- خبر جالب تام هالند درباره مرد عنکبوتی ۴
- چهره متفاوت سهیل مقدم، بازیگر نقش ارشاد - نامزد سارا در پایتخت 7 (عکس)
- معرفی و نقد فیلم کیف سیاه 2025 Black Bag : دلهرهآور و جاسوسی!
- گشتوگذار نوروزی ترلان پروانه و شروین حاجی پور
- تصاویر دیده نشده و شخصی شیوا مکینیان، شری پایتخت 7 (عکس)
- مونا کرمی و تصویر حاملگیاش در کنار سپند امیرسلیمانی (عکس)
- حسینیه امینیها نگین هنر معماری ایرانی در قزوین
- یک روایت غیر رسمی از دیدار پزشکیان با علی نصیریان+ عکس
- بهتاش (بهرام افشاری) با ظاهری جدید به پایتخت ۷ برگشت (ویدئو)
واکنش شفیعیکدکنی به یک شایعه
محمدرضا شفیعی کدکنی گفت: « چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج میکنند. مثلاً برای خودم میگویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود.»
محمدرضا شفیعی کدکنی گفت: « چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج میکنند. مثلاً برای خودم میگویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود.»
روزنامه خراسان نوشت: نیمه دی ماه ۹۷ و زمان امتحانات پایان ترم دانشجویان، خبر عجیبی منتشر شد: «استاد شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند». منبع خبر هم مطلب دکتر میلاد عظیمی بود. او بر اساس پیغامهای دانشجویان در کانال تلگرامیاش نوشت: استاد را به دلیل همراه نداشتن کارت پرسنلی به دانشگاه راه ندادهاند؛ اما چند ساعت بعد در مطلبی دیگر آن را تکذیب کرد: «دو دوست بسیار موثق پیام دادند که موضوع چنان نبوده که مطرح شده است.
ماجرا از این قرار بود آن دری که استاد با خودرو از آن وارد دانشگاه میشوند، بسته بود و اصلاً در آن لحظه دربانی حاضر نبوده که از استاد کارت مطالبه کند یا نکند. استاد وقتی با در بسته مواجه شدند، برگشتند و به خیابان انقلاب رفتند». با این حال، این تکذیب چندان دیده نشد و اکثریت به همان شایعه استناد میکردند.
هفته گذشته، استاد شفیعی کدکنی در کلاس ۲۳ مهر، وقتی درباره قطعیت یا عدم قطعیت انتساب احادیث صحبت میکرد، گفت: «همیشه چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج میکنند. مثلاً برای خودم میگویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود. من هفته قبلش به بچهها گفتم ترم تمام شد و هفته دیگر نمیآیم. با این همه آمدم، گفتم شاید بچههایی از شهرستان آمده باشند. برای این که آنها منتظر نشوند، من خواستم بیایم. دیدم دری که با خودرو وارد میشدیم، بسته است؛ من دیدم مدتی است کتاب فروشیهای روبهروی دانشگاه را نرفتهام. دلم خواست از پشت شیشه کتاب فروشی نگاه کنم ببینم کتاب تازه چی هست. رفتم آن جا. بعد شایعه کردند آقای شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند. کجا راه ندادند؟
الان هم توی اینترنت نگاه کنید این خبر را باز هم نقل میکنند. من دارم درس اجتماعی میدهم به شما. بسیاری از موارد، ما گول شایعات را میخوریم و دنبال یک امر موهوم میرویم و زندگیمان تباه میشود. اولین کاری که در هر امری میکنیم، این است که یاد بگیریم دنبال یک امر قطعی و یقینی هستیم، نه یک احتمال و شایعه».
روزنامه خراسان نوشت: نیمه دی ماه ۹۷ و زمان امتحانات پایان ترم دانشجویان، خبر عجیبی منتشر شد: «استاد شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند». منبع خبر هم مطلب دکتر میلاد عظیمی بود. او بر اساس پیغامهای دانشجویان در کانال تلگرامیاش نوشت: استاد را به دلیل همراه نداشتن کارت پرسنلی به دانشگاه راه ندادهاند؛ اما چند ساعت بعد در مطلبی دیگر آن را تکذیب کرد: «دو دوست بسیار موثق پیام دادند که موضوع چنان نبوده که مطرح شده است.
ماجرا از این قرار بود آن دری که استاد با خودرو از آن وارد دانشگاه میشوند، بسته بود و اصلاً در آن لحظه دربانی حاضر نبوده که از استاد کارت مطالبه کند یا نکند. استاد وقتی با در بسته مواجه شدند، برگشتند و به خیابان انقلاب رفتند». با این حال، این تکذیب چندان دیده نشد و اکثریت به همان شایعه استناد میکردند.
هفته گذشته، استاد شفیعی کدکنی در کلاس ۲۳ مهر، وقتی درباره قطعیت یا عدم قطعیت انتساب احادیث صحبت میکرد، گفت: «همیشه چیزهایی را به عنوان شایعه در مملکت رایج میکنند. مثلاً برای خودم میگویم. کی من را به دانشگاه تهران راه ندادند؟ اصلاً چنین چیزی نبود. من هفته قبلش به بچهها گفتم ترم تمام شد و هفته دیگر نمیآیم. با این همه آمدم، گفتم شاید بچههایی از شهرستان آمده باشند. برای این که آنها منتظر نشوند، من خواستم بیایم. دیدم دری که با خودرو وارد میشدیم، بسته است؛ من دیدم مدتی است کتاب فروشیهای روبهروی دانشگاه را نرفتهام. دلم خواست از پشت شیشه کتاب فروشی نگاه کنم ببینم کتاب تازه چی هست. رفتم آن جا. بعد شایعه کردند آقای شفیعی کدکنی را به دانشگاه تهران راه ندادند. کجا راه ندادند؟
الان هم توی اینترنت نگاه کنید این خبر را باز هم نقل میکنند. من دارم درس اجتماعی میدهم به شما. بسیاری از موارد، ما گول شایعات را میخوریم و دنبال یک امر موهوم میرویم و زندگیمان تباه میشود. اولین کاری که در هر امری میکنیم، این است که یاد بگیریم دنبال یک امر قطعی و یقینی هستیم، نه یک احتمال و شایعه».
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.