- صدور دستور تسریع در پرداخت معوقات بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته / احتمال برخورد با ترک
- وزیر آموزش و پرورش: فوقالعاده خاص معلمان بهزودی اجرا میشود/ وعده بهروزرسانی حقوق فرهنگیان بازنشسته
- وضعیت هوای فردا تهران: هشدار بارش باران و برف، وزش باد شدید و احتمال کولاک
- آغاز پرداخت مطالبات درمان تکمیلی بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته + زمان واریز در صورت تاخیر جدید
- گزارش جلسه درباره بیمه تکمیلی و عیدی بازنشستگان تامین اجتماعی
- قاتل ملیکا دستگیر شد
- دهک 1 تا 5 رایگان بیمه سلامت میشوند+ جزییات
- اعلام تعهدات بیمه تکمیلی درمان بیمه دانا ویژه بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته در سال ۱۴۰۴ + مبالغ پوشش
- وضعیت هوای یکشنبه ۱۹ بهمن: برف و باران و تگرگ در راه تهران
- تامین منابع مالی رتبهبندی فرهنگیان شاغل و بازنشسته سالهای 1400، 1401 و 1402
روایت احمد توکلی از حاشیه دادگاه یاشار سلطانی
در ملاقات با رئیس محترم دادگاه و پس از چاق سلامتی معمول که با خوشرویی و بزرگواری وی همراه بود، از من پرسید شما به چه عنوان به اینجا آمدهاید؟ شاهد، مطلع، شاکی؟
احمد توکلی از حاشیه حضورش در دادگاه یاشار سلطانی روایتی را مطرح کرده است.
به گزارش ایسنا، این روایت را در زیر میخوانید:
دیروز برای شرکت در دادگاه آقای یاشار سلطانی به شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی تهران رفتم.
در ملاقات با رئیس محترم دادگاه و پس از چاق سلامتی معمول که با خوشرویی و بزرگواری وی همراه بود، از من پرسید شما به چه عنوان به اینجا آمدهاید؟ شاهد، مطلع، شاکی؟
عرض کردم هیچ کدام. تماشاچی! خندید و گفت دادگاه غیر علنی است! تعجب کردم و گفتم نه قانونی است نه مصلحت. ولی وقت و مقام اقتضای بحث نداشت. خداحافظی کردیم و برگشتیم.
در این باره چند نکته قابل ذکر است.
1- نمیدانم چرا آقای صلواتی که قاضی با سابقه و مجربی است به این نتیجه رسید که دادگاه انقلاب با این شکل، صالح برای رسیدگی به پرونده یک روزنامهنگار است. احتمالاً به ماده 34 مطبوعات استناد کرده است که مقرر میکند «34- رسیدگی به جرائم مطبوعاتی با توجه به قوانین مربوط به صلاحیت ذاتی میتواند در محاکم عمومی و انقلاب یا سایر مراجع قضایی باشد. در صورت علنی بودن و حضور هیأت منصفه الزامی است.» ملاحظه میفرمایید که با صراحت میگوید، اگر به این ماده هم متمسک شده باشد: «در صورت علنی بودن و حضور هیأت منصفه الزامی است.» پس در هر صورت دادگاه یک روزنامهنگار به سبب جرم مطبوعاتی، حتی اگر جرم ضد امنیتی بوده باشد و به همین دلیل دادستان پرونده را به دادگاه انقلاب ارجاع دهد، دادگاه تنها با حضور هیأت منصفه و به شکل علنی رسمیت پیدا مییابد.
2- از حیث مصلحت هم اگر نگاه کنیم، صلاح قوه قضاییه و کشور در علنی بودن دادگاه است. اعتماد مردم سرمایه اصلی قوه قضاییه است. در پروندهای که شاکی قوه قضاییه و متهم یک روزنامهنگار است حتی اگر دادستان محترم مجاز به انتخاب بود-که در اینجا چنین اجازهای هم ندارد- برای آنکه متهم نشود که قصد پنهانکاری است و اعتماد مردم به حکم دادگاه، هر چه میخواهد باشد، تقویت میشود. رفتار قوه باید چنان باشد که مردم احساس کنند که قوه نمیخواهد به هر طریق منتقد خود را ساکت کند. راه آنهم علنی کردن دادگاه است. چرا که شفافیت نشانه اعتماد به نفس است. اجازه دهنده علنی بودن خواهد بود و بر عکس، اگر غیر علنی باشد نشانه ضعف و نگرانی منع کننده خواهد شد. انتظار این است که جلسات بعدی دادگاه را علنی کنند.
3- برخی با پیش کشیدن گرایش سیاسی آقای یاشار سلطانی مرا ملامت کردند که چرا در این ماجرا مایه میگذاری؟ به این دسته از منتقدان عرض میکنم اگر ما مسلمانیم و به آزادی بندگان خدا معتقدیم و انقلابی طرفدار نظام جمهوری اسلامی هستیم و حفظ آبروی نظام را واجب میدانیم و قانون را مانند احکام شرع واجب الاتباع میشماریم، باید از مظلوم دفاع کنم و با نقد حاکمان وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را به جا آوریم. آقای یاشار سلطانی بر فرض منتقدان اشکالی هم داشته باشد، تازه میشود مانند من و منتقدین که اشکالات زیادی داریم، ولی مسلمان است. ایرانی است، شهروند تابع نظام جمهوری اسلامی است و به نظر بنده مظلوم است. و دفاع از مظلوم هر که باشد واجب است. اگر امروز کسانی در قبال نقض قانون- ولو با خیرخواهی و از سر غفلت- سکوت کنند، باید منتشر حاکم شدن اشرار بر سرنوشت ملت باشند.
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
