- وضعیت هوای فردا، یکشنبه ۱۹ بهمن: برف و باران و تگرگ در راه تهران
- تامین منابع مالی رتبهبندی فرهنگیان شاغل و بازنشسته سالهای 1400، 1401 و 1402
- خبر سرپرست صندوق بازنشستگی درباره وضعیت پرداخت بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته و معرفی سه طرح جدید رفاهی
- اعلام زمان پرداخت هزینههای بیمه تکمیلی به حساب بازنشستگان کشوری و فرهنگیان بازنشسته
- وضعیت هوای فردا؛ سرما در تهران به اوج میرسد
- اعلام جزییات احکام متهمان پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان وابسته به معلمان بازنشسته
- نارضایتی بازنشستگان تامین اجتماعی از خدمات بیمه درمان تکمیلی
- وضعیت هوای فردا (۱۴ بهمن) در تهران و کشور: بارش و کاهش دما در راه این استانها
- خبر وزیر آموزش و پرورش درباره پیگیری مطالبات معلمان و رتبهبندی فرهنگیان
- وضعیت هوای فردا دوشنبه و سه شنبه ۱۳ و ۱۴ بهمن: برف و باران در راه تهران و کشور است
تجربه «فشار قبر» در مترو بعد از طرح بنزین!
بعد از سهمیه بندی و گرانی بنزین، مسؤولان محترم، ملت را توصیه میکنند از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنند. وسائل نقلیه عمومی یعنی اتوبوس، تاکسی و مترو.
مصطفی داننده در عصر ایران نوشت: بعد از سهمیه بندی و گرانی بنزین، مسؤولان محترم، ملت را توصیه میکنند از وسائل نقلیه عمومی استفاده کنند. وسائل نقلیه عمومی یعنی اتوبوس، تاکسی و مترو.
مسؤولان محترمی که ملت را توصیه به استفاده از وسائل نقلیه عمومی میکنند خیلی خودشان اهل سوار شدن به مترو و اتوبوس نیستند که اگر بودند به همین راحتی مثل نقل و نبات از دهانشان کلمه «حمل و نقل عمومی» خارج نمیشد.
این که مردم از اتوبوس و مترو استفاده کنند بسیار امر نیکو و پسندیدهای است اما به شرطی که این وسائل به اندازه کافی در اختیار شهروندان باشد.
این روزها به ویژه در ساعتهای پیک رفت و آمد، مردم در مترو مثل دانههای بلال کنار هم ایستادهاند. به قول یکی از مسافرها هر روز فشار قبر را در مترو تجربه میکنند.
بله به راحتی میشود پشت درهای بسته نشست و در مورد گرانی بنزین تصمیم گرفت و گفت که مردم هم از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
من اگر در این کشور مسؤول محترم بودم قبل از اینکه بنزین را گران یا سهمیه بندی کنم، با لباس مبدل سری به اتوبوسها و مترو میزدم بعد وقتی با تنی خسته و کت و شلواری چروک از آنها خارج شدم بعد برای مردم تصمیم میگرفتم.
قدیمیها ضربالمثل جالبی در مورد این روزهای ما دارند«سواره، خبر از حال پیاده ندارد و سیر از گرسنه»
نمیشد با توجه به طرح جدید بنزین و با علم به اینکه مردم نگران گرانی و بنزین به سمت اتوبوسها و مترو هجوم میآورند، ساعت کاری ادارات ونهادهای دولتی را تغییر داد تا کمی از فشار بر مردم کم شود؟
نمیشد ابتدا اوضاع حمل و نقل عمومی در کشور را بهبود میبخشیدیم بعد به مردم توصیه میکردیم که اتوبوس سواری کنند.
نمیشود کاری کنیم که مردم برای کار و زندگی بهتر راهی شهرهای بزرگتر نشوند تا شلوغی و آلودگی هوا، بلای جان جامع نشود؟
میشد اما طبق رسم ما نبود. رسم ما این است که تصمیم بگیریم بدون اینکه همه جوانب آن را بسنجیم. در نهایت هم میگوییم، ابتدا سخت است بعد مردم کم کم به شلوغی مترو و اتوبوس عادت میکنند!
کاش آن مسؤول محترم، تاکسیهای شهر را میدید که در زمانهای اوجی که مردم در خیابان هستند، نیستند و مسافران مجبوراند به ماشینهای شخصی متوسل شوند که کرایه را هر جور میخواهند میگیرند که البته حق دارند بالاخره بنزین آزاد میزنند و سهمیه تاکسیها را ندارند.
کاش مسؤول محترم یک روز صبح از کرج عزم تهران میکرد. میدیدد به آنهایی که صندلی نرسیده است مجبور هستند حدود دو ساعت سرپا بایستند تا محل کار خود برسند. همه مردم پول ندارند بنزین آزاد بزنند، تاکسی سوار شوند. آنها مجبور هستند مترو سواری کنند.
این که مصرف بنزین در کشور ما زیاد است را درک میکنیم. این که مردم باید از حمل و نقل عمومی استفاده کنند را قبول داریم اما لطفا شرایط تصمیمهای خود را هم فراهم کنید. جاده هم میخواهند بسازند قبل از آن زیر ساختها را آماده میکنند چه برسد به چنین تصمیمهای بزرگ و کلانی که همه مردم را درگیر میکند. البته بماند که در کشور ما جاده میسازند و بعد پشیمان میشوند و آن را جمع میکنند!
مسؤولان محترمی که ملت را توصیه به استفاده از وسائل نقلیه عمومی میکنند خیلی خودشان اهل سوار شدن به مترو و اتوبوس نیستند که اگر بودند به همین راحتی مثل نقل و نبات از دهانشان کلمه «حمل و نقل عمومی» خارج نمیشد.
این که مردم از اتوبوس و مترو استفاده کنند بسیار امر نیکو و پسندیدهای است اما به شرطی که این وسائل به اندازه کافی در اختیار شهروندان باشد.
این روزها به ویژه در ساعتهای پیک رفت و آمد، مردم در مترو مثل دانههای بلال کنار هم ایستادهاند. به قول یکی از مسافرها هر روز فشار قبر را در مترو تجربه میکنند.
بله به راحتی میشود پشت درهای بسته نشست و در مورد گرانی بنزین تصمیم گرفت و گفت که مردم هم از حمل و نقل عمومی استفاده کنند.
من اگر در این کشور مسؤول محترم بودم قبل از اینکه بنزین را گران یا سهمیه بندی کنم، با لباس مبدل سری به اتوبوسها و مترو میزدم بعد وقتی با تنی خسته و کت و شلواری چروک از آنها خارج شدم بعد برای مردم تصمیم میگرفتم.
قدیمیها ضربالمثل جالبی در مورد این روزهای ما دارند«سواره، خبر از حال پیاده ندارد و سیر از گرسنه»
نمیشد با توجه به طرح جدید بنزین و با علم به اینکه مردم نگران گرانی و بنزین به سمت اتوبوسها و مترو هجوم میآورند، ساعت کاری ادارات ونهادهای دولتی را تغییر داد تا کمی از فشار بر مردم کم شود؟
نمیشد ابتدا اوضاع حمل و نقل عمومی در کشور را بهبود میبخشیدیم بعد به مردم توصیه میکردیم که اتوبوس سواری کنند.
نمیشود کاری کنیم که مردم برای کار و زندگی بهتر راهی شهرهای بزرگتر نشوند تا شلوغی و آلودگی هوا، بلای جان جامع نشود؟
میشد اما طبق رسم ما نبود. رسم ما این است که تصمیم بگیریم بدون اینکه همه جوانب آن را بسنجیم. در نهایت هم میگوییم، ابتدا سخت است بعد مردم کم کم به شلوغی مترو و اتوبوس عادت میکنند!
کاش آن مسؤول محترم، تاکسیهای شهر را میدید که در زمانهای اوجی که مردم در خیابان هستند، نیستند و مسافران مجبوراند به ماشینهای شخصی متوسل شوند که کرایه را هر جور میخواهند میگیرند که البته حق دارند بالاخره بنزین آزاد میزنند و سهمیه تاکسیها را ندارند.
کاش مسؤول محترم یک روز صبح از کرج عزم تهران میکرد. میدیدد به آنهایی که صندلی نرسیده است مجبور هستند حدود دو ساعت سرپا بایستند تا محل کار خود برسند. همه مردم پول ندارند بنزین آزاد بزنند، تاکسی سوار شوند. آنها مجبور هستند مترو سواری کنند.
این که مصرف بنزین در کشور ما زیاد است را درک میکنیم. این که مردم باید از حمل و نقل عمومی استفاده کنند را قبول داریم اما لطفا شرایط تصمیمهای خود را هم فراهم کنید. جاده هم میخواهند بسازند قبل از آن زیر ساختها را آماده میکنند چه برسد به چنین تصمیمهای بزرگ و کلانی که همه مردم را درگیر میکند. البته بماند که در کشور ما جاده میسازند و بعد پشیمان میشوند و آن را جمع میکنند!
لینک کپی شد
نظر شما
قابل توجه کاربران و همراهان عزیز: لطفا برای سرعت در انتشار نظرات، از به کار بردن کلمات و تعابیر توهین آمیز پرهیز کنید.
