- گراند هتل در آتش سوخت
- پدر مبینا زارع: پیدا کردن قاتل دخترم شغل جدید من است
- اولین عکس منتشر شده از قاتل ملیکا ۲۲ ساله
- مسمومیت ۸ نفر در لواسان/ جزئیات
- اعترافات تکان دهنده قاتل ملیکا درباره نحوه قتل دختر ۲۲ ساله
- انفجار در یک ساختمان مسکونی قم با یک کشته و پنج مصدوم
- وصیت نامه یک اعدامی او را از مرگ نجات داد
- سوء قصد به یک پزشک در انزلی
- آتشسوزی در کارخانه برق ستارخان
- روایت هولناک قتل ملیکا از زبان متهم پرونده
دختر جوان در دام شيطاني
دختر جوان که پس ازآشنايي خياباني با مرد ميانسال، فريب حرف هاي اين شياد را خورده بود نمي دانست چه سرنوشت شومي درانتظارش است
دختر جوان که پس ازآشنايي خياباني با مرد ميانسال، فريب حرف هاي اين شياد را خورده بود نمي دانست چه سرنوشت شومي درانتظارش است.به گزارش «ايران»، مريم اغلب روزها به بوستاني نزديک خانه شان در يکي ازمحله هاي شمال شهر مي رفت تا کمي قدم زده باشد وهم روزنامه و مجله بخواند. دخترجوان يک روز که درحال قدم زدن بود به طوراتفاقي با مردي به نام کيارش آشنا شد. مرد ميانسال خوش چهره، توجه مريم را حسابي جلب کرده بود.
چند روز پس ازاين آشنايي کيارش که خود را مجرد معرفي کرده بود به دختر جوان ابراز علاقه کرد. رابطه آنها هر روز صميمي تر مي شد تا اينکه کيارش ازعشق وعلاقه شديد به مريم سخن گفت واز او خواستگاري کرد.
چندي بعد هم کيارش، دخترجوان را به بهانه آشنايي با خانواده اش به خانه دعوت کرد. مريم پس ازشنيدن اين پيشنهاد به فکر فرو رفت اما سرانجام با شنيدن حرف هاي عاشقانه مرد مورد علاقه اش قبول کرد که به ديدن خانواده کيارش برود، اما زماني که مريم وارد خانه آنها شد هيچ کس را آنجا نديد. اما همان موقع کيارش به اوگفت: پدرومادرش براي چکاب به بيمارستان رفته اند وخيلي زود بازمي گردند. بعدهم بلافاصله به سراغ يخچال رفت وازمريم با يک ليوان شربت پذيرايي کرد، اما همين که دختر جوان شربت را نوشيد از هوش رفت و وقتي هم به هوش آمد تازه متوجه شد در دام يک شيطان صفت افتاده است. اين درحالي بود که کيارش با تهديد ازاو خواست به رابطه اش ادامه دهد و فکرشکايت راهم ازسرش بيرون کند.اما مريم که زندگي اش را تباه شده مي ديد خيلي سريع به دادسراي جنايي تهران رفت و از او شکايت کرد.بدين ترتيب پرونده اي در شعبه چهارم دادسراي جنايي تهران تشکيل شد و بازپرس آرش سيفي دستور بازداشت متهم را صادر کرد. وي پس از دستگيري گفت: «زماني که با مريم در پارک آشنا شدم به او دل بستم و تصميم گرفتم به هرشکل ممکن با او ازدواج کنم. اما چون متاهل بودم مي دانستم که مريم با اطلاع ازاين موضوع بي شک پاسخ منفي به من مي دهد. براي همين او را به بهانه اي به خانه ام دعوت کردم تا مجبور شود با من ازدواج کند!»
با اعتراف هاي کيارش، او روانه بازداشتگاه شد تا تحقيقات در اين خصوص ادامه يابد.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
