:::Noandish.com::: "ایران" در افغانستان به دنبال چیست؟
کد خبر: ۸۷۹۴۸
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۶:۳۵
مشخص است که افغانستان برای ایران از اهمیت بالایی برخوردار است و طبیعی است که این کشور علی رغم دشمنی و ماهیت ایدئولوؤیک متفاوت با طالبان به دنبال راهی برای همکاری و مهار همزمان آن باشد. در واقع همانگونه که تهران به طالبان به عنوان یک وسیله جانبی استراتژیک نگاه می کند، گروه ستیزه جوی سنی، نیز می داند که ایران از جه اهمیت بالایی برخوردار است.
نواندیش: مذاکرات بدون پیش شرط در قطر بین فرستاده ویژه آمریکا به افغانستان، زلمی خلیل زاد و طالبان، خوش بینی محتاطانه ای برای آشتی پایدار ایجاد کرده است. خلیل زاد در توییتر خود نوشت: "ما پیشرفت چشمگیری در مسائل حیاتی داشتیم و  تا زمانی که بر سر همه چیز به توافق برسد، اتفاقی نیافتاده است. این همه چیز باید شامل گفتگو در داخل افغانستان و آتش بس جامع باشد.

به گزارش نواندیش، الجزیره با اشاره به مذاکرات اخیر تهران و طالبان نوشت: براساس گزارش رویترز، پیمان صلح بالقوه، تعیین می کند که نیروهای خارجی طی 18 ماه از قرارداد پیشنهادی امضا شده افغانستان را ترک کنند. همچنین از طالبان خواسته شده تا اجازه استفاده از قلمرو خودش را به داعش و القاعده ندهد.

با این حال، بحث مهم در مورد نقش همسایگان از جمله ایران و پاکستان است. در حالی که پاکستان به طور کلی از طالبان افغانستان حمایت کرده است به عنوان یک مانور ایدئولوژیک قابل اعتماد و نظامی مقاوم در برابر نفوذ رو به رشد هند و ایران عمل می کند. بخشی از این عارضه در مخالفت مشترک خود با آمریکا ریشه دارد و این امر باعث شده است که تهران سیاستی پر هزینه و غیرمعمول را اتخاذ کند و به میانجیگری بین طالبان ئ دولت روی بیاورد.

به غیر از تفاوت های فرقه ای و ایدئولوژیک، جمهوری اسلامی و طالبان دارای سابقه رقابت های ژئوپلوتیک هم هستند.

در سپتامبر 1996 جنگجویان طالبان کنترل کابل را به دست گرفتند و امارت اسلامی به نام امارت افغانستان را تأسیس کردند که توسط پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی - همه رقبای منطقه ای ایران به رسمیت شناخته شده بود. تقریبا دو سال بعد، در ماه اوت سال 1998، زمانی که طالبان در حال مبارزه با حمایت ایران از اتحاد شمال یک جنبش نظامی تحت رهبری احمد شاه مسعود، وزیر دفاع پیشین افغانستان برای کنترل خود بر تمام قلمروهای افغانستان گسترش داد، آنها کنسولگری ایران را در شهر شمالی یعنی مزار شریف را گرفته و 10 دیپلمات به اضافه خبرنگار خبرگزاری دولتی ایران در این کشور را به شهادت رساندند.

تهران به خاطر قتل عام دیپلمات هایش خشمگین شد و ده ها هزار سرباز را در امتداد مرز با افغانستان مستقر کرد اما در نهایت از حمله به همسایه شرقی خود امتناع نمود. بعدها به نظر می رسید که اعضای سیف صهابا، یک سازمان ستیزه جوی ضد شیعی با ارتباطات نزدیک با ارتش پاکستان و دستگاه اطلاعاتی، در این قتل ها نقش داشته اند.

 با این وجود، ایران پس از گذشت سه سال از صبر استراتژیک، فرصتی ارائه شده توسط حملات تروریستی 11 سپتامبر را غنیمت شمرد و همراه با اتحاد شمال، به ائتلاف آمریکایی برای سرنگونی طالبان کمک کرد.

 روابط در حال توسعه تهران با طالبان ترکیبی دوجانبه از حمایت و مهار محدود است، رهبران ایران به دنبال استفاده از گروه مسلح به عنوان یک ابزار استراتژیک برای خنثی کردن تلاش آمریکا در افغانستان و اطمینان از اینکه آمریکا حضور نظامی در حیاط خلوت ایران نخواهد داشت، هستند.

یک کاتالیزور کلیدی برای روابط غیر متناجس جمهوری اسلامی ایران با طالبان، افزایش نیروهای داعش در افغانستان بوده است. برای ایران، طالبان، گروهی است که توانایی محدود کردن گسترش نیروهای ضد ایرانی افراطی را در شرق خود دارد.

همانگونه که تهران به طالبان به عنوان یک وسیله جانبی استراتژیک نگاه می کند، گروه ستیزه جوی سنی، نیز می داند که ایران از جه اهمیت بالایی برخوردار است.

هارون نجفی زاده، روزنامه نگار افغان و مترجم کتاب زلمای خلیلزاد، در این باره می گوید که این یک رابطه فصلی بین جمهوری اسلامی و طالبان است که تنها به یک هدف اهمیت می دهد و این امر مبارزه با آمریکایی ها در افغانستان است.

با توجه به آنچه گفته شد مشخص است که افغانستان برای ایران از اهمیت بالایی برخوردار است و طبیعی است که این کشور علی رغم دشمنی و ماهیت ایدئولوؤیک متفاوت با طالبان به دنبال راهی برای همکاری و مهار همزمان آن باشد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: