کد خبر: ۹۶۴۰۶
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۱۸
تعداد نظرات: ۱ نظر
تحریم ظریف از سوی خزانه داری امریکا شلیک دیگری به حامیان دیپلماسی و مذاکره میان ایران و امریکا در داخل حاکمیتست. بلی باری دیگر جریانات راستگرای حاکم در ایالات متحده با سیاست های خود درحال تضعیف صدای میانه روی و ارتقا گفتمان نیروهای دست راستی تر در ایرانند گامی که ممکنست در ابتدا بخشی از اهداف آنها را تامین کند لیکن در بلندمدت تاثیری معکوس خواهد داشت.

نوانديش - اكبر مختارى : در سومین سال ریاست جمهوری دونالد ترامپ سرانجام پازل کارت های تحریمی دونالد ترامپ با تحریم محمدجواد ظریف تکمیل شد.


مرور کارنامه سه ساله دولت دونالد ترامپ در حوزه سیاست خارجی و داخلی حتی نمیگذارد از چنین اتفاق نادری در سیاست خارجی ایالات متحده شگفت زده شویم!


سوال مهمی که مطرح میشود اینست که چگونه دولت ترامپ از مذاکرات بدون پیش شرط سخن میگوید و در مقابل یکی از ارکان رسمی و مهم طرف مذاکره را تحریم میکند.

 

مروری بر روندهای سیاست خارجی ایالات متحده از ابتدای انقلاب تاکنون نشان میدهد که هرگاه جمهوریخواهان به خصوص از نوع جریانات دست راستی نئوکان در امریکا قدرت گرفته اند سیاست های ایران نیز ماهیتی تندتر در برون و درون یافته است.


اگرچه در ابتدای انقلاب روند اشغال سفارت و گروگانگیری دیپلماتهای امریکا طی 444 روز سبب ساز روی کار امدن یکی از راست گراترین دولتهای تاریخ امریکا گردید لیکن روندهای شکل گرفته از سوی دولت ریگان در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق سبب ساز تصاعد بحران در منطقه و تنش بیشتر میان ایران و غرب گردید. در سالهای ریاست جمهوری یک دوره ای جورج بوش پدر بدلیل تحولات در ساختار سیاسی نظام بین الملل و سقوط نظام دوقطبی و همچنین گذار ایران از جنگ تحمیلی، تاثیر پذیری در حوزه داخلی و خارجی بیشتر برامده از تغییرات در روندهای کلان بین المللی بود.

 

با روی کار امدن دولت جورج دبلیو بوش در ایالات متحده و به تبع آن فاجعه تروریستی یازده سپتامبر 2001، ایران با وجود پنجمین کشور محکوم کننده حادثه و همکاری موردی با امریکا در ساقط سازی طالبان در میان کشورهای محور شرارت قرار گرفت.


دولت نئوکان جورج دبلیو بوش که برامده از جمع وسیعی از مسیحیان راست گرای نئومحافظه کار حامی اسراییل بود استراتژی مبارزه با تروریسم در سیاست خارجی را برمبنای دوگانه یا با ما یا علیه ما برگزید.


در چنین استراتژی تمامی دیدگاه های حاکم در ایران به صورت یک کل واحد مورد ارزیابی قرار گرفت و از سال 82 به بعد رییس جمهور میانه رو ایران هیچ سفر خارجی معتبر ومهمی انجام نداد.

 

پیامد سیاست فشار امریکا به ایران بخصوص در پرونده هسته ای که با توافق سعداباد منجر به تعلیق داوطلبانه غنی سازی در ایران شده بود روی کار امدن دولتی بود که شعارش حرکت در مسیر غنی سازی با ترمز بریده بود!

 

با روی کار امدن دونالد ترامپ و سیاست افزایش فشار و اجرای تحریم های فزاینده علیه ایران باری دیگر تضعیف جریان های علاقه مند به مذاکره و معتدلتر در ایران در حال رخ دادنست.

 

تفاوت امروز با دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش اینست که پرونده ایران امروز اولویت اصلی سیاست خارجی دولت ترامپست درحالیکه اولویت سیاست خارجی امریکای بوش پرونده عراق و افغانستان بود.


نکته دیگر اینکه در دوران ترامپ بطور واضح و آشکار کارگزار اصلی مذاکرات دیپلماتیک هسته ای ایران را تحریم کرده اند.
تحریم ظریف تحریم یک فرد نیست


تحریم ظریف از سوی خزانه داری امریکا شلیک دیگری به حامیان دیپلماسی و مذاکره میان ایران و امریکا در داخل حاکمیتست.


بلی باری دیگر جریانات راستگرای حاکم در ایالات متحده با سیاست های خود درحال تضعیف صدای میانه روی و ارتقا گفتمان نیروهای دست راستی تر در ایرانند گامی که ممکنست در ابتدا بخشی از اهداف آنها را تامین کند لیکن در بلندمدت تاثیری معکوس خواهد داشت.

*مدرس مدعو علوم سیاسی

برچسب ها: اكبر مختارى ، ظريف
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
|
United States
|
۲۳:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۱۱
0
0
تحلیل عالی بود..... امریکا از وجود تندروها در ایران بیشتر استقبال میکند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: