- علم الهدی: فرماندهی ما به دست امام زمان (عج) است، پس هیچ قدرتی در مقابل این آمادگی تاب مقاومت نخواهد داشت
- واکنش پزشکیان به طرح اردوغان برای گفتگو با ترامپ: لازمه هر ابتکار دیپلماتیک، اثبات حسن نیت و کنار گذاشتن اقدامات جنگافروزانه است
- درباره حمید مصدق، سراینده «چه کسی میخواهد، من و تو ما نشویم، خانهاش ویران باد» + متن کامل ترانه
- دستگیری برخی از پزشکان در جریان وقایع اخیر صحت دارد؟
- ادعای ترامپ: در حال مذاکره با ایران هستیم / موضوعات: برنامه هستهای و مساله معترضان
- هشدار عراقچی به اتحادیه اروپا
- سردار رادان: سلبریتیهای ناسپاس، جوانان را به مسیر جنایت کشاندند؛ افرادی که با حمایت و امکانات نظام به اعتبار و ثروت رسیدهاند
- نبرد موشکهای هایپرسونیک ایران با ناوهای هواپیمابر ایالات متحده چه سرنوشتی دارد؟
- ترامپ توییت اخیر خود در مورد ایران را پین کرد
- واکنش پزشکیان به مذاکره با ترامپ
درباره حمید مصدق، سراینده «چه کسی میخواهد، من و تو ما نشویم، خانهاش ویران باد» + متن کامل ترانه
حمید مصدق، شاعر و حقوقدانی بود که به گفته برخی، شباهتی به جماعت وکلا نداشت.
به گزارش ایسنا، حمید مصدق متولد نهم بهمنماه ۱۳۱۸ در شهرضای اصفهان بود و در دوران دبیرستان با منوچهر بدیعی، هوشنگ گلشیری، محمد حقوقی و بهرام صادقی هممدرسه بود و با آنها دوستی و آشنایی داشت.
او در سال ۱۳۳۹ به تهران آمد، در مؤسسه علوم اداری و بازرگانی دانشگاه تهران و در رشته بازرگانی تحصیل کرد. پس از فارغالتحصیلی در مؤسسه تحقیقات اقتصادی دانشگاه تهران به کار پژوهشی مشغول شد. از سال ۱۳۴۲ مجددا به ادامه تحصیل پرداخت و از دانشگاه تهران لیسانس حقوق و سپس فوق لیسانس اقتصاد گرفت.
در سال ۱۳۴۵ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در زمینه روش تحقیق به تحصیل و تحقیق پرداخت. مصدق در سال ۱۳۴۸ بهعنوان استادیار در مدرسههای عالی کرمان و اصفهان و دانشگاه آزاد ایران به کار مشغول شد. پس از دریافت فوق لیسانس حقوق اداری از دانشگاه ملی، به عضویت هیأت علمی دانشگاه درآمد و در کنار آن از سال ۱۳۵۷ به کار وکالت روی آورد. او عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی بود و مدتی نیز سردبیری مجله کانون وکلا را به عهده داشت.
نخستین منظومه حمید مصدق با عنوان «درفش کاویانی» در سال ۱۳۴۰ منتشر و در همان سال توقیف شد؛ چاپ دوم آن در سال ۱۳۵۷ منتشر و بعد از انقلاب نیز به دفعات تجدید چاپ شد. بعد از آن شعرهای متعددی منتشر کرد که یکی از مشهورترین آنها منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» بود که در سال ۱۳۴۴ منتشر شد. مصدق یکی از دلایل مقبولیت منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» و تجدید چاپ مکرر آن را دوگانگی موجود در مفاهیم آن میدانست و معتقد بود که در بیان مسائل اجتماعی اتکای صرف به شعار از سوی هنرمندان، ثمرهای جز نابودی و فراموشی آثار آنان در پی نخواهد داشت. او درباره بند پایانی این منظومه گفته است: «زمانی که منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» رو به اتمام بود، یکباره به این فکر افتادم که نکند دوستان و یاران دانشکده و دوران مبارزات سیاسی، کار مرا تمامشده بدانند و تصور کنند «حمید مصدق» عشق را یکسره بر عقاید و مسائل سیاسی و اجتماعی ترجیح داده است؛ این بود که آخر منظومه اینچنین سرودم: تو مپندار که خاموشی من، هست برهان فراموشی من، من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند ...».
در شعر حمید مصدق سادگی و صمیمیت را میتوان دید که خود درباره آن گفته بود: «میخواستم شعرم برای مردم قابل درک باشد. میبایست شعر من برای آنان «تصویرگر» و «احساسبرانگیز» باشد؛ در غیر این صورت، خود، راضی نمیشدم. به طور کلی شعر جز این نیست، اگر شاعر نتواند در قالب واژهها به مخاطبانش تصویر و احساسش را منتقل کند، سرودهاش شعر نیست.»
برخی از شعرهای حمید مصدق نیز در سالهای مبارزه علیه پهلوی، توسط برخی از دانشجویان، در قالب سرودهایی اجرا شد که نوارهای کاست آن بهصورت مخفی دست به دست میشد و با فضای ملتهب انقلابی در سال ۵۷ واژهها و اندیشه و شعر حمید مصدق نیز از درون کتاب بیرون جست و به میدانهای آزمون رسید:
«...
چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد
من اگر ما نشوم،
تنهایم
تو اگر ما نشوی،
خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یکپارچگی را در شرق
باز برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان را وانکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه برمیخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجه هر دشمن دون آویزد
دشتها نام تو را میگویند
کوهها شعر مرا میخوانند
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند
در من این جلوه اندوه ز چیست؟
در تو این قصه پرهیز که چه؟
در من این شعله عصیان نیاز،
در تو دمسردی پاییز - که چه؟
حرف را باید زد!
درد را باید گفت!»
علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی، گفته است: «شعر مصدق به این دلیل که بر شعارهایی در مقاطع خاص سیاسی ایران قبل از انقلاب و بر خصلت مبارزه مبتنی و متکی بود، به نحوی مقبول طبع قشری از جامعه که به صورت تخصصی با شعر سر و کار نداشتند افتاد و چون شعری بیدروغ محسوب میشد، با تصنع فاصله داشت و دارای خصلتهای پیامرسانی نیز بود، به میان مردم و جامعه راه یافت.»
بهرام پروین گنابادی، استاد دانشگاه، حمید مصدق را انسانی عجیب و متمایز خوانده و گفته است: «شخصی مثل مصدق با این روحیه لطیف الهامپذیر، وکالت و دفاع را در دعاوی، با سرسختی برای حفظ حقوق موکلینش به عهده میگرفته است و این نشانگر قوت روح مصدق است.»
«در رهگذار باد» سومین منظومه مفصل مصدق نیز نخستینبار در سال ۱۳۴۷ به چاپ رسید و پس از آن بارها تجدید چاپ شد. «از جداییها»، «سالهای صبوری» و «شیر سرخ» از دیگر آثار شعری این شاعر هستند که به ترتیب در سالهای ۱۳۵۸، ۱۳۶۹ و ۱۳۷۶ منتشر شدهاند.
مجموعه آثار حمید مصدق در سال ۱۳۶۹ در کتابی به نام «... تا رهایی» گردآوری شده که بارها تجدید چاپ شده است. از او همچنین علاوه بر آثار شعری، کتاب «مقدمهای بر روش تحقیق» (۱۳۵۱)، «مجموعه رباعیات مولوی» و «غزلیات حافظ» و چندین کتاب در زمینه حقوق بهجا مانده است.

