد، و تکیهگاهی برای نسلهایی که با خاک و آب و آفتاب زیستهاند.اما امروز، در دورانی که جهانیان از سازش با طبیعت میگویند، ما در میانهی سرزمینی هستیم که نهتنها با طبیعت، که با پاسداران آن نیز ناخوشرفتار است.بلوطهایش یکییکی میافتند، چشمههایش خشک میشوند و گاهی، در سکوتی سنگین، صفیر جانخراش تیری، شعله جان محیطبانانش را خاموش میکند.
در این میان، هدایتالله دیدهبان محیط بان منطقه حفاظتشده خاییز، از مردم شریف و قدرشناس بهبهان؛ مردی بود از تبار درخت و آفتاب. نه خطابهای داشت، نه رسانهای، نه حمایتی پرزرقوبرق؛ دلش برای زاگرس میتپید و فارغ از رابطه استخدامی با محیط زیست، هر روز قطرهای از جانش را در پای درختان و روی خاک زاگرس میریخت و هر شب تکهای از جانش در آتش این جغرافیای بیدفاع میسوخت.او را نه حکم رسمی، که رسم دلسپردگی و سرسپردگی به وطن به میدان پرمخاطره محیطبانی کشانده بود. نه ساعت کاری میشناخت و نه در بند اضافهکاری و ماموریتی بود که همه میدانند برای محیطبانان نیست و یا اگر باشد، آنقدر ناچیز است که حتی به رنجاندن پا نیز نمیصرفد، چه رسد به اینکه در معرض گلوله شکارچیان بیمروت انسان و حیوان قرار بگیری.
جدال جانانه و تن به تن او در مصاف با شکارچی مسلحی که چند سال پیش در فضای مجازی دست به دست شده بود، به خوبی گویای عشق و عرق او به محیط زیست ایران بوده است.اما افسوس، که این بار سهم او از این جدال جانکاه گلولهای بود در قلبش که برای ایران، زاگرس، خاییز و آهوان و پرندگانش میتپید. او در آخرین ماموریتش برای نجات حیات وحش زاگرس، قربانی خشونتی شد که این روزها، چنان زخم عمیقی بر تن جامعه انداخته که دیگر تنها انسان نیست که از آن مینالد، که خاک و گیاه و جاندار از آن میگرید.اکنون که جسم بیجان هدایتالله دیده بان در آغوش خاک سپرده شده، تنها یک پدر، برادر یا سرپرست خانواری از خانوادهای کم نشد، که پدری مهربان برای صدها کَل و بز و پلنگ و کبک و تیهو و شاهین و عقاب حیات وحش زاگرس از دست رفت؛ خلأیی که بدون تردید به این راحتی پر نخواهد شد.

اکنون زمان آن رسیده که نهادهای قانونگذار و مجری، به دور از هر نگاه جناحی یا موسمی،با نگاهی علمی، روزآمد و با درک مقتضیات نوپدید، برای دفاع از انسان، طبیعت و جامعه، مسئولانه برخیزند.محیطبانان، حافظان سلامت سرزمینیاند که هوای آن را همه تنفس میکنند. نه فقط حافظان درخت و پرنده، که دیدهبانان آرامش آیندهاند.
بدیهی است که جان آنان، نباید آسان در مقابل قانونشکنی، بیمهری یا کاستیها به مخاطره افتد. از این رو، برای هدایتالله دیدهبان، فقط تسلیت نمینویسیم،بلکه تلنگری است برای جامعهای که باید قدر نگهبانان خاموش خود را بداند. به خانواده گرانقدرش، به مردم شایسته و نیکنهاد بهبهان، به همهی همکارانش در دل کوه و جنگل، و به تمامی دوستداران محیط زیست،از دل، تسلیت میگوییم. باشد که این داغ، در حافظهی ما، تبدیل به بیداری شود.باشد که این نام، در تاریخ، بهسان شعلهای روشن، در خاطرمان بماند.و باشد که زاگرس، دوباره آرام گیرد؛نه با اشک احساس و عاطفه که با آگاهی، بینش و اقدام.
روحش شاد و یادش همواره گرامی باد 
