- مهدی نصیری، ماکسیمیلیان فرزند بیژن جزنی و رامین جهانبگلو را چه شده است!؟
- اظهارات لاریجانی درخصوص آخرین تحولات مذاکرات با آمریکا و تهدیدات اسرائیل
- اعلام حمایت مشروط آمریکا از حمله اسرائیل به ایران
- حمله کیهان به پزشکیان پس از دستمریزاد گفتن دیروز: چرا عقبنشینی کردی!؟
- دستور پزشکیان به وزیر اطلاعات درباره هنرمندان
- جزئیات مذاکرات ایران و آمریکا: منافع مشترک در حوزههای نفت و گاز، سرمایهگذاریهای معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات گنجانده شده است
- سردار حسنزاده: «پیش از ساعت ۱۰ شب» کنترل اوضاع به دست نیروهای مسئول بازگشت
- سرلشکر موسوی: نبرد با ایران برای ترامپ درس عبرت خواهد شد
- عصبانیت عضو جبهه پایداری از صداوسیما به دلیل پخش تصاویر زنان بیحجاب در راهپیمایی ۲۲ بهمن
- مخالفت وزارت بهداشت با تحویل مدارک پزشکی مجروحان حوادث دی ماه/ اطلاعات بیماران محرمانه است
از ۲۲ بهمن در تهران تا ۲۵ بهمن در مونیخ؛ مردم ایران کدام گروه هستند؟!
نواندیش_محمد صادقی: فضای مجازی را می بینی به خصوص اگر کسی باشی که سعی کنی شرایط را نه سیاه و سفید که خاکستری تحلیل کنی و به جای مسخره بازی و تمسخر و انکار اتفاقات را ریشه یابی کنی، حقیقتا زجر خواهی کشید، از این همه نفرت پراکنی و دو قطبی سازی که هیچ کمکی به بهبود شرایط کشور نمی کند که هیچ اوضاع را وخیم تر هم می کند.

۲۲ بهمن خیابان های سراسر کشور شاهد حضور ایرانی هایی بود که همواره پای کار نظام و انقلاب بودند و در سمت مقابل ۲۵ بهمن نیز خیابان های مونیخ و تورنتو و سایر کشورها شاهد حضور طیف دیگری از ایرانی ها بود، هر دو فارسی حرف می زدند و هر دو در این آب و خاک به دنیا آمده اند حتی احتمالا خیلی ها که در هر یک از دو تجمع بودند اقوام و برادران و خواهرانی خونی داشتند که در تجمع طرف مقابل حاضر شده بود، نکته جالب اینکه هر دو گروه مدعی اند آنها مردم ایران هستند نه دیگری، یکی سعی می کند هر که ۲۲ بهمن در خیابان بوده را مزدور و جیره خور و غیره خطاب کند و دیگری هم سمت مقابل را وطن فروش و خائن و عامل خارجی!
اما پرسش اصلی اهل تعقل اینجاست که مردم ایران چه کسانی هستند آیا مردم فقط آن هایی هستند که ۲۲ بهمن در ایران برای ما شعار می دهند یا آنهایی اند که در مونیخ و تورنتو علیه ما گلو پاره می کنند؟ اصلا چه شد که رضا پهلوی از فرزند آخرین شاه ایران ناگهان در نظر بسیاری از مخالفان به کینگ رضا پهلوی تغییر نام داد، رضا پهلوی که روزگاری حتی به ضرب و زور اطرافیان اش حاضر نبود نقشی برای خود قائل باشد چرا که حتی خودش هم خودش را باور نداشت حالا چطور در مونیخ با رئیس جمهور یک کشور به اسم نمایندگی مردم ایران دیدار می کند؟! و با غرور و تکبر در جواب خبرنگار بی بی سی می گوید مگر نمی بینی سراسر ایران اسم من را فریاد می زنند و هر کس به من باور ندارد به دموکراسی بی اعتقاد است!!
اگر پاسخی برای این پرسش ها پیدا نکنیم و اگر به جای ریشه یابی فقط سس خرسی دست بگیریم یا توییت بزنیم و زن و بچه پهلوی را مسخره کنیم یا بگوییم این هایی که در سیرک مونیخ و تورنتو بودند پناهنده سوری و اوکراینی بودند نه ایرانی دقیقا راهی را رفته ایم که ما را از پرداختن به ریشه موضوع و برون رفت از وضعیت فعلی غافل می کند، باید بپذیریم که واقعیت ماجرا ورای همه این قیل و قال های فضای مجازی است.
باید گفت اگرچه هر دو این دو گروه که نام برده شد مردم ایران هستند اما ایران قشر سومی هم دارد که قشری که در هر دو این دو روز چه در داخل و چه در خارج در خانه ها بودند، قشری که خسته و فرسوده از این دعواهای بی حاصل اند، قشری که نه رضا پهلوی می خواهند نه هیچ اپوزسیون دیگری را فریاد می زنند، قشری که همین حالا بعد از ساعت ها به محل کار رسیده اند، قشری که فقط ثبات سیاسی و اقتصادی را طلب می کنند نه هیچ چیز دیگری واقعیت این است عمده مردم ایران از همین قشر سوم اند که متاسفانه صدای آن ها در این فضای غبارآلود گم و خاموش شده است، چون احتمالا نه توئیتر دارند نه اینستاگرام یا اگر هم دارند تمایلی به فحش و برچسب خوردن ندارند.
اگر بدانیم که ایران باید سرزمینی برای زندگی همه ما باشد و پیش از هرچیزی این سرزمین را نصب العین خود قرار دهیم ایمان دارم که گره از همه کارها باز خواهد شد، اما افسوس که دیگر تمایل و گوش شنوایی برای این دست حرف ها هم وجود ندارد.
