- فرجام ایران و ترامپ چه میشود؟
- ماجرای تماس عراقچی و ویتکاف و تضمین پزشکیان به ترامپ چیست!؟
- حمله اسرائیل با بمب های سنگرشکن به جنوب لبنان: هدف ترور شیخ نعیم قاسم بود!؟
- بیانیه نیروی هوایی آمریکا درباره آغاز مانور در خاورمیانه
- روایت صداوسیما از ویدئو «سپهر بابا» و اظهارات پدر سپهر ابراهیمی
- رحیمپور ازغدی: باید ترامپ را مانند مادورو بگیریم / اگر دوتا کشیده به او بزنند مانند سگ زوزه میکشد
- واکنش وزارت ارتباطات به ادعای ابلاغ آزادسازی اینترنت
- ۵ دلیل برای اینکه مردم اعتراض میکنند
- روایت رئیس بیمارستان فارابی از آسیبدیدگان چشمی وقایع اخیر
۵ دلیل برای اینکه مردم اعتراض میکنند
عبور از مراجع ۴ گانه روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشنفکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که
دیدم از همه این ها عبور کردهاند. شاید ما وارد جامعه بیمرجع شده باشیم. نمیدانم! فقط همین قدر میدانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شدهاند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکلنایافته نگرانکنندهتر هم میشود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
به گزارش جماران؛ مجتبی لشکربلوکی در یادداشتی نوشت: بدیهی است نهادهای امنیتی و قضایی و انتظامی، گزارش های مختلفی به مدیران ارشد کشور خواهند داد که چرا کار به اعتراضات رسید؟ اما نگرانم بخاطر ملاحظات اداری، سیاسی و روانی واقعیت را به زبان صریح و شفاف مطرح نکند.
فرصت کردم با چند معترض گفتگو کنم (با معترض و نه اغتشاشگر و تخریبگر). برخی از آنان «اعتراض اولی» بودند و برخی هم «اعتراض چندمی» و اینک حاصل گفتگو. چرا مردم اعتراض می کنند؟ به ۵ دلیل!
۱) بی افقی: اوایل دهه ۹۰ شمسی یکی از وزرای اسبق برای فرصت مطالعاتی به چین رفته بود (حدود ۱۵ سال پیش) می گفت چینی هایی که دیده بود زندگی نکبت باری داشتند. وضعیت بهداشت و زندگی شان قابل مقایسه با ایران آنروز نبود. اما بسیار امیدوار بودند چرا که می دیدند حکومت هر چند وقت یکبار منطقه به منطقه کل ساختمان ها را کف بُــر و تخریب می کرد و ساختمان نو می ساخت و تحویل می داد. مردم در نکبت زندگی می کردند اما چشم انداز روشنی داشتند. چرا که پیش خودشان می گفتند این ماه نه؛ ماه بعدی و امسال نه؛ سال بعدی بالاخره نوبت ما هم می شود. معترضانی که با آنان به گفتگو نشستم هیچ تصویر روشنی از آینده ندارند. (بحران بی افقی جمعی یا بی رویایی ملی)شرایط برحه حساس کنونی، باعث شده ما همواره در حال عبور از این بحران برای کسب آمادگی برای بحران بعدی باشیم. «سیاست از این ستون به آن ستون»
۲) نداشتن نماینده: جمع کثیری از مردم احساس می کنند که نماینده واقعی و موثر در حاکمیت ندارند. یعنی نمیدانند که چه کسی، منافع، دغدغه، اولویت های آنان را در درون حاکمیت به صورت موثر تا حصول نتیجه پیگیری میکند.
۳) نداشتن کانال: در دنیا احزاب، اصناف و تشکلها، محلی برای تجمیع و تلفیق نظرات، گفتگو، رایزنی مردم با حکومت است. ما در ایران مسیر آسانی برای انتقال معطوف به نتیجه نظرات نداریم. اینکه بگوییم مردم حرف هایشان را بزنند دقیقا چگونه؟ و به چه کسی؟ فرض کنید کسی منتقد سیاست فیلترینگ باشد، دقیقا به کجا باید مراجعه کنم؟ منتقد بدون کانال تبدیل می شود به معترض!
۴) تصور جهانهای موازی: معترضان می گویند ما در ده سال گذشته کمتر گوشت مصرف می کنیم (بر اساس آمار مصرف گوشت قرمز به حدود یک سوم ده سال پیش رسیده) کمتر سفر می رویم، بیشتر قرص اعصاب می خوریم اما مسوولان محترم از پیشرفت و رشد و توسعه صحبت می کنند. انگار که ما در جهان های موازی زندگی می کنیم.
۵) انتخاب «کمتر بدتر» در برابر «خیلی بهتر»: در طول سالیان گذشته هر بار به مردم گفته ایم برای اینکه اوضاع خیلی بد نشود فعلا گزینه «کمتر بدتر» را انتخاب کنیم. اما کسانی هستند (خارج از حکومت) که گزینه خیلی بهتر را نوید می دهند (راست یا دروغ). معترض امروز همان مردمی هستند که دیگر از گزینه «کمتر بدتر» خسته شده و به گزینه «خیلی بهتر» دل بسته.
فرمول ساده شده: نارضایتی (دلایل ۱ و ۵) + ناامیدی (دلایل ۲ و ۳ و ۴) = ناآرامی و اعتراضات سازمان نیافته بسیار مهم است بین اعتراضات سازمان نیافته و اغتشاشات سازمان یافته تفکیک قائل شویم.
در لابه لای این گفتگوها دو نکته توجهم را جلب کرد:
۱) عبور از مراجع ۴ گانه روزی روزگاری در همین سرزمین ۴ مرجع فکری و سیاسی وجود داشت: مراجع تقلید و روحانیان، پدر و مادر، روشنفکران و افراد شاخص سیاسی. این جمع معترضی که دیدم از همه این ها عبور کردهاند. شاید ما وارد جامعه بیمرجع شده باشیم. نمیدانم! فقط همین قدر میدانم که مراجع سنتی مدت هاست توسط جامعه کنار گذاشته شدهاند و این در کنار یک جامعه اتمیزه تشکلنایافته نگرانکنندهتر هم میشود، چرا؟ چون اصلا فرض کن دولت خواست با معترضان مذاکره کند، دقیقا با چه کسی و چگونه؟
۲) شکاف ۵۰ ساله روسای قوای سه گانه، رئیس مجمع تشخیص و دبیر شورای عالی امنیت ملی همه در دهه هفتم و هشتم زندگی شان هستند در حالی که جمع کثیری از معترضان هنوز دهه دوم زندگی شان را کامل نکرده اند. این شکاف سنی ۵۰ ساله باعث میشود دیالوگ دشوار شود. تعامل مدیران ارشد متعلق به ۷% بالای هرم سنی (بالای ۶۵ سال) با ۹۳% جامعه زیر ۶۵ سال تعامل آسانی نیست.
سوال راهبردی: این معترضان (و نه تخریب گران) همان مردم کوچه و بازار و مدرسه و اداره اند. همان پرستارانی که در کرونا جان فشانی کردند. همان دانش آموزانی و ورزشکارانی که در المپیادها و المپیک ها به نام ایران طلا گرفتند. باور دارم اگر همین معترضان پایش بیفتد شانه به شانه نیروهای نظامی و انتظامی مدافع امنیت این سرزمین خواهند بود در برابر اغتشاش گران و تخریب گران و مزدوران. اما اگر همان 5 دلیل بالا باقی بماند با گفتار درمانی صرف، با برخورد قضایی و انتظامی تنها و با محدودسازی رسانهای می توان شعله های آتش را مهار کرد اما با آتش زیر خاکستر چه می کنیم؟ایرانمان برقرار، یکپارچه و به دور از گزند.
