- قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا: تصور اجرای عملیاتی محدود، سریع و تمیز علیه ایران ناشی از برآوردهای نادرست است
- شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله: در برابر هرگونه تهدید به تعرض به آیت الله خامنهای سکوت نخواهیم کرد
- پزشکیان: اگر فکر کنیم عقل کل هستیم، سند مرگ خود را امضا کرده ایم
- واکنش یک خبرگزاری به ادعای حضور حشد الشعبی در وقایع ایران + عکس
- اتاق بازرگانی کافی نت شد: وضعیت عجیب اینترنت بازرگانان ایرانی با تعهد و محدودیت زمانی! + عکس
- پیشبینی جدید رائفیپور: حمله نظامی با ترور هدفمند اشخاص و تصرف اماکن حساس!
- اينترنت کی وصل میشود؟ / آخرین اخبار
- گزارش میدانی اعتماد از غرب تهران پس از وقایع اخیر: خراشهایی که روح مردم را آزرده است / حال مردم «بد» است
ظریفیان: اين تصور اشتباه كه گفته شود، همه كساني كه براي اعتراض به خيابان آمدند دشمن هستند، يك فرضيه اشتباه است
اعتماد - مهدی بیک اوغلی: 
پس از وقوع رخدادهاي اعتراضي اخير، پرسشهاي بسياري پيش روي افكار عمومي و تحليلگران قرار گرفته است. ابهاماتي كه لازم است از منظر تحليلي و علمي بررسي شود و پاسخي معقول و كاربردي براي آن يافته شود. رييسجمهور از روز يكشنبه از نهاد علم و دانشگاهيان خواست تا تحليلي جامع از چرايي بروز بحران دي 1404 ارائه كرده و راههاي حل مسائل و چگونگي تحقق مطالبات مردم را نيز استخراج كنند. غلامرضا ظريفيان، معاون وزير علوم دولت اصلاحات معتقد است كه رخدادهاي اخير به دليل عدم توجه به همه هشدارها و تذكارهايي كه دلسوزان كشور طي سالها و دهههاي اخير دادهاند، بروز كرده است. به اعتقاد ظريفيان درخواست رييسجمهور براي واكاوي ابعاد مختلف اعتراضات اخير در نهاد دانش كشور، اتفاق مناسبي است كه ميتواند پاسخهايي علمي، صادقانه و شفاف براي چرايي وقوع بحران اخير شكل بدهد. به اعتقاد اين تحليلگر مسائل سياسي و اجتماعي كشور، نظام سياستگذاري و تصميمسازي ايران پس از سال 84 در مسيري متفاوت با مطالبات مردم و مصالح عاليه كشور حركت كرد. دولت اصلاحات در شرايطي ساختار اجرايي را تحويل دولت پس از خود داد كه اقتصاد ايران با حدود 700 ميليارد دلار توليد ناخالص داخلي، همراه با تركيه و عربستان سه راس اصلي رشد اقتصادي در منطقه محسوب ميشدند، مناسبات ارتباطي با اروپا و غرب در شرايط كمتنشي بود و دورنماي مطلوبي پيش روي ايران قرار داشت. بر اين اساس سند چشمانداز 1404 با دورنماي رشد پايدار و مستمر طراحي شد. اما دولتهاي نهم و دهم اين زنجيره به هم پيوسته رشد را متوقف ساخت و آن را در مسير معكوس به كار گرفت. احمدينژاد بر اساس اعلام نزديكانش تصميم گرفت همه كاشتهها و داشتههاي دولت اصلاحات را منكوب سازد و طرحي نو در اندازد. اما نهتنها طرحي درخور نام و ظرفيت ايران در نينداخت بلكه با اجراي سياستهاي تنشزايي، حاشيهسازي، اتلاف منابع، پولپاشي و... 700 ميليارد دلار درآمدهاي نفتي ايران را به باد داد. بسياري از تحليلگران از جمله ظريفيان معتقدند بايد نگاهي به مسير طي شده پس از سال 84 انداخته شود و سياستهايي اتخاذ شوند كه نتيجه آن بهبود شاخصهاي زيست انساني و اقتصادي مردم و افزايش مشاركت است.
با فروكش كردن نسبي حوادث دي ماه 1404، ضرورت واكاوي چرايي بروز بحران و راهكار عبور از آن به شدت احساس ميشود. شما چه تفسير و تحليلي از حوادث اخير داريد؟
آنچه امروز در جامعه ايراني رخ داده، محصول يك فرآيند بلندمدت است. در حوادثي كه حداقل طي دو دهه اخير شكل گرفته، بسياري از صاحبنظران، انديشمندان، جامعهشناسان، مردمشناسان و كساني كه با اقتصاد كشور و بحثهاي توسعهاي آشنايي و مطالعه دارند، روشها، راهبردها و رويكردهاي متفاوتي را براي بهبود وضعيت پيشنهاد دادهاند اما بهرغم همه اين تذكارها از سوي سيستم توجه لازم به اين هشدارها و راهبردها نشان داده نشد. تعبير مولوي در اين زمينه زيباست، زماني كه ميگويد: «صد نامه فرستادم، صد راه نشان دادم/ يا راه نميداني يا نامه نميخواني...» بسياري از دلسوزان كشور مسائل را مطرح كردند اما توجهي به اين دلسوزيها نشد. وقتي به اين هشدارها، تذكارها و رويهها توجه نشان داده نشد، هر بار مشكلات، بحرانها و اعتراضات به صورت پيچيدهتر و تركيبيتر بروز كردند. آنچه ديماه 1404 در جامعه ايراني رخ داد، اعتراض بحق مردم بود كه ديگران سعي كردند اين اعتراض بحق را مصادره كرده و به سمت خشونت ببرند. وقتي مساله را واكاوي ميكنيم، متوجه ميشويم كه نبايد بحران اخير را صرفا به مطالبات اقتصادي تقليل بدهيم. هرچند بخشي از جامعه به دليل مشكلات اقتصادي و ناكارآمديهاي معيشتي با مشكلات جدي مواجه هستند اما تركيب افرادي كه در اين اعتراضات شركت كردند جوانان بين 17 تا 20 سال است. اين نسل عموما تحت حمايت خانواده خود قرار دارند و بحرانهاي حاد اقتصادي ندارند. هرچند نميتوان انكار كرد كه معادلات اقتصادي يكي از مطالبات جدي مردم است. اما در كنار آن موضوعاتي چون بهبود مناسبات با جهان، به رسميت شناختن سبك زندگي مردم، توسعه راههاي ارتباطي و فناورانه و... نيز مطالبات جدي مردم هستند.
گمان ميكنم، امروز كسي در اين كشور وجود ندارد كه از مطالبات مردم و مشكلات ريشهاي كشور بيخبر باشد. اما در زمينه راهحل عبور از مشكلات هنوز به يك درك واحد نرسيدهايم. در مورد راهحلها چه ميتوان گفت؟
به نظرم بايد تفكيكي بين «نياز» و «خواسته» صورت بگيرد. «نيازها» به مسائل اقتصادي معطوف ميشود. نان، آب، مسكن و... بخش مهمي از خواسته مردم ماست. اما وقتي كسي تامين مالي شود به اين معنا نيست كه فرد، ديگر خواستهاي ندارد. خواستههايي كه با آن به خود معنا بدهد. در جهاني كه با صداها و امواج مختلف و جهان مجازي است، سبك زندگي، نوع به رسميت شناختن تكثر و تنوع او و... مهم است. اگر بخواهيم سراغ حل مساله برويم، بايد به اين گزارهها توجه كنيم. ما در فهم مساله مشكل داريم. اگر مسائل كليدي را متوجه نشويم راهحلها را هم پس ميزنيم. اينكه پس از هر بحران و اعتراضي مسوولان نفسي بكشند و بگويند، تمام شد! اين مطالبات به خواستههاي هيبريدي و اجماعي از خواستههاي سركوب شده بدل ميشوند و دوباره به اشكالي بحرانيتر به بهانهاي ديگر از جايي ديگر سر بر ميآورند. دولت كار بسيار درستي انجام داد كه ارزيابي و بررسي بحران اخير را به دانشگاهها سپرد و اعلام كرد، دانشگاهها ظرف دو ماه با بررسي ابعاد مختلف، اعتراضات اخير را واكاوي كند.
اين درخواست از سوي دولت چه زماني و با چه كيفيتي مطرح شد؟
رييسجمهور از طريق وزير علوم ابلاغ كرد كه اين حوادث اعتراضي ظرف دو ماه و با استفاده از همه ظرفيتهاي دانشي كشور و شبكه نخبگي مورد واكاوي و تحليل قرار بگيرد. متاسفانه گاهي اوقات مسائل با عينك دولت و حاكميت بررسي ميشود و كمتر شاهد آن هستيم گه مسائل از زاويه ديد مردم و معترضا نبررسي شود. نخستين معادله، موضوع فهم درست مساله است كه به ما براي ارائه راهحلها كمك ميكند. اين تصور اشتباه كه گفته شود، همه كساني كه براي اعتراض به خيابان آمدند دشمن هستند! يك فرضيه اشتباه است. بايد توجه داشت كه اعتراضات دي ماه 1404 كه جامعه را با مصيبت و عزا مواجه ساخت، ناشي از مطالبات فروخورده در داخل است. مساله را بايد خوب فهميد. بر اساس طبقهبندي اولويتها را شناخت و سپس با جديت و شجاعت به سمت اصلاح ساختارها و روندها و فرآيندها رفت. بخش مهمي كه باعث شده جوانان و اقشار مختلف اين گونه وارد ميدان اعتراض شوند، بحث طردشدگي، تحقير و ديده نشدن است. اين موارد بايد در فهم مساله ديده شود و راهكارهاي مناسب براي آن تدارك ديده شود.
چگونه ميتوان اين راهحلها را شناسايي كرد و مهمتر از آن زمينه اجراي اين فرمولها را براي حل مساله فراهم ساخت؟
براي اين منظور به گفتوگوي جدي نياز داريم. سيستم بايد با قشرهاي مختلف كه در اين اعتراضات حضور داشتند وارد گفتوگوي واقعي شود. نه گفتوگوي تزئيني براي پر كردن آمارها. در عين حال بايد ايران را براي همه ايرانيان ساخت. امروز آنچه در خطر قرار دارد، كليت ايران است. اين بحران در عين حال كه آثار مخرب بسياري براي كشور داشت، ميتواند فرصتي براي اصلاح، واكاوي مسائل و بهبود وضعيت باشد. در حل مساله هم نقش اول را جوانان ايفا ميكنند. واقع آن است كه جوانان ايراني امروز با مشكلات عديدهاي مواجهند. جواناني كه مشكل اشتغال و معيشت دارند و خود را با جوانان ساير كشورها مقايسه ميكنند و دلسرد ميشوند. خوب است هر جا كه اشتباهي صورت گرفته، شجاعانه پذيرفته شود و دريچهاي براي حل مساله باز شود. نبايد مشكلات را به آينده و فردا موكول كنيم. براي رفع مشكلات همين امروز هم دير است.
امروز بسياري از بزرگان كشور درخصوص ضرورت اصلاح و بهروزآوري سيستم و پاسخگويي به مطالبات مردم صحبت ميكنند. به نظر ميرسد تا سال 1384 كشور در مسير نسبتا درستتري قرار داشت. اما رخدادهاي پس از سال 1384 باعث بروز مشكلات زيربنايي مانند تحريمها، يك سوم شدن كيك اقتصادي، فشار بيشتر بر جوانان و... شد. چگونه ميتوان كشور را در مسير درست قبل از سال 1384 قرار داد؟
بسياري از تحليلگران معتقدند ريشه بسياري از انحرافات امروز كشور به رخدادهاي پسا84 باز ميگردد. گروهي روي كار آمدند كه برنامه چهارم را كه يك برنامه دانشبنيان بود را كنار گذاشت و فكر كرد بايد هم و غم خود را در ستيز با جهان بگذارد. بسياري از كارشناسان و نهاد دانش را به كنار گذاشت و با نگاه ماليخوليايي به سمت خالصسازي و كنار گذاشتن دلسوزان حركت كرد. انحراف اصلي از همين نقطه و اين رويكردها آغاز شد. ايران كه تافته جدا بافته از جهان نيست. حكمراني يك علم است. جهان هم در امريكا و كشورهاي اروپايي خلاصه نميشود. بسياري از كشورها در حال حكمراني توسعهمحور و دانشمحور هستند. با حكمراني دانشبنيان و استفاده از نيروهاي توانمند اين مسير را طي كردهاند. اما در ايران وقتي در گزينشها به گونهاي عمل ميشود كه متخصصان و دردمندان و توانمندان به حاشيه ميروند و كشور با مهاجراتهاي جدي مواجه ميشود، طبيعي است كه دستيابي به توسعه دشوار ميشود. در هر اعتراض و بحران و رخدادي بسياري از ظرفيتهاي علمي و تخصصي كشور جلاي وطن كردهاند. ما بايد به سمت حكمراني شايسته حركت كنيم. اين نوع حكمراني مردم بنياد، شفاف و عالمانه است. منابع را متكي بر دانش مصرف ميكند. بسياري از راهبردها را با استفاده از نهاد علم ميسازد. از تجارب جهاني بهرهبرداري ميكند. نميتوان ارتباط ايران را با جهان كم يا قطع کرد. نميشود هر روز به گونهاي عمل كنيم كه انزواي بيشتري را تجربه كنيم. راه برونرفت از اين وضعيت، تكيه بر منافع ملي است. در عين حال بايد راه ارتباطي با جهان باز شود. ديپلماسي ايران با تعامل و هوشمندانه باشد.
به بحث مهاجرت ايرانيان اشاره كرديد. جمعيت ايرانيان خارج از كشور امروز به اعداد و ارقام عجيبي رسيده است. تجربه جنگ 12روزه هم نشان داد كه ايران براي اين ايرانيان مهم است. چگونه ميتوان از اين ظرفيت به نفع توسعه كشور بهره برد؟
ميليونها ايراني خارج از كشور ثروتمند هستند. توانمند هستند. بسياري از آنها دانشمند و باتجربه هستند. هم توان اقتصادي و هم توان دانشي آنها را ميتوان در مسير رشد كشور به كار گرفت. مثل اتفاقاتي كه طي سالهاي 1376 تا 1384 رخ داد، ميتوان كاري كرد كه اين ايرانيان سرمايهها و تجربيات خود را در ايران به كار بگيرند. بايد عزم تغيير و اصلاح ايجاد شود. بايد بدانيم كه با رويههاي گذشته نميتوان مسائل جديد را حل كرد. براي حل اين مسائل بايد راهبردهاي تجربه شده جهاني را به كار گرفت. از رفتارهايي كه باعث طرد شدن مردم ميشود و طمع دشمنان را تقويت ميكند، پرهيز كرد.
ريشه بخش قابل توجهي از بحرانهاي اخير به خارج شدن مرجعيت رسانهاي از داخل باز ميگردد. مردم اخبار را نه از صدا و سيما، بلكه از طريق رسانههاي بيروني دنبال ميكنند. در حوزه رسانهاي چه اتفاقاتي بايد رخ بدهد تا مردم اخبار رخدادها را از درون دريافت كنند؟
رسانه ملي از رخدادها بسيار بسيار عقب مانده است. تلويزيون ما و رسانه ملي ما با نيازهاي مردم ايران و تكثر جامعه ايراني فاصله زيادي دارد. حاصل اين ميشود كه مردم يا اين رسانه را نميبينند يا اگر هم ببينند، به جاي اينكه اميدواري بيشتري پيدا كنند، نگراني و اعتراض افزونتري كسب ميكنند. در اين حوزه هم بايد اصلاحات قابل توجهي ايجاد شود. بايد زمينهاي فراهم شود تا رسانههاي شريف و صادق فعاليت حرفهاي خود را دنبال كنند و مرجعيت رسانهاي را كه از دست رفته به درون منتقل كنند.
