:::Noandish.com::: وب سایت آمریکایی: تغییر رژیم در ایران مساوی است با جنگ داخلی/ آمریکا به صورت هدفمند قصد دارد باعث بی ثباتی و هرج و مرج در ایران شود
کد خبر: ۱۰۴۴۳۸
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۰
مقاله ای که براندازان باید آن را به دقت بخوانند؛
دولت ترامپ همواره در واشنگتن با جنگ طلبانی دست و پنجه نرم کرده که به دنبال انتقام جویی از ایران بوده‌اند. در زمان ترامپ، آمریکا به طور یک جانبه از توافق هسته‌ای خارج شد و سیاست فشار حداکثری را برای تحریم و به انزوا بردن ایران اعمال کرد. تنش‌هایی که پس از خروج آمریکا از برجام آغاز شده بود، ماه گذشته با ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به وسیله یک هواپیمای بدون سرنشین به اوج خودش رسید.

نواندیش: دولت ترامپ همواره در واشنگتن با جنگ طلبانی دست و پنجه نرم کرده که به دنبال انتقام جویی از ایران بوده‌اند. در زمان ترامپ، آمریکا به طور یک جانبه از توافق هسته‌ای خارج شد و سیاست فشار حداکثری را برای تحریم و به انزوا بردن ایران اعمال کرد. تنش‌هایی که پس از خروج آمریکا از برجام آغاز شده بود، ماه گذشته با ترور سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس به وسیله یک هواپیمای بدون سرنشین به اوج خودش رسید.

 

به گزارش نواندیش، اینترسپت با اشتباه خواندن سیاست تغییر رژیم نسبت به ایران از تبعات این اتفاق نوشت و هشدار داد که در صورت نبود جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ داخلی می شود، در ادامه مقاله این سایت را می خوانید: اگرچه هنوز مشخص نیست که این تنش‌ها به کجا ختم می‌شود، اما آرزوی بسیاری از چهره‌های دولت ترامپ  تغییر رژیم در ایران است. آمریکا در دهه های اخیر در تجربه هایی هرچند ناموفق توانسته با استفاده از زور حکومت‌های عراق و لیبی را سرنگون کند. با این حال، ایران کشوری با 80 میلیون نفر جمعیت و متفاوت از آن دو کشور یاد شده است. مداخله مستقیم ارتش آمریكا در ایران حتی برای نئو محافظه‌کاران هم وحشتناک خواهد بود.

 

به خاطر تصمیم بر عدم مداخله آشکار و خطرات آن دولت آمریکا تصمیم گرفت تا با فشار حداکثری مردم ایران را وادار به قیام علیه حکومت و سرنگون کردن آن کند. با این حال به نظر می‌رسد این رویکرد فشار حداکثری امروز تنها زندگی را برای مردم عادی ایران عادی سخت‌تر کرده و تاثیری در سیاست‌های رژیم نداشته است.

 

ریچارد هانانیا، عضو پژوهشکده مطالعات جنگ و صلح سالتزمن دانشگاه کلمبیا در این باره معتقد است: ایران بیش از آنکه شبیه تجربه شوروی سابق باشد شبیه تجربیات اخیر آمریکا در خاورمیانه مانند لیبی و عراق خواهد بود. اگر شما خواستار تغییر رژیم در ایران هستید، پس باید منتظر جنگ داخلی هم در این کشور باشید. حتی به فرض اگر حکومت سقوط سقوط هم کند، باز هم  بقایای رژیم با سازماندهی خود میدان را به این راحتی ترک نخواهند کرد.

 

صراحتا باید گفت که هیچ امیدی به تغییر رژیم مسالمت آمیز در ایران نیست آینده‌ای که جنگ طلبان حاضر در واشنگتن به دنبال آن هستند فقط منجر به هرج و مرج، نزاع و بی ثباتی بیشتر در ایران و کل غرب آسیا می‌شود. به بیانی دیگر هر گونه تلاش از بیرون برای مهندسی کردن فروپاشی آن ناگزیر به خونریزی منجر خواهد شد، به طوری که کل کشور وارد دوره آشوب و هرج و مرج شود. از همه بدتر، چنین سیاستی می تواند صدها و شاید میلیون ها ایرانی را به کام مرگ ببرد.

 

در حال حاضر اگرچه افكار عمومی به خاطر سرعت تحولات سیاسی ناشی از درگیری های مدنی، ارزیابی درستی از شرایط ندارد، اما حوادث اخیر نشان داده كه جامعه ایران كاملاً چند قطبی شده است.

 

هانانیا در این باره اضافه می کند: دیدن دوئل جدل‌های کاربران توییتر یک راه وحشتناک برای پیش بینی آنچه ممکن است در ایران رخ دهد، است. اگر دولت سقوط کند، شما احتمالاً با لیبرال‌ها رو به رو نخواهید بود بلکه گروه‌هایی سازمان یافته رو به خشونت می‌آورند.

 

از همه مهم تر جایگزین شما کیست؟ اکنون اگرچه جایگاه فرزند آخرین شاه ایران برای کاخ سفید قابل اعتنا است، اما او در داخل پایگاهی ندارد. گروه مخالف دیگر در تبعید نیز سازمان مجاهدین خلق، یک گروه فرقه‌ای وحشی است که به نظر می‌رسد حتی مخالفان نظام هم از آن نفرت دارند!

 

پس از سقوط رژیم سابق و درگیری‌های خیابانی بین برخی انقلابیون، امام خمینی با استفاده از مشروعیت کافی‌ای که داشت کنترل اوضاع را به دست گرفت. او بعد از ورود به ایران نظامی را با استفاده از همین مشروعیت بنیان نهاد  که با وجود اینکه پیش بینی می‌شد سال‌ها قبل فرو بپاشد، اما همچنان بر مسند قدرت است. با وجود تلاش‌های بسیار آمریکا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و اسرائیل جمهوری اسلامی تا به امروز و بعد از گذشت 4 دهه هنوز با قدرت بر ایران حاکم است.

 

با توجه به عدم تطابق رویا‌ها و واقعیت‌های میدانی به نظر می‌رسد آمریکا سیاست نادرستی در قبال ایران اتخاذ کرده است. مقامات ارشد دولت اخیراً ایده دستیابی به توافق جدید با ایران به جای توافق هسته‌ای دوران اوباما را تبلیغ می‌کنند، در حالی که شانس جدی بودن این پیشنهاد بعید به نظر می‌رسد. اکنون به نظر می‌رسد آمریکا بیشتر از اینکه به دنبال یک توافق واقعی با ایران باشد دنبال پوششی دیپلماتیک برای اقدامات خود است.

 

الی گرانمایه،  کارشناس ارشد سیاست در شورای اروپای روابط خارجی در مورد سیاست‌های دولت ترامپ در قبال ایران می گوید: من احساس می‌کنم افرادی که در آمریکا پیرو  این سیاست هستند بیش از آنکه در جستجوی آزادی یا مذاکره با ایران باشند تنها به دنبال این هستند تا از طریق ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج در ایران این کشور را تا جای ممکن تضعیف کنند. به عنوان مثال مانع‌تراشی در ورود جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران به خوبی نشان می دهد که ایالات متحده بر خلاف آنچه که ادعا می‌کند تمایلی به دیپلماسی و گفتگو با ایران ندارد.

 

 

 

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: